نقش رفیق ببرک کارمل در زمینه ایجاد جبهه ملی پدر وطن در دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان

تحقق هنجارهای عام تکامل اجتماعی بدون درنظرداشت ویژه گی های به خصوص هرجامعه که زادهء وضع اقتصادی، اجتماعی ،فرهنگی در روند تاریخی است امریست ناممکن . ازهمین رواست که بدون شناخت دقیق از ترکیب وچگونگی روان، سنت وروحیه اخلاق  اجتماعی جامعه نمیتوان راه بیرون رفت از دشواری های اجتماعی را به سوی اعتلا ودگرگونیها مترقی ودموکراتیک انجام داد.دانش مترقی بیشرونده میاموزاند که تغییر و رشد چنین جوامع نمیتواند که به یک باره گی با شتاب وعجله بدون پشتبانی  وبسیج مردم ورشدسطح اگاهی شان ناممکن است. تاریح نشان داده که هرنوع عمل ورویکردهای مترقی که ازسطح شعور ودرک مردم بلند باشد ناکام وغیر عملی میباشد.

حزب دموکراتیک خلق افغانستان با درنطرداشت نکات فوق ،ازهمان اغاز مبارزات عدالتخوهانه خود این اصل علمی را با دقت کامل در صدر وظایف برناموی  خود قرار داده بود وبا پیروزی قیام هفت ثور(انقلاب ثور) واخص بعداز مرحله تکاملی ان تحت رهبری زنده یاد ببرک کارمل برای رسیدن به اصلاحات وتغیراتی اساسی را، بر بنیادی ارزشهای عدالت خواهانه رویکردهای  مبتکرانه را مطابق با روحیه جامعه عقب مانده وسنت زده یی افغانستان در سرلوحه وظایف درجه یک حزب ودولت جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان قرار داد. 

 از انجایکه هویدا ومبرهن است که کشورما درزمان تشکیل حزب دموکراتیک خلق افغانستان از لحاظ سیاسی واقتصادی واجتماعی مناسبات عقب مانده  فیودالی وملوک الطوایفی قرارداشت . درعین زمان دارای عدم تجانس قومی وانتیکی نیز بود. بر شالوده یی این امر ح. د.خ.ا برای تحقق اهداف مترقی ومدرن خود برای تساوی حقوق همه زحمتکشان کشور طرح ایجاد جبهه ملی پدروطن را درنخستین مرام خویش برای بسیج وتشکل وسهمگیری فعال همه اقشار کشور غرض دگرگونیهای اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی گنجانیده بود. چنانچه در نخستین شمار ،جریده خلق” چنین بازتاب یافته است:”حلقه اساسی مبارزه وبیشبرد جنبش در راه استقرار دموکراسی ملی عبارت از ایجاد جبهه متحد دموکراتیک وملی وتقویت روزافزون ان است”. براین اساس  بود، شادروان ببرک کارمل بعداز مرحله تکاملی شش جدی 1358 که به حیث منشی حزب دموکراتیک خلق افغانستان ورییس شورای انقلابی ج.د.ا انتخاب شدند، درنخستین گام عملی خویش تشکیل جبهه ملی پدروطن را درصدر وظایف تمام ارگانهای حزبی ودولتی قرارداد. 

شادروان ببرک کارمل طی مقالات خویش در نشر ات حزبی  حقیقت انقلاب ثور تاکید مبرم واساسی درمورد وحدت نیروهای ملی ودموکراتی داشت وانرا ضرورت مبرم وحیاتی برای ایجاد وحدت عمل همه نیروهای ملی ووطنپرست دریک جبهه ملی ودموکراتیک میدانست . شادروان ببرک کارمل خطاب به اعضای ح.د.خ.ا میگفت:” ما اعضای ح.د.خ.ل با سربلندی تمام گفته میتوانیم که درجهت تشخیص ضرورت امکانات ایجاد وحدت عمل تمام نیروهای ملی ووطنپرست درطول حیات حزب خویش نه تنها دچار اشتباهات نشده ایم بلکه دراین جهت عملأ گامهای موءثر اصولی برداشته ایم . مردم کشورما ، مارا به مثابه پیکارجویان واقعی راه وحدت عمل همه انسانهای شریف وخدمتگزار مردم می شناسند. ما هیچگاهی ازاین راه عدول نکرده ایم و نه خواهیم کرد.”.

