قسمت پنجم……. تبارز فضای مجدد جنگ سرد میان شرق وغرب

                                                                         

       محمد عوض نبی زاده

  

روابط چین و روسیه را می‌توان به دو بخش مجزا تقسیم که بخش اول بعد  از  پیروزی انقلاب چین ، شروع و تا دوره‌ی فروپاشی شوروی در سال 1991 ادامه می‌یابد. دنگ شائو پینگ رئیس جمهور و دبیرکل وقت حزب کمونیست چین سیاست اقتصاد سوسیالیستی مبتنی بر بازار آزاد  را ارائه نمود که در نتیجه اجرای این سیاست اصلاحی کارآمد ، اقتصاد چین دچار تحول بزرگ شد.اما پس از پنج سال  با به قدرت رسیدن  گورباچوف به عنوان دبیرکل حزب کمونیست  در شوروی  وی همان مسیری را طی کرد که چینی‌ها شروع کرده بودند. اصلاحات سیاسی گورباچف فضا را برای فروپاشی نظام شوروی فراهم کردو در نهایت شیرازه کار پانزده جمهوری شوروی از هم گسست .

از سال 1996  دو کشورچین وروسیه ، پیمان شانگهای را امضا وعرصه‌ی جدیدی همکاری‌ها را میان انان باز کرد. با عضویت کشورهایی قرقیزستان،  قزاقستان، تاجیکستان و ازبکستان در پیمان شانگهای همکاری‌های منطقه‌ای با محوریت مسکو وپکن شکل گرفت . به طور کل، در دهه  2001- 1991 ما شاهد رشد روابط روسیه و چین در همه ابعاد هستیم . اخیرا قرارداد گاز چهار صد  میلیارد دلاری ، بین دو کشور، امضا شد که قرارداد فوق‌العاده مهمی هم برای چینی‌ها و هم برای روسیه محسوب می‌شود. زیرا شرکت بزرگ روسی گاز پرم برمبنای این قرارداد از سال 2018 سالانه 38 میلیارد مترمکعب گاز به چین صادر می‌کند. این حجم گاز یک‌ چهارم نیاز کنونی چین را تامین خواهد نمود.

اکنون چین به عنوان دومین قدرت بزرگ اقتصادی دنیا مطرح شده و تا سال 2040 حتی ممکن است امریکا را پشت سر بگذارد و به بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی دنیا تبدیل شود. بنابراین نگاه روسیه به چین به گونه‌ای است تابا نزدیک کردن روابطش با چین، از لحاظ اقتصادی فرصت های جدیدی را برای روسیه ایجاد کند .در حالیکه  مسکو و پکن به گسترش روز افزون همکاری دو جانبه اهتمام می روزنداما برای دور کردن رقیب از صحنه نفوذ و اقتدار خود عنایت ویژه دارند. روسیه احساس می‌کند روز به روز قدرت و نفوذ چین در حوزه‌ی آسیای مرکزی که آن را حوزه‌ی حیاط خلوت خود می‌داند، گسترده‌تر می‌شود.

در مورد تعامل با امریکایی‌ها، روس‌‌ها معتقدند که چین خیلی بیشتر می‌تواند از موضع روسیه حمایت کند و یک اتحاد راهبردی در برابر قدرت نفوذ امریکا و تا حدودی اتحادیه‌ی اروپا ایجاد کنند. اما چینی‌ها سعی می‌کنند به چنین حوزه‌ای وارد نشوند. نگاه چینی‌ها یک نگاه کاسب‌کارانه و بر محور اقتصاد است و بیشتر به منافع اقتصادیشان توجه دارند، ولی نگاه روسیه یک نگاه تقابل همراه با تعامل است که با یک جانبه گرایی امریکا مقابله می‌کند روسیه همچنین در برابر سپر دفاع موشکی که امریکایی‌ها در اروپا طراحی کرده‌اند می ایستد و در عین حال خواهان همکار نزدیک با ناتو برای کاهش تهدید ها در اروپا است.

