فدای حداکثر یا خطای حداکثر ؟


قبل ار عمل


سفیر آمریکا در امور افغانستان : آمریکا برای صلح در افغانستان عجله دارد…تازه عجله دارن که 2 دهه اسایش مردمو مختل کردن ، اگه عجله نداشتن چند قرن طول میکشید ؟!

در حین عمل


بحث ما با دوستی قدیمی از ضرورت یک تشکیلات و جمع منسجم مثل مجاهدین شروع شد که برای مبارزه یا مقابله با حکومت اسلامی ایران باید باشد…من هم با تشکیلات و انسجام موافق بوده و هستم …

بعد از آن سوال کردم داشتن تشکیلات آهنین به چه قیمت ؟ ایشان جواب داد به هر قیمت….که اینجا موافق نیستم …

تشکلی که حرمت انسان در آن بی معنی باشد سرانجامی مثبت نخواهد داشت ، به قول ادیبی که گفته بود : تشکل یا کسی که قول جامعه آزاد و دموکرات را میدهد ابتدا باید بتواند درجمع کوچک یا خانواده خودش تئوری ها را عملی کند و اگر نتوانست کشک مطلق میگوید . تمام رفتار و اعمال در جمعی کوچک برش نازکی از یک سلول نمونه است برای جامعه میلیونی…این بیانی آشنا از رهبری مجاهدین را دست کم نگیرید.

و شما البته در آخر به جبرهای بیرونی اشاره کردی که از نظر من توجیه است . اجبارات بیرونی شکل و مختصات مشخصی دارند ، ضمن اینکه تمام جبرهای بیرونی روی یک انتخاب اولیه سوار میشود . به عنوان مثال تئوری جنگ ازادیبخش مجاهدین بعد از پایان جنگ ایران و عراق و سرفصل عملیات فروغ جاویدان تمام است و آن نقطه انتخاب است برای ماندن یا رفتن از باتلاق عراق…

شما سوال کردی بعد پایان جنگ ایران و عراق ، از عراق به کجا میرفتن یا چه میکردن ؟ گفتم نمیدانم کجا میرفتن یا چه میکردن ، چون رهبر نبودم …

ولی میدانم حرمت انسان فهمش مشکل نیست حتی در اندازه یک جمله . وقتی بعد از پایان و سر فصل جنگ ایران و عراق باز هم ماندن در عراق را انتخاب کردند، باید و جبرا رعایت منافع تمام صاحبخانه ها میشد ، از حماقت صدام در اشغال کویت تا ظهور آمریکای مظلوم …

بعد از آن انتخاب اولیه برای ماندن در عراق ، رسیدیم به انقلاب موسوم به ایدئولوژیک با هدف انهدام اولین سلولهای خانواده ، برای حفظ تشکیلات البته …

بعد به خاطر انقلاب رسیدیم به پروژه رفع ابهام درسال 1373 و زندانی کردن افراد ناراضی و کشته و زخمی شدن عده ایی در زندانهای قرارگاه اشرف ، تا کسی فکر خارج شدن از تشکیلات به ذهنش نزند برای حفظ تشکیلات البته…

بعد رسیدیم به بحثهای طعمه و ادامه ماجرا که اسم این پکیج استثنایی و تاریخی در نگاه رهبر مجاهدین فدای حداکثر بود ! کاش از نزدیک میدیدی که تابلوی فدای حداکثر در مقطع سقوط صدام چه شکلی شده بود . حدود یک پنجم نیروی بدنه مجاهدین که طی سالها با فشار حداکثر نگهداری شده بود ناگهان ریخت و رفت زیر عبای ملای حاکم در ایران …

پکیجی که در آن همه چیز رعایت میشد به جز حرمت انسان . شما در تعریف فدای حداکثر ، شنیده یا دیده بودی در مدیا …و من رفتم و خطای حداکثر را دیدم و تجربه کردم … فکر کنم کمی این 2 پوزسیون متفاوت است.

با این همه در مباحث و مواضع سیاسی امروز ، همین تشکیلات مجاهدین را با خطای حداکثری اش ، نسبت به بقیه های موجود با تجربه تر و فعالتر میدانم . این به معنای این نیست که آنها بهترین هستند ، ولی مهمترین و موثرترین هستند ! این موضع سیاسی درشرایط امروز اسمش تناقض نیست و آن خطاهای حداکثری رهبری مجاهدین را توجیه یا لاپوشانی نمیکند و بازی را هم عوض نمیکند . منظورم همان بازی استادانه ایی است که صاحب زمین بازی با اشراف کامل به تمام صحنه ، بقیه را فقط به قسمت مشخصی از بازی مجبور یا مشغول کرده است و خیلی ها مثل بُز فقط ناظرند . به نظر میرسه در میان انواع بحرانهای جهانی مثل بحران محیط زیست ، بحران انرژی ، بحران … در صدرش بحران بُزباش روشنفکری قرار دارد !


