قلعه تاریخی بُست باستان روایت‌گر تاریخ سیستان

قلعه‌ی که نامش با نام فریدون، پادشاده اسطوره‌ای کتاب‌های شاهنامه فردوسی و تاریخ سیستان،پیوند می‌خورد و بیش از دو هزار سال قدامت تاریخی دارد. قلعه بست در 125 کیلومتری سمت غرب قندهار و در فاصله هشت کیلومتری شهر گرشک و در نقطه تلاقی دو دریای نامدار هلمند و ارغنداب بنا شده که هر گاه بالای این قلعه ایستاد شویم تمام شهر لشکرگاه را به خوبی تماشا کرده می توانیم. این بنای تاریخی با مساحت ۳۰۰ جریب زمین،از گِل و خشت خام ساخته شده و دست‌کم ۹۹ برج بزرگ و کوچک را در خود جا داده است.

قلعه فریدون در میان ساکنان استان فراه،به نام شهر«کهنه»مشهور است و باشندگان فراه به نقل از نیاکان شان گفته‌اندکه نهادهای دولتی و دکاکین‌ تا 100سال پیش در این قلعه متمرکز بوده‌اند.بقایای ساختمان‌های دولتی ودکان‌های قدیمی هرچند متروک اما تاکنون درچهاراطراف این قلعه به چشم می‌خورد  قلعه بست دو دروازۀ ورودی بزرگ ؛بنام های دروازۀ قندهار وهرات در دیوارجنوبی وشمالی دارد و در گوشۀ شمال شرقی آن،یک قلعه کوچک دیگر وجودداشته که آثاروبقایای ساختمان های آن هنوز هم باقی است. درمورد این قلعه کوچک گمان زنی های وجود دارد؛برخی آنرا ارگ ومحل بود و باش فریدون ،برخی استدیوم ورزشی و عده دیگرذخیره گاه اسلحه ومهمات می دانند.                                                   قلعه فریدون در مسیر تاریخ از چشم سیاحان هم دور نمانده است.چنانچه جی پی فریه، سیاح فرانسوی در سال ١٨٤٨،دوبار از این استان دیدن نموده و درکتاب خود تحت عنوان((سفر با کاروان و سرگردانی در ایران،افغانستان،ترکمنستان وبلو چستان)) از فراه و قلعه فریدون ،به عنوان(شهر)،یاد کرده است.

جی پی فریه سیاح فرانسوی،درکتاب خود که حاصل سفرش به کشورهای یاد شده است،مي نويسد که شهرجدید فراه با خاکریزهای عظیمی محاط است که مخلوط خاک و خرده چوب است و یک راه سرپوشیده به دورادور آن ساخته شده است. بلندی این خاکریزمخروبه( قلعه فریدون) از٣٥ تا٤٠ فت بوده ودربالای آن برج های بسیار ویک کانال عمیق وعریض در اطراف این خاکریز وجود دارد،که این کانال خط اول دفاعی شهری بوده که به خاکریز مبدل شده است.وی قلعه فریدون راقدیمترین شهر فراه می داند و به این نظر است که این شهر؛ مدت ها قبل توسط اسکندربنا شده است.او افزوده است ،شهر فراه همین ساختمان های خرابه است،اما از نظر نظامی بی نهایت با اهمیت است .هرکس که این شهر را به دست داشته باشد،یک پایش درقندهار وپای دیگرش در هرات بوده ودروازه سیستان را تحت تسلط دارد. در کاوش‌های‌ صورت‌ گرفته‌ توسط هیات‌ باستان‌شناسی‌ فرانسوی‌ در سال‌های‌ ۱۹۴۹-۱۹۵۲م‌ در محوطه لشکرگاه‌ بست‌، بقایای‌ کاخ‌ مسعود غزنوی‌ از دل‌ خاک‌ بیرون‌ کشیده‌ شد. بر دیوارهای‌ این‌ کاخ‌ تصاویری‌ رنگین‌ از نگهبانانی‌ زرین‌کمر، با قباهایی‌ به‌ رنگ‌های‌ سرخ‌، لاجوردی‌، سبز و بنفش‌ به‌ اندازه قامت‌ آدمی‌ ترسیم‌ شده‌ که‌ نمونه‌هایی‌ جالبی‌ ازهنر ،در هزار سال‌ پیش سرزمین ما‌ست.

در حمله‌ی اعراب، شهر بست به شدت تخریب شد و بعد از آن در زمان غزنویان مرمت گشت و اقتدار خود را بازیافت. بعد از آن علاءالدین غوری دوباره این شهر و قلعه ی باستانی آن را ویران کرد و دوباره بازسازی شد. این روند ویرانی و بازسازی چندین بار در طول تاریخ تکرار شد تا در نهایت در زمان تیمور با قطع کردن شریان‌های حیاتی شهر و بستن نهرها، آن را به کلی نابود کرد.این قلعه شاهد جنگ‌ها و خون ‌ریزی ‌های زیادی بوده و قدرت طلبی بشر زخم‌های زیادی بر قد و قامت او زده است.

هنگامیکه محمد انور  نایب الحکومه (مسؤول نظامی و ملکی دولتی) فراه تعیین شد؛ نامبرده بازار فراه را از داخل قلعه فریدون به ساحه کنونی شهرانتقال و به این ترتیب شهر جدید فراه را در موقعیت فعلی تأسیس کرد.

تاحالا هیچ تلاشی از سوی حکومت در راستای بازسازی و مرمت قلعه فریدون صورت نگرفته است.

