مرگ تروریزم برخورد شفاف امریکا برای مبارزه با تروریزو و پاکستان است

نویسنده : مهرالدین مشید

در این شکی نیست که تروریزم سخت جان است، زود نمی میرد و به قول معروف “هفت جان ” دارد؛ اما با  این هم برخورد انعطاف ناپذیرانۀ امریکا در برابر حامیان تروریزم و بویژه پاکستان و افزایش فشار قاطعانه در برابر آن می ابشد که می تواند، بحیث یگانه راۀ میانبر عمر تروریزم را کوتاه کند. هرچند نابودی تروریزم وابسته به نابودی زمامداران تروریست پرور ونظامیان حامی درجۀ یک تروریزم آن است و این کشور مولد و صادر کنندۀ تروریزم است تا زمانی که نطفه های تروریزم خشک نشود، بدون تردید تروریزم نابود نمی شود. یگانه دلیل شکست امریکا در افغانستان طی هفده سال گذشته، عدم توجه و کم گرفتن پناه گاه های تروریستی در خاک پاکستان بود که از سویی هم تمرکز امریکا در افغانستان برای سرکوب تروریستان نه تنها نتیجۀ موثر نداد، برعکس حربه یی برای تروریستان و حامیان شان داد تا از آن استفادۀ ابزاری به سود خودکنند. مخالفان مسلح افغانستان در طول هقده سال گذشته از این رویکرد امریکا سود برده اند که نتیجۀ آن هرچه قدرتمند شدن تروریستان و افزایش ناامنی ها در کشورمی باشد. سیاست های جنگی امریکا برای مبارزه با تروریزم در داخل افغانستان تا کنون به گونۀ کامل ا شتباه آمیز بوده است و اشتباۀ پی در پی امریکا در جنگ افغانستان جنگ را به درازا کشید، تروریزم را سخت جان کرد و امریکا در سطح جهانی شکست خورد.

دلیل عمدۀ این شکست انعطاف و مدارا های پیهم امریکا در برابر پاکستان بوده که حتا کاخ سفید به صدا های مقام های ارشد نظامی و ملکی خود در پیوند به سیاست های تروریست پرورانۀ اسلام آباد و نقش مستقیم نظامیان آن در تمویر و تجهیز، آموزش و رهبری تروریستان و رابطۀ تنگاتنگ آی اس آی با شبکه های تروریستی، بویژه شبکۀ حقانی به مثابۀ بازوی ارتش پاکستان، به گونۀ جدی گوش نداد و تمامی نظریه ها، پیشنهادات و خواست های آنان را دست کم گرفت. این انعطاف و نرمش امریکا در موجی از سیاست های دو پهلویش فرصت های بی پیشینه یی را برای نظامیان پاکستان داد تا فعالیت های تروریست پرورانۀ شان را در افغانستان افزایش بدهند و هر زمانی که تروریستان به وسیلۀ فشار های امریکا در افغانستان زمینگیر شدند، خیلی قشنگ وارد پناه گاه های شان در داخل خاک پاکستان شده و با تجدید نیرو به زودی وارد افغانستان می شدند و هنوز هم این روند به شدت ادامه دارد. این رویکرد امریکا از دو حالت خارج نیود یا این انعطاف های آشکار امریکا در برابر پاکستان به دلیل قرار دادها و پیمان های مخفی این کشور با پاکستان بود و یا این که امریکا در بازی های استخباراتی خود از پاکستان شکست خورده است که گواۀ آشکار بر ضعف مدیریتی امریکا در بخش کشف و استخبارات است؛ اما با توجه به توانایی های استخباراتی امریکا و نفوذ آن در شبکه های استخباراتی پاکستان، بعید به نظر می رسد که واشنگتن از پنهان کاری های استخباراتی اسلام آباد به کلی بی خبر بوده است. سناریوی مبارزه با تروریزم که تا کنون هفده سال از آن می گذرد، در موجی از نشیب و فراز های سیاسی میان کابل و اسلام آباد از یک سو و میان اسلام آباد و واشنگتن از سوی دیگر به شدت ادامه دارد. هرچند در این مدت چند بار رابطه میان اسلام آباد و واشنگتن بهم خورد  و حتا یک بار پاکستان برای کمتر از یک سال اکمالات نظامی نیرو های امریکا و ناتو را از طریق این کشور مانع شد؛ اما در تمام این مدت رویکرد امریکا در برابر پاکستان انعطاف پذیرانه و با قبول چشم پوشی از مداخله و جنایت های پاکستان که همانا حمله های وحشیانۀ انتحاری و انفجاری بوسیلۀ طالبان در افغانستان بوده است.