شاد روان ببرک کارمل معتقد بود که حل مناسبات کهنه فیودالی و ماقبل ان بدون اشتراک همه اقشار کشور ناممکن است.  هدف بنیادی حزب دگرگونی های ملی ودموکراتیک یعنی ازبین بردن مناسبات فرتوت فیودالی ومبارزه علیه مناسبات استثمارگرانه امپریالسیتی بدون فعال تمام اقشار جاممعه ناممکن است. شادروان ببرک کارمل تاکید داشت که دراین روند منافع تمام طبقات واقشار مختلفی جامعه به شمول: کارگران، دهقانان ، روشنفکران مترقی ، کسبه کاران وسایر مالکین خرد ومتوسط وبوروژوازی ملی در تضاد نیست. به این رو برای  تحقق یافتن همبستگی ملی ،بر شالوده یی اتحاد همه اقوام کشور ، کنگره موسس جبهه ملی پدروطن به تاریخ 15 جدی 1981 مطابق 25جوزای 1360 خورشیدی تالار سلام خانه درارگ کابل به شرکت بیش از یک هزارتن ازنمایندگان اقشار گوناگون اجتماعی کشور ازمیان مناطق وملیتهای مختلف کشور، هیأتهای رهبری سازمانهای اجتماعی وسیاسی وشخصیتهای مستقل اجتماعی وسیاسی دایر گردید.دراین کنگره ، ایین نامه وکمیته ملی جبهه به عنوان عالیترین مقام رهبری ان انتخاب گردید. دراین کنگره 95 تن به کمیته ملی جبهه تعین که ازجمله 23 تن به حیث اعضای هیأت اجراییه به شمول رییس ،معاون وسکرتر جبهه انتخاب گردیدند.

جبهه ملی پدر وطن  یگانه طرح معقولی بود برای تقویه پایه های اساسی حکومت دمکراسی ملی افغانستان که اشتراک عموم خلقهای زحمتکش  ترقیخواه دموکراتیک ووطنپرست برای تحقق ارمانهای مردمی مساعد میساخت.  

جاویدان ببرک کارمل درشماره اول جریده پرچم زیر عنوان نگاهی به وظایف ملی ما دراین مرحله تاریخی چنین تحریر نموده بودند:” … حلقه اساسی مبارزه وپیشبرد جنبش در راه استقرار دموکراسی ملی عبارت است از ایجاد جبهه متحد دموکراتیک وملی پایه دار وتقویت روز افزون ان دراینده نزدیک…” البته این هدف نجیبانه  شادروان ببرک کارمل بنا برموضع گیرهای خشم وضد وحدت حزبی حفیط الله امین در کنار سایر عمل خاینانه ونابخشودنی ان تا شش جدی 1358 مورد اجرا قرار نه گرفت بعداز ایجاد جبهه ملی پدروطن بعدازمرحله شش جدی 1358 سازمانهای ان درتمام شهرها وولایات کشور ایجاد که درجهت بسیج مردم برای تحقق اهداف دولت جمهوری دمکراتیک افغانستان درعرصه های اقتصادی واجتماعی وسیاسی نقشی بزرگی ادا کرده است. درقراء وفصبات کشوردرجهت بسیج بی سوادان درکورسها ی سواد اموزی وتقویه صفوف قوای مسلح کشور وسایر عرصه ها ی زندگی مردم نقش بارزی را اجرا کرده است.   جبهه ملی پدروطن درانزمان به مثابه سازمان تجمع کلیه سازمان های اجتماعی وسیاسی که ستون فقرات انرا اتحاد وهمبستگی کارگران ، دهقانان وتمام اقشار اجتماعی تحول طلب ونیروهای ملی ومذهبی دموکراتیک ووطنپرست تشکیل میکرد،بوجود امده بود. با درنظر داشت این امر که این جبهه ارگان ویا نهاد با اهمیت ومهمی درنظام جمهوری دموکراتیک افغانستا شمرده میشد ولی انطوریکه خواست رهبری اخص شادروان ببرک کارمل بود نسبت مداخله های دشمنان وکشورهای همسایه با سردمداری کشورهای امپریالیستی که علیه دولت جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان مسلحانه میجنگیدند وبرضد اهداف ان قرار میگرفتند، نه شد.شرایط ناهنجار وادامه جنگ درکشور، تسلح، تمویل وتشویق روز افزون نیروهای مخالف مسلح درخاک پاکستان وتشدید حملات انها درداخل افغانستان به بهانه حضور نیروهای نظامی اتحادشوروی به مرام واهداف اصلی خویش نایل نه شد.