در هیچ جایی شما نخواهید شنید یا دید که رهبری مجاهدین به غلط املایی یا اشتباه معترف باشد .از خطاهای خطی که بگذریم .. در پایان پروژه موسوم به رفع ابهام در سال 1373 ، وقتی بازماندگان زندانی را به نشست مسعود رجوی میبرند ، دریغ از یک اشاره به اینکه اشتباهی تشکیلاتی کردیم و حضرتش صراحتا فرمود این یک آزمایش الهی بود تا برای ما مشخص شود یک مجاهد خلق چقدر در مقابل شکنجه دوام میآورد ( توجیه و توجیه و توجیه ) … آقای مسعود رجوی صراحتا در نشستی دیگر گفت اگر قبول کنیم قدمی اشتباه رفته ایم مجبوریم مثل حلقات زنجیر به اشتباه بودن تا مبارزه مسحلانه عقب نشینی کنیم … و البته خانم رجوی هم گفته بودند که رهبر عقیدتی اگر اشتباهی هم دااشته باشد فقط به خدا پاسخگوست …

قبول اشتباه و اعتراف به آن بعنی تقویت بیشتر و امکانی برای تصحیحات قدمهای بعدی ، به جز اعتراف عریان به اشتباهات عیان، این تفکر الهی ( رهبر عقیدتی ) مثل همزاد حاکم ( ولایت فقیه ) نمیتواند نوآفرینی و خلاقیت داشته باشد ، نمیتواند واقع بین شود تا حدی که نبض جامعه را تشخیص دهد و خودش را با تحولات جاری تنظیم کند . البته مشابه همزاد حاکم خودش وقتی دست زوری بالای سرش باشد موضوع متفاوت خودهد بود…

پدیده ها ی دینی و خرافات آسمانی وقتی پا به صحنه سیاست بگذارند محصول بلافصلش در سیاست ، اقتصاد ، جامعه ، فرهنگ … خلق و رشد فجایع اجتماعی است . دقیقا از همین منظر به حکومت اسلامی ایران باید نمره 20 داد . ژاپن بعد از بمباران اتمی با توسل به مزخرف دینی و یک شبه غول تکنولوژی آسیا نشد و ایران هم یک شبه به خرابه ای برای ارتزاق کرکسهای مسلمان تبدیل نشد . اسلام بیاورید تا روانی و خُل و چل و خاک توسر شوید عوضش در آن دنیا حتما رستگار میشوید .

تناقض چیست ؟ یک نوعی دوکانگی غیرمتعارف ! مثل خطی سفید در وسط تابلویی سیاه ! دوستان و رفقای موسوم به چپ بهتر میدانند ، منظورم چیست ؟ وقتی با چکش ایدئولوژی نخ نمای خودشان ، صحنه واقعیات سیاسی امروز را میخواهند به دلخواه خودشان شکل دهند  و یا دیگرانی که در ذهن فندقی خودشان فکر میکنند که عدم موفقیتشان در صحنه های مختلف سیاسی حضور مجاهدین است و با حذف کامل مجاهدین از صحنه سیاسی جای آنها بازتر میشود …

بعد از عمل


مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا روز چهارشنبه هفتم آذرماه با انتقاد از رویکرد حاکمان ایران در قبال جنگ در یمن گفته است، حکومت اسلامی ایران تمایلی به کاستن درد و رنج مردم یمن ندارد…جاکشا ، رسما مخاطب رو اسکول کردن !

یه وقت زیاد انتقاد میکنی بهتان فشار نیاد…خودشان آوردند ، جا دادند ، کردیت دادند ، پول نقد دادند ، در همه جای دنیا زیر پای یه مشت وحشی فرش سرخ پهن کردند و آنها با خیال راحت میآمدند و میکشتند و فاتحانه برمیگشتند و در فرودگاه دسته گل هم میگرفتند… این همه طی 4 دهه جلوی چشم همه دنیا اتفاق افتاد و آنها مثلا ندیدند… و حالا انتقاد میکنند ؟

سهم حکومت ایران از اوضاع دردآور مردم تمام خاورمیانه 10 درصد بیشتر نیست ، 90 درصد در سیاستهای کاخ سفید مستتر است که با همین فاشیستهای دینی نشست و برخواست دارد و کار میکند .


01.12.2018

اسماعیل هوشیار