عید قربان

زحج رفتن چه میخواهی دلی را شاد کن حاجی

طواف صد هزاران کعبه بر یک دل نمی ارزد

عید سعید اضحی ، عیدی که رمز و راز آن به پاکیزه گی و دوستی ، محبت وخدمت ، گذشت وصلح  ، وحدت وفدا کاری ،آشتی ومهربانی،  شادی ودلخوشی، متمرکز بوده است ، این موهبت آسمانی و روز خجسته باستانی را به مومنین آزاده و پاکنهاد تبریک میگویم . همان عیدی که شمشیرش بعوض اسمعیل از« میش »قربانی گرفت ولی حا لا متاُسفانه بجای حیوان انسان قربانی شده وسیمای عید با خون آدمیان رنگین میشود .

عیدی که گروه اجیر شده  شمشیر شیطان را به اجاره گرفته در کشور ما انسانها ی بیگناه را سر میبرند . از چهل سال تا بدین سو در اثر خشونت  وحشیانه متجاوزین در کشور ما اوضاع خجسته عید به ماتم سراسری عمومی مبدل گردیده جای فدا کاری را جنگ وتجاوز گرفته وبجای آشتی ومحبت ، ظلم وخونریزی ،بعوض پاکیزه گی ، فساد وغارتگری ودربدل شادی عزای عمومی سایه افگنده و دشمنان وطن چیزی برای خوشی کردن باقی نگذاشته اند . ازینرومراسم عید در میان دود باروت ، آتش وخون برگزار میگردد.

بآنکه در کشور اسلامی ما درسهای عید ملهم از فداکاری ، کمک وهمیاری ،خدمت وهمدردی ،مهر ودوستی ، محوکدورتها با دلهای آگنده از صداقت می آموزد که در پرتو آن فضای خونبار کنونی به صلح وآرامش مبدل گردد . ولی با درد ودریغ که جریان بی پایان جنگ وتجاوزگری در افغانستان چنین چانسی را از مردم  گرفته ودرچنین فضای  مختنق ارمغان عید را به چالش کشیده اند که بر بنیاد آن مصیبتهای غیر قابل تحمل وتحمیل شده در کشور ما روبه افزایش است . مصیبتهایی که حتا در همین ایام عید  از داخل شدن کاروان سیاه متجاوزان تروریست داعش وطالب درافغانستان ، تهدید استقلال وتمامیت ارضی کشور ،  لیلام  نوامیس ملی دربازار های پاکستان ، موجودیت زندانهای شخصی وخصوصی غیر دولتی  ، بیسرنوشتی میلیونها نفر از ملت هردم شهید کشور ،کشتار جوانان افغان در یمن وسوریه وطالب سازی ایرانی ها را درولایات غربی  ، کشت سراسری کوکنار  درافغانستان  ، ناسزاگویی ملاهای بی عمل وضد ترقی ورشد روز افزون مغزشویی کودکان معصوم درشهر ها ومحلات ، گرسنگی ،فقر ،جهل ،مرض وبرتری جویی قومی قدرتمندان شهری ومحلی ، حملات وحشیانه طلب وداعش  در کندز وقتل عام مردم  در بغلان ، گروگانگیری زنان وکودکان وکشتار مردم بیگناه  در ولسوالی های مربوطه  ، برده گیری زنان در ولایات شمال ، شمالغرب ،جنوب و شرق کشور ، سربریدن مردم  در ولایت ننگرهار ، خوست وبدخشان ،هرات ، بامیان وسر پل ، معامله  خرید وفروش بعضی ولسوالی ها توسط دلالان دالر وکلدار ، شهید شدن برخی از سربازان فداکار وطن بدست طالب وداعش وبی مسولیتی دولت وعدم مواظبت لازم از قوای مسلح کشور، سیاه پوش شدن عموم مردم وعزای عمومی سرتاسری  و گریه کردن مردم برسر تابوت خونچکان جگرگوشه های شان حکایت دارد .

