“مشکل” هسته ای ایران بهانه است

 

آمریکا با رژیم ایران مخالف است و برای تغییر رژیم ایران برخلاف ضوابط بهرسمیت شناخته شده جهانی؛ تلاش کرده و در امور داخلی ایران بیشرمانه دخالت میکند. آنها امر سرنگونی رژیم ایران را به عنوان یک قدرت سلطهگر خارجی در دستور کار خود قرار دادهاند.

نه از این جهت که رژیم ایران بهحدکافی ارتجاعی نیست، نه از آنجهت که رژیم ایران بهحد کافی حقوق بشر را بهزیر پا نمیگذارد، نه از آنجهت که رژیم ایران برای قوانین خودش احترام کافی قایل نیست و برایشان تره هم خورد نمیکند، نه از آنجهت که دولتمردان ایران به حد کافی دزد؛ راهزن و دروغگوی بیشرم نیستند، بلکه تنها از این جهت که ایران تنها کشور منطقه است که سیطره آمریکا را نپذیرفته و زیر بار اوامر این قدرت بیگانه در منطقه نمیرود و به این ترتیب نفت و گاز خلیج فارس و راههای انتقال آنها به شرق آسیا و اروپا با وجود ایران کنونی در منطقه؛ صددرصد زیر نفوذ آمریکا و نوکرانش نیست.

تاریخ معاصر نشان داده سایر مشخصات برشمرده رژیم ایران مورد پسند و ترغیب امپریالیسم آمریکاست. رژیمهای فاسد؛ سرکوبگر؛ دروغگو؛ ناقض حقوق بشر و… همواره مورد تائید آمریکا بوده و از متحدان پروپاقرص آنها محسوب میشدهاند. سراسر تاریخ آغشته به خون استیلاگری آمریکا در آسیا؛ آمریکای جنوبی و آفریقا؛ گویای آن است. اگر در ایران رژیمی بر سر کارآید نظیر عربستان سعودی؛ دست دراز شده آمریکا در منطقه؛ آنوقت آمریکا با “حق مسلم ایران در استفاده از انرژی هستهای” نیز اِشکالی نخواهد داشت. آمریکا میخواهد ایران را خفه کند و این خفه کردن ایران فقط شامل استقرار غیرقانونی تحریمها؛ چه از طریق شورای امنیت سازمان ملل؛ چه به صورت غیرقانونی از طریق کنگره آمریکا و یا اتحادیه اروپا که خودشان را جای سازمان ملل گذاردهاند، نمیشود. خفه کردن ایران ممانعت از انتقال گاز ایران از طریق عراق و سوریه به دریای مدیترانه است. خفه کردن ایران به مفهموم نابودی و یا تضعیف متحدان ایران در منطقه است تا در ضمن، امنیت صهیونیسم در منطقه تامین شود.

مبارزهایکه امپریالیسم و صهیونیسم در منطقه برای سرنگونی رژیم مشروع و قانونی بشار اسد در سوریه در پیشگرفتهاند، مبارزه برضد دولت قانونی لبنان که حزباﷲ اکثریت آنرا دارا میباشد، مبارزه با جنبش فلسطین که رهبری آنرا در شرایط کنونی جنبش مقاومت اسلامی(حماس) در دست دارد، مبارزه بر ضد مردم بحرین و یمن؛ دخالت در امور داخلی عراق و تحریک اکراد ناسیونال شونیست در منطقه همه در خدمت آن است که رژیم ایران را نه تنها تضعیف کرده، بلکه تغییر دهد.

آمریکا همانگونه که انتظار میرفت و آنهم نه برای نخستینبار؛ مانند سایر امپریالیستهای اروپائی که آنها نیز قراردادها و پیمانهای خود را بر اساس منافع خویش مرتب بهزیرپا گذاردهاند، توافقنامه اتمی با ایران را ملغی کرد و حال میخواهد از نفوذ ایران در سوریه؛ عراق و فلسطین بکاهد و منافع اسرائیل را تامین کند و توانائی موشکی ایران را نابود نماید. همان بلائی را که بر سر صدام حسین و یا معمر قذافی آوردند. آنها ایرانی میخواهند که توانائی مقاومت و مانور و دفاع از خود نداشته باشد تا برای نابودی کامل استقلال ایران موفق شوند و به ایران لشگر بکشند. فقط سرسپردگان آمریکا در ایران میپندارند که هوچیبازی آمریکا در مورد سیاست خارجی ایران مبنی بر “دخالت ایران در منطقه” با نیت استقرار یک حکومت دموکراتیک و مترقی در ایران صورت میگیرد. اپوزیسیون آمریکائی در ایران نیز که منبع تغذیه فکریاش رسانههای گروهی لوسآنجلسی؛ “من و تو”، بی بی سی لندن و مجامع انقلاب مخملی و منابع مالی “ایران دوستان آمریکائی” در آمریکاست، با سخنان ترامپ؛ اوباما و اروپائیها که همکاری ایران را با دولت قانونی سوریه مورد انتقاد قرار میدهند و خواهان حراج ایران هستند، موافق است و با ساز آنها رقصیده؛ به نفع آنها اعلامیه و بیانیه صادر میکند تا حقوق بازنشستگی ورشکستگان خرابکار سیاسی ایران را تامین کند. این اپوزیسیون ناتوئی در ایران و اروپا حتی ذرهای انتقاد به صهیونیسم و امپریالیسم ندارد و فقط لاطائلات ترامپ و نتانیاهو را نشخوار میکند.

