قرب حق در خدمت خلق

 

بقلم جناب محترم خواجه صاحب عبداله (احرار)

خدمـت خـلـق خـدا کـن تا به قرب حق رسی

نیـست والاتـر از ایـن ایـثـار بنـزد کـردگـار

چـون رضای حـق بخرسندی دلها بسته است

دل بدست آور که گـردی در دوعـالـم رستگار

دلـنـوازی کار هرکس نیست بجـز صاحبدلان

کارانسانی فقط این است ازاین کار دست مدار

هـیـچ خـلقـی را حقـیر مشمار بچشم کـم مبیـن

تا زخـود خـواهـی نگـردی پایـمـال روزگــار

نیـست غـرور و خـود پسندی در نهـاد با خرد

قدرت دنیای دون همچون حباب است هوشدار

از تکـبـر دور بـاش خـود را زکـس بالا مبیـن

تا نگـردی پیـش مـردم هـرزه فکـر و بی وقـار

قـلب انسان شریف مملواست زعدل و عاطفـه

کی شود وحشی چوگرگان و پلنگان خونخوار!

مــردم دانــا و خـیـر انـدیـش بـمـثـل مـاه و مهـر

فیض شان عام است نپرسند از کسی کیش وتبار

مکـتب انـسـانیـت ایـن است اگـر کس فهـم کـنـد

تخـم نیکی در زمین پـاشـید که نـیک آرد بـبـار

آدمـیـت را چنـیـن اخــلاق مـیـبـایــد (احــرار)

تـا جهـان از آدمـی گـلـزار شـود، نه شوره زار

با احترام،

خواجه عبداله احرار