بنا بر آن با حفظ رعایت حرمت و تقدسات این روز خجسته همچو میراث گرانبها وملهم از ارزشهای بزرگ انسانی ودرسهای همدلی ، نمی توان عزای عمومی مردم  ومصیبت بزرگ میهنی را بجای تسلیت گفتن تبریک گفت وروزگار سیاه مردم را نادیده گرفت.

باگذشت چهل سال جنگ در افغانستان تا هنوز در بستر تجاوزات نوکران زرخرید دالر وکلدار و جنگ نیابتی قدرتهای بزرگ ، وحشت وتجاوز در سرتاسر کشور از مردم قربانی گرفته روزی نیست که خون انسان بیگناه بدست وحشیان جلاد صفت طاغوتی نریزد .

بگونه مثال اگر  در فاصله زمانی بین دو عید  که یکی نه ماه وبیست روز ودیگری دو ماه وده روز در یک شهر یا قریه ی حد اوسط بتعداد دوصد نفر شهید ، زخمی ومفقودالاثرمیشوند و تعداد اعضای فامیل هرکدام شهید ومریض وزخمی حد اوسط پنج نفردرنظر گرفته شود  به تعداد هزار نفر واگر هر فرد ازین هزار نفر ده  نفر اقارب و خویشاوند داشته باشند ، ده هزار نفردر هرشهر وده ، روز های عید در گلیم فاتحه وعزا داری نشسته در غم ومصیبت عزیزان از دست داده خود گریه ونوحه سر میدهند .

به اینترتیب تمام شهر ها ، قرا وقصبات کشور با از دست دادن اعضای فامیل یا اقارب شان یکباردر روز جنازه وبخاک سپاری جسد خونچکان شهید ، وبار دوم روز های عید عزاداری مصیبت باری برگزار میشود. علاوه بر آن فقدان همیشگی جگر گوشه های مادر وطن رنج ومصیبت وآلام همیشگی است که درطول سال وماه وروز دامنگیرشان میباشد.

در کشور فقیر وجنگزده ما اکثراً فامیلها با از دست دادن اعضای فامیل ونان آور خانه به مصیبت بزرگی روبرومیشوند  زیرا فامیلهای مصیبت زده با ازدست دادن نان آور فامیل توان تعلیم وتحصیل و زندگی جمعی را از دست داده آواره ومتواری میشوند . بآنهم در چنین حال وهوا بعضی ها  در وصف عید ورسومات آن از قبیل  خانه تکانی وتزءین منازل ،وپوشیدن لباسهای جدید ، دستان حنایی ورفت وآمدهای آشتی جویانه بخانه یکدیگر وسفره های رنگین غیره وغیره عید را به تجلیل میگیرند ایکاش که چنین میبود درحالیکه مردم عوام از تجلیل مناسک عید خیلی عاجز اند وبا خوشیها فاصله دارند .

اگر اغنیا روزهای عید را با راه اندازی بازار گرم قربانی ،سفرهای پر درامد حج وسفره های رنگین پر زرق وبرق و مراسم  شانداری  بنمایش میگیرند ، این کارمربوط  بیک قشر بالا نشین نظام است ،کار یک گروه زورمند وغاصب است که با نمایش عید بروی زخمهای مردم نمک پاشیده وخاک بچشم مردم می زنند که خط اینها از ملت جداست واینها بخود عید دارند به این معنا که این گروه خوشی را از مردم گرفته بخود عید ساخته اند .

به باور این قلم اگر دلسوزان وطن وانسانهای متعهد ومسولیت پذیر وفرزندان صدیق وفداکار این سرزمین برای رهایی مردم از بدبختی ومصیبت حاضر ، متحداً چاره اندیشی نموده اولاً خود کینه وکدورت وفاصله های موجود را از میان خود برداشته باگذشت وفروتنی وهمدیگر پذیری بخاطر نجات مردم یک دیگر را در آغوش گرفته تا دیر نشده یک نیروی فراگیرویک جنبