فوتبال

حریره یوسف مقصودی

متاسفانه میلیون ها انسان در گوشه و کنار این کره خاکی زیر خط فقر زندگی می کنند و کودکانی که از پدر تولد می شوند، با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم می کنند. آنان به دلیل نبود امکانات که زمینه تربیت سالم و تحصیلات معیاری برای شان مهیا نمی گردد و ناگزیر به جرم وجنایت روی می آورند و به  دزدی، استفاده از مواد مخدر، قاچاق و قتل روی می آورند. این کودکان زمانی چشمان شان را باز می کنند، خود را در پشت میله های زندان و یا زیر خروارهای خاک می یابند که دیگر دیر شده و زمان  برای جبران و برگشت آن گذشته است.

کشور ما نمونه آشکاری از این گونه است که  صدها جوان به چنین راه های نادرست کشانده شده اند و در فرجام درگودال بدبختی سقوط کرده اند. کسانی سکان این جهان را در دست گرفتند و به هر طرفی که بخواهند هدایتش می کنند؛ بیشتر آنانی اند که قرن ها است برای تسلط کامل بر جهان و انسانهایش کمر بسته اند.آنان از سال ها بدین سو  کشورها را به صد، یک بهانه تحت استعمار خود قرار داده اند، از مکیدن آخرین قطره خون ممالک تحت استعمار دریغ نکرده و  به ساده گی رهایشان نمی کنند.

آنان اند که  برای امروز و فردای ما برنامه های شوم و شیطانی را طرح می کنند، درست کاری که در گذشته با افراد خود فروخته های آن زمان ها کرده اند و حالا آن را بر سر مردم بیچاره روا می دارند.

بهرحال فوتبال موضوع داغ و دردسرساز جوانان کشور ما شده بخصوص دو تیم مشهور ریال مادرید و بارسلونا بیشتر از تیم های دیگر علاقمندی جوانان ما را به خود کشانده است.

تا حالا به این فکر کرده اید که چرا از یکی  و دو ماه قبل از شروع این بازی ها، اعلانش و قیل و قال آماده گی اش تمام رسانه ها و شبکه های اجتمایی را پر کرده است. آیا فکر کرده اید که این همه قیل و قال  فقط بخاطر تجارت شان سر و سامان می یابد تا یک بازیکن به میلیون دالرخریده می شود، تا زمینه را برای فروش تکت ها،ریزف هتل ها، خرید نوشیدنی ها، شرط بندی های کلان(قمار)ها به گونۀ زنده و  یا انترنتی وغیره…فراهم کنند.  در حالی که این  این فقط ظاهر قضیه است.

اصل موضوع در پشت این بازی خیلی قشنگ و شیرین نهفته است.

حال بر ما است تا به عنوان یک مسلمان چهار طرف خود را یکبار باید ببینم، از کشور خودما شروع شده تا کشورهای مسلمان عراق،سوریه،فلسطین،میانمارو غیره نگاه کنیم. که همه در آتش جنگ میسوزند و فریاد رسی هم ندارند. این در حالی است  که تمام بدبختی های دنیا را مسلمانان می کشند و بعد قربانی دهنده گان این همه بدبختی ها  آمریکا و اسراییل و دیگر هم پیمانانشان معرفی میشوند.

آنان بدین وسیله میخواهند ما را همیشه از مشکلات و بدبختی های اصلی که جامعه مسلمان را در برگرفته دور کنند. زمانی که در کشور خود ما یک اتفاق ورزشی می افتد؛ بویزه وقتی که  در آن بازیکنان رزمی از دو قوم گوناگون کشور اشتراک کنند. این حادثه را چنان قومی معرفی می کنند که تا باشگاه های فوتبال اروپایی و جهانی به جان ما را به به جان هم می اندازند. دامنۀ این تنش ها و درگیری ها به گونه قومی و زبانی  چنان گسترده می سازند  که حتی روی کودکان مان بی تاثیر نمی ماند،کودکان ما که در یک محیط اسلامی بزرگ شده اند، چنان تحریک می شوند که از همین حالا در صدد زورآزمایی با قوم دیگر شده و برای برتری جستن از یکدیگر تلاش می کنند.

خلاصه روز موعود فرا می رسد و دو تیمی که از قبل طرفدارهایش با هزارو یک دشنام و تهدید از همدیگر پذیرایی جانانه کرده بودند  به مصاف همدیگر می روند. این در حالی است که فوتبال در میدان دیگر و در سرزمین دیگر؛ اما داغ بودنش در میدان و سرزمین ما بیشتر است.

در چنین حالی نفس ها در سینه حبس می شود و استرس و تنش های روحی و روانی  سرتا پای  مغز و قلب جوان مسلمان ما را در بر می گیردُ. وقتی تیم حریف نزدیک زمین تیم طرفدار می گردد، قلب و ذهن جوانان ما چنان می تپد و ای کاش دل های شان در زمان قضا شدن نماز اینقدر بتپد و بترسد. با آن زبان که موهبت الهی هست شروع به فحاشی می کند، زبانی که بوسیلۀ آن باید الله و پیغمبر گفته شود؛ برعکس به یکباره گی کلمات و جملات رکیک از آن بیرون  می شود، بیچاره خواهر و برادر کوچک اش که در اتاق نزدیک شاهد چنین رفتارهای زنندۀاین جوانان اند، همیشه اذیت می شوند.

 

در نتیجه با برد تیم حریف بازهم به این فحش ها و الفاظ  ناشایست بسنده نمی کنند و با  رجوع کردن به شبکه های اجتماعی ، باقی مانده عقده ها را آنجا خالی می کند…

تا اینکه جوان بی خبر و ناآگاۀ ما بعد  از این همه درگیری های روحی و جسمی که از اعلان مسابقه،تا شروع و ختم اش ذره ذره وجودش را خورده وآزار داده،  به بستر خواب می رود و به تاوان شرط بندی های که با طرفداران تیم حریف با جیب خالی بسته است، فکر می کند، نه تنها این که با بغض و کینه هم از باخت واز بی پولی که هنوز ندارد،  به فکر مسابقه بعدی وجبران این استرس های وارد شده به خود می شود.

تفریح و شاد بودن حق مسلم  همه مسلمان ها است،  به شرطی که به گناه منجر نشود؛  آنهم چنین گناهانی که غرب راه اندازی کرده است.