توگوئی دخالت بیشرمانه عربستان سعودی در بحرین؛ یمن؛ سوریه؛ عراق؛ لیبی؛ مصر و… به گردن ایران است. امپریالیسم آمریکا وظیفه ژاندارمی منطقه و سرکوب فلسطینیها و مبارزان ظفار و اعراب را به شاه ایران محول کرده بود و تجاوز ارتش ایران را مورد حمایت قرار میداد و در آن زمان چون به نفعش بود سخنی از دخالت ایران در منطقه نمیگفت. واقعیت این است که امپریالیستها تحولات ناشی از انقلاب ایران را نپذیرفتهاند و تلاش دارند شرایط دوران محمد رضا شاه را در ایران با چهرههای جدید مستقرسازند. این وضعیت هم امنیت اسرائیل راتامین میکند، هم محاصره روسیه و چین را کامل کرده و هم منابع سوخت ایران را تحت نظارت امپریالیسم آمریکا قرار میدهد. هرگونه تسلیم و عقب نشینی ایران و جناحهای مورد حمایت آمریکا؛ انگلیس و اسرائیل در حکومت و در اپوزیسیون ناتوئی در ایران؛ خیانت به منافع ملی ایران است و آغازی برعقبنشینیهای جدید میباشد. تجربه خیانت ملی در مسئله اتمی که ایران در آن تحت فشار و ارعاب و محاصره غیرقانونی از حق مسلم خود صرفنظر کرد و هیچ چیز بهدست نیاورد، به جز آنکه حاکمیت کنونی چند صباحی تثبیت شود، باید مردم ایران را هشیار کند که فریب حاکمیت ایران را که برای حفظ موجودیت خویش به هر خیانتی تن میدهد نخورند.

چه کسی منطقه را برهم زده است؟ جنبش فلسطین؛ مبارزه مردم یمن چه در زمان وجود دو یمن و چه اکنون بعد از وحدت آنها قبل از رژیم جمهوری اسلامی وجود داشته است. ایران عنصر بیگانه در منطقه نیست. این  صهیونیستهای اسرائیل و امپریالیسم آمریکا هستند که از آنطرف دنیا به منطقه آمده و منطقه را درهم ریخته و متشنج ساختهاند. حضور صهیونیسم در منطقه که فلسطین را اشغال کرده و برای قوانین جهانی تره هم خورد نمیکند، حضور حداقل 15 هزار نظامی آمریکائی در عراق؛ حداقل 5 هزار نظامی مزدور آمریکائی در سوریه؛ 10 هزار نفر در قطر و هزاران جاسوس آنها در کردستان عراق و سوریه؛ منطقه را متشنج و آشفته ساخته است. آمریکا و اروپا میخواهند با ربط دادن تشنج منطقه به ایران و جعل واقعیات؛ هم توافقنامه اتمی را ملغی کنند و هم مهار سیاست خارجی ایران را در دست بگیرند و حق حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور ما را به خطر بیاندازند. مسایلی نظیر طرح مجدد مسئله هستهای ایران؛ مبارزه ایران با داعش در سوریه و عراق؛ حمایت از جنبش فلسطین و مبارزه با توسعهطلبی اسرائیل همه این فعالیتها در زمینه مرتبط و جداناپذیر از هم صورت میگیرند.

تلاش برای انکار این واقعیات یک خیانت ملی و تائید سیاست مداخلهگرانه آمریکا در مورد ایران است که ما شاهد تاثیرات آن در اپوزیسیون آمریکائی و ناتوئی ایران هستیم. چقدر انسان باید سفیه باشد که تبلیغات امپریالیستها را در مورد دخالتهای ایران در سوریه و فلسطین را بپذیرد و با آنها همصدا شود. تجاوز به سوریه و اشغال فلسطین کار ایران نیست، کار امپریالیسم و صهیونیسم است که منطقه را متشنج کردهاند.

   

برگرفته از توفان شـماره 220 تیرماه 1397ـ ژوئیه سال 2018

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)