روسیه  در سوریه در مقابل خواست امریکایی‌ها می ایستد ودر اوکراین هم  در برابر روی کار آمدن یک دولت طرفدار غرب مقاومت دارد وروسیه در برابر غرب، سیاست تقابل را در پیش گرفته اما سیاست تعامل را بطور کلی کنار نگذاشته و نمی خواهد مانند دوران جنگ سرد وارد عرصه رودرویی ایدئولوژیک با غرب شود .

  در حالیکه چینی ها معتقدند از طریق تبدیل شدن به قدرت اول اقتصادی دنیا بهتر می توانند هژمونی آمریکا را مهار کنند.روسیه و چین در چهارچوب گروه موسوم به بریکس ( روسیه ، چین ، هند، برزیل و آفریقای جنوبی )با هم همکاری نزدیکی دارند تا تلاش های گروه هفت کشور صنعتی را مهار کنند وبریکس به مرکزی برای هماهنگی های سیاست اقتصادی پنج قدرت اقتصادی جهان تبدیل شده است. امریکایی ها از  توسعه روابط مسکوبا پکن احساس تهدید میکند ولی چین را به عنوان تهدید یا رقیب عمده میداند.

 رابرت كِیگان” یكی از مشاوران سیاست خارجی امریکا جنگ سوم جهانی را تئوریزه و طبق  توصیه های او اشغال خلیج فارس توسط امریکا و بدست گرفتن نفت منطقه وشکل گیری “گروه تروریستی داعش” در کشورهای نفت خیز خلیج فارس، گامی است در جهت تحقق ایده های وی. توصیه” كیگان” شكست روسیه از طریق محاصره روسیه با نیروهای ناتو ، و تحمیل تحریم های اقتصادی است.  در حالیکه تلاش آمریكا برای برقراری نظم جهانی، بدنبال جنگ كره، جنگ ویتنام، جنگ خلیج فارس و تصمیم برای برقراری یك پایگاه هوایی آمریكایی در عربستان سعودی، و حمله به افغانستان و عراق با دلایل جعلی مسلماً عوارض جانبی به راه انداختن و ادامه این “جنگ تمدن ها” تهدیدی است برای منطقه و غرب.  با استفاده از این شواهد، باور “كیگان” كه جهان در انتظار سلطه خیرخواهانه آمریكا است و از آن سود خواهد برد، رویائی است خطرناک.

جنگ کوتاه مدت  درسال 2008 میان روسیه و گرجستان اولین اقدام روسیه برای ایجاد خط قرمز بود واعاده کنترل روسیه بر کریمه، همچنین محکم تر کردن کنترل روسیه و پایگاه های نیروی دریایی این کشور در “ سواستپول” خواهد شد و به روسیه اجازه خواهد داد تا ذخایر نفت و گاز دریای سیاه که هزاران میلیارد دلار ارزش دارد را مطالبه کند. روسیه نمیتواند بازگشت نئونازی ها را در اوکراین به قدرت تحمل کند! روسیه باور دارد که  آنچه در اوکرائین، عراق، سوریه و لیبی رخ داد نتوانند تکرار شوند باید در اروپا یک شبکه دفاعی ایجاد شود. حقوق بین الملل از جانب امریکا پایمال وبرخی از اوقات حتی قوانین اولیه و عرف سیاسی نیز رعایت نمی شود.

در حالیکه تحریم های اقتصادی اتحادیه اروپا و آمریکا علیه روسیه به اجرا در آمد ومسکو نیز روی به مقابله آورده و جلوی واردات مواد غذائی ازغرب به روسیه را گرفته است . زیرا روسیه می کوشد بهای تحریم ها را برای غرب سنگین کند. وقتی کشورهای قدرتمند در برابر هم قرار می گیرند، بالا رفتن متقابل مارپیچ تحریم ها امری است عادی..فاصله آمریکا از اوکرائین خیلی زیاد است و هم مبادلات اقتصادی آمریکا با روسیه اندک. معلوم نیست که اروپا حاضر به پرداخت هزینه ای سنگین باشد. اتحادیه اروپا با نقشه سه مرحله ای خود، یعنی افزایش تدریجی تحریم ها ، دست و بال خود را بسته است. غرب در آغاز خواستار بازگشت روسیه از کریمه بود. ولی امروز دیگر صحبتی از آن در میان نیست.