این بازی تا زمان ترامپ رئیس جمهور امریکا ادامه یافت تا آن که وی خلاف انتظار با اعلام استراتیژی جنوب آسیا رویکرد سخت گیرانه در برابر پاکستان را اتخاذ کرد و تا حالا در حدود دو میلیارد کمک های مالی اش را به پاکستان  بند کرده و اسلام اباد در اثر فشار امریکا شامل فهرست خاکستری شد. سازمان جهانی نظارت ازپول شویی که مرکز آن درپاریس است پس از یک هفته رایزنی‌ها سرانجام تصمیم گرفت تا به پیشنهاد ایالات متحده، نام پاکستان را بار دیگر از بهر ادامه پشتیبانی ازگروه‌های هراس افگن، درفهرست خاکستری مراقبت ازحامیان مالی هراس افگنان جا دهد. این تصمیم “قتف” روابط واشنگتن و  اسلام آباد را تیره تر خواهد کرد. این فیصله زمانی به عمل آمد که چین، ترکیه وعربستان سعودی مخالفت شان را پس گرفتند. درحدود سه سال پیش نیز یکبار نام پاکستان در این فهرست قرار گرفته بود. در طول سال هال گذشته تنها واشنگتن نبوده که با اتخاذ سیاست های مبهم و چند لایه میدان را برای مداخلۀ بیشتر پاکستان خالی کرده است؛ بلکه نبود یک راهبرد و سیاست مشخص حکومت های پیشین در برابر پاکستان، عدم درک و مطالعۀ دقیق از اهداف راهبردی پاکستان و خوش‌بینی‌های بیش از حد  سبب شد که کوچک‌ترین اقدام عملی و اساسی در برابر پاکستان صورت نگیرد؛ برعکس برای انجام فعالیت های خصمانه بیشتر فرصت سازی هم شد. از سویی هم ضعف دستگاه های کشفی و امنیتی افغانستان سبب تقویت پاکستان شد که برای بدست آوردن اسناد لازم مداخلۀ پاکستان در افغانستان کوتاه آمدند تا با ارایۀ آن به امریکا و شورای سازمان ملل فشار ها پیش از این بر پاکستان افزایش می یافت. حالا فشار ها برضد پاکستان امیدوار کننده تلقی شده است. حالا اگر هشدار های جدی ترامپ را با چانس‌ها و معافیت‌هایِ پی در پیِ نهادهای بین‌المللی برای پاکستان ارزیابی کنیم، به این نتیجۀ می رسیم که رابطۀ پاکسـتان با تروریسمِ جهانی بسا ژرف ‌تر و پیچیده‌تر از تصمیم های یک شخص و نهادد خاص می باشد. به این حقیقت صحه می گذارد که پاکستان و دستگاۀ نظامی و استخباراتی آن توانسته است، بخش عمده‌ یی از جهـان را در منافعِ حاصل از بازی تروریسم شریک کند. این بازی به اندازه‌ یی پنهان و چندلایه است که می تواند، رییس‌جمهورِ امریکا را نیر دور بزند. در کنار این دستگاۀ سیاسی پاکستان در چند دهۀ جنگ نیابتی در افغانستان چنان کار کشته و باظرفیت شده است که قابلیت های بی شماری را برای گریز از تنگنا های سیاست خارجی بدست آورده است که در بسیاری موارد توانسته جهـان را از رویارویی با خود منصرف کند. حال به حکومت افغانستان است تا در کنار فشار های امریکا، بر پاکستان، به تدریج توان رویارویی خود را با این همسایۀ کار کشته بلند ببرد. این زمانی ممکن است که حکومت دوستی و دشمنی خود را با کنار گذاشتن ساده اندیشی و خوش خیالی و کلیشه یی با پاکستان از سر تعریف کند و با شناخت عمیق از پاکستان وارد عمل شود که سیاست، اقتصاد، صنعت و تمامی هست و بود اش را بر رغم تهدید های رئیس جمهور امریکا برای پشتیبانی از تروریزم بسیج کرده است تا با بازی های سیاسی مکارانه و ژست های فتنه انگیز، هر از گاهی افغانستان را در آخر خط برساند و در دقیقۀ نود ضربۀ فنی کند.

همین اکنون از کشاندن چین، روسیه، ایران، ترکیه و سعودی به محور بازی های اسلام آباد معلوم است که به بهانۀ داعش بازی خیلی سنگین و جاافتاده را برضد کابل و واشنگتن و به نفع تروریزم به راه افگنده است که کم توجهی به آن تنها اشتباه نه؛ بل غلطی کلان سیاسی در برابر سرنوشت مردم افغانستان است. از این رو بازی با پاکستان را نباد امری ساده شمرد؛ بلکه خیلی تانی، قاطعیت و جدبت می خواهد و کم ترین انعطاف پذیری در برابر اسلام آباد و برداشتن فشار از آن سبب می شود تا این هیولای تروریزم بردار دوباره با نیروی تازه به میدان آید. حال اگر امریکا به گونۀ جدی خواهان نابودی و شکست تروریزم است، نباید گریبان اسلام آباد را رها کند و در ضمن فشار های پیهم وخورد کننده بر اسلام آباد را در سطح گوناگون سیاسی، اقتصادی و نظامی افزایش بدهد تا پوزۀ آن به زمین سایده شود و از نفس کشیدن بماند.