بادرنظرداشت اینهمه جفاها وسنگ اندازی درر اهی صلح واعتلای وطن  از جانب دشمنان داخلی وخارجی صورت گرفت ،نخبه گانی علمی وسیاسی ازجمله روانشاد اکادميسين پروفیسوردکتور عبدالاحمد جاويد دانشمند فرهيخته و شخصيت شناخته شده کشور درمورد دوران زعامت شادروان ببرک کارمل چنین ارشاد فرموده است: 

«دوران زعامت ببرک کارمل يگانه دورانی بوده که در آن مسأله زبانها و مليت ها بگونۀ بهتری حل گرديده و تعصب و تنگ نظری ها درزمينه، از ميان برداشته شده بود. چنانچه که ساختارهای قدرت و ادارۀ دولتی و سياستهای کادری آن دوره اين گفته را بوضاحت آشکار می سازد. ببرک کارمل، يار و مددگار کارگر و دهقان، پيشه ور و اهل کسبه، مامور و آموزگار و در يک کلام همه زحمتکشان افغانستان در امر بزرگ خدمت به مردم و ميهن  بود. آرمان و هدف والايش، تأمين عدالت اجتماعی و رفع تبعيض و نابرابری در جامعه بود. ايشان در دوران زعامت خويش، درجهت بهبود شرايط کار و زندگی کارگران و ساير زحمتکشان و تهی دستان جامعه، همواره توجه جدی می نمودند.»

امروز ما شاهید هستم که این گروه های دهشت افگن که دیروز زیرنام” جهاد” برضد مردم واهداف پاک دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان سلاح گرفته بودند، خود مایه دستاویز بازیهای سیاسیون منطقوی وجهانی  شده اندکه زمینه هجوم ولشکر کشی 48 کشورجهان رادرافغانستان برای تحقق اهداف جهانگشاهی استثمارگرانهء انهاشدند. جای پای فعالیت دهشت افگنانه تروریستی نیروهای تازه نفس بنیادگرای اسلامی ازجمله القاعده، طالب وداعش را درکشورمامساعد ساختند. در طول هجده سال است که این گروه ها با رویکردهای مختلفی  نظامی خرابکارانه درافغانستان داشته که باعث کشتار هزارهاتن مردم بی گناه ومیلونها مهاجر وبی سرپناه وبی خانمان درخارج داخل شده اند. این غایله هنوزهم با روشهای نوآورانه توطیهءآمیز ادامه دارد. شیرازه اتحاد وهمبستگی وحدت ملی کم رنگ شده واختلافهای قومی وگروهی ومذهبی هروز چاق تروپیشتر میگردد.فقر وبیچاره گی واختلافهای طبقاتی میان نادار وپولدارجامعه  زیادتر شده میرود غریب غریبتر و پول دار پولدارتر میشوند.

رستمی 30.11.2019 کشور المان