مکالمات طبقه بندی شده کارکنانِ کنترلِ ترافیکِ هوایی در جعبه سیاه هواپیمای مالزیائی که در شرق اوکرائین سقوط کرد رمز گشایی شد اما غرب حاضر به افشای آن نیست. .نیروهای دولت اوکراین در شرق این کشور هم اکنون در شرایط دشواری در جنگ با شورشیان بسر می برندکه بحران شرق اوکراین ” وارد مرحله “خطرناکی” شده و ابعاد تازه ای یافته است. جدائی‌طلبان شهر نووازووسک را محاصره ودر ساحل شمالی دریای آزوف این نگرانی را ایجاد کرده که شایدروسیه وهوادارانش قصد داشته باشد نوار ساحلی این دریا را به تصرف در آورد تا ارتباط زمینی شبه جزیره کریمه را با روسیه برقرار کنند. برای روسیه بهترین روش برای بی اعتبار کردن ناتو در کل موجودیتش اثبات این مسئله است که با تنها یک بار حمله به یکی از آسیب پذیرترین اعضای ناتو نشان بدهد ماده پنج پیمان آتلانتیک شمالی بی معناست.

بحران اوکراین میان روسیه و غرب بیک چالش جدی حل نا شدنی مبدل گردیده وجنگ اوکراین،  به جنگ سرد جدید مبدل شده است . تشدید تحریم های اقتصادی غرب برعلیه روسیه و اجرای عمل باالمثل از طرف روسیه در برابر غرب  وا جرای عملیات  نظامی و جنگی شدید حکومت اوکراین بر ضد شورشیان طرفدار روسیه در شرق اوکراین و حمایت تسلیحاتی و قسما نظامی روسیه از شورشیان شرق اوکراین  وتقاضای حکومت اوکراین جهت عضویت ان کشور در پیمان ناتو و هشدار پی در پی امریکا برعلیه روسیه و تشکیل یک قوای عملیاتی سریع بنام سر نیزه بخاطرحمایت از اعضای ناتو در اروپای شرقی براساس فیصله سران ناتو در بروکسیل که همه این اتفاقات بحران اوکراین را پیچیده تر  و لاینحل جلوه میدهد.

در عین حال روسیه میخواهد از طریق بحران اوکراین ممالک اروپایی را از لحاظ منابع زیر زمینی از قبیل گاز  ونفت مورد نیاز این کشورها زیر فشار قرار دهد تا ممالک اروپائی نتوانند در برابر روسیه تصامیم مشترک وجدی را اتخاذ نمایند. در حالیکه امریکا صرف از لحاظ تبلغاتی از موقف کشورهای اروپای شرقی عضو ناتو حمایت لفظی و ظاهری میکند .گرچه درین روزها یک اتش بس شکننده میان نیروهای نظامی حکومت اوکراین و شورشیان شرق انکشور برقرار شده ولی تا هنوز جنگ اوکراین  تلفات  انسانی بیش از دو هزار تن کشته وهزاران زخمی از افراد ملکی و افراد نظامی ازهردو جانب در گیر در قبال داشته است.

رویارویی مجدد تاریخی وخطر ناک بین روسیه و دنیای غرب  بالای قضیه ی اوکراین آغاز شده  است که روسیه تا پایان ماه سپتامبر سال جاری ، در جنوب روسیه بزرگترین مانور اتمی خود را برگزار ودراین مانور تازه ترین موشک های اتمی روسیه پرتاب که به تعداد چهار هزار پرسنل نظامی مرتبط با این موشک ها در 400 واحد موشکی در این مانور شرکت خواهند داشت شناسایی و نابود کردن موشک های رادار گریز دشمن از اهداف مهم این مانور است. با سپری شدن زمان معلوم خواهد گردیدکه کدام یک از دوطرف جنگ برنده ی این بازی خونبارخواهند شد؟

  • هفتم – ماه – سپتامبر– سال 2014