قلعه فریدون، حالا بیشتر از اینکه به یک دژ شبیه باشد به ویرانه‌ی بی در و پیکر می‌ماند؛ ویرانه‌ای که ، هم اکنون بیش از ۳۰۰ معتاد را در خود جای داده است.  

بانو نانسی دوپره در بروشور رهنما برای توریست ها درسال 1972 نوشته بود که توریست ها می توانند ازمنزل دوم این کاخ نیزدیدن کنند،درحالیکه امروزمنزل دوم این کاخ یا قلعه کاملن فرو ریخته و منهدم شده است. 

«نیویارک تایمز طی گزارشی نیز نوشته بود که پس از سرنگونی طالبان، نه تنها قلعه‌ی بُست‌ بلکه سه کاخ بزرگ کهن دیگر در فاصله‌ی یک کیلومتری از آن که بعد از سال های ۹۷۶ مقر زمستانی امپراتوری غزنویان محسوب می‌شد، به حالت اسف‌باری قرار گرفته طوری که دیوار‌های بد ریخت، خانه‌های گلی از بین دیوار‌های تاریخی آن ها سر کشیده و خانواده یک افسر پولیس، بعد از آن که خانه‌ اش در شهرستان گرم‌سیر در اثر انفجار یک بمب تخریب شد، در کاخ مرکزی جابجا شده‌است. 

روزنامهء نیویارک تایمز می افزاید، در صورتیکه ایالات متحدهء امریکا مساعدت پولی و فشار لازم را در این زمینهء وارد نکند، به زودی همهء این ارزش های بی مانند تاریخی از میان خواهند رفت و به یک افسانه مبدل خواهند شد.

در جریان جنگ ها در افغانستان، استان هلمند صحنهء شدید ترین برخوردها بود، ولی عجیب اینکه بهبود وضعیت امنیتی، بیشترین زیان و خسارت را به آثار تاریخی نظیر قلعهء بست وارد کرده است. چه حکومت های محلی و مرکزی، در زمینهء حفظ و حراست از آثار تاریخی غفلت کرده، این ارزش ها طعمه و هدف تاراج شکارچیان و قاچاقچیان آثار تاریخی قرار گرفتند.»

به گفته‌ی فرید احمد یکی ازمقام‌های ریاست اطلاعات و فرهنگ هلمند نبود بودجه کافی برای بازسازی این ساحه تاریخی و کم‌توجهی حکومت مرکزی سبب شده که توفان‌ها، بارش برف و باران و هم‌چنان آب ‌خیزی ‌های رودخانه هلمند دست به دست داده، و این مکان تاریخی را به یک ویرانه تبدیل کرده است. اما اکنون این قلعه در آستانه نابودی کامل قرار دارد. بسیاری از آگاهان بست هلمند را جلوه درخشان از تاریخ طولانی این سرزمین می دانند که نابودی آن می تواند نمادی از این تاریخ درخشان را نیز از بین برد. به این جهت، نیاز است تا به وضعیت قلعه بست هلمند به صورت جدی توجه صورت گیرد.

منابع:

گردیزی‌، عبدالحی‌، زین‌الاخبار، به‌ کوشش‌ عبدالحی‌ حبیبی‌، تهران‌، ۳۴۷ش

حبیبی‌، عبدالحی‌، «بست‌ و لشکرگاه‌ و رواق‌ بست‌»، آریانا، کابل‌، ۳۵۱ش‌، دورة ۰، ش

تاریخ‌ سیستان‌، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ بهار، تهران‌، ۳۱۴ش

پرویز، عباس‌، قیام‌ ایرانیان‌ در راه‌ تجدید مجد و عظمت‌ ایران‌، تهران‌، ۳۴۸ش

حدود العالم‌، با حواشی‌ و تعلیقات‌ مینورسکی‌، کابل‌، ۳۴۲ش

دولت‌ آبادی‌، بصیراحمد، شناسنامة افغانستان‌، قم‌، ۳۷۱ش‌

زرین‌کوب‌، عبدالحسین‌، تاریخ‌ ایران‌ بعد از اسلام‌، تهران‌، ۳۶۸ش

سیستانی‌، محمداعظم‌، سیستان‌ سرزمین‌ماسه‌ها و حماسه‌ها، کابل‌، ۳۶۷ش‌

طبری‌، محمد بن جریر، تاریخ طبری‌

قدوسی‌، محمدحسین‌، نادرنامه‌، مشهد، ۳۳۹ق 

مشکور، محمدجواد، جغرافیای‌ تاریخی‌ ایران‌ باستان‌، تهران‌، ۳۷۱ش

منهاج‌ سراج‌، طبقات‌ ناصری‌، به‌ کوشش‌ عبدالحی‌ حبیبی‌، تهران‌، ۳۶۲ش‌

طبری‌، محمد بن جریر، تاریخ طبری‌، ج۱، ص۹۹_ ۱۰۰

هروی‌، جواد، ایران‌ در زمان‌ سامانیان‌ تاریخ‌ سامانیان‌ از آغاز تا سلطنت‌ نصر دوم‌، ج۱، ص۲۴۴_ ۲۴۵، مشهد، ۳۷۱ش.‌.

در شاهنامه، فریدون پسر فرانک و آبتین از نژاد جمشید با فر شاهی معرفی شده‌است 

خجسته فریدون ز مادر بزاد        جهان را یکی دیگر آمد نهاد 

ببالید بر سان سرو سهی              همی تافت زو فر شاهنشهی 

جهانجوی با فرّ جمشید بود         به کردار تابنده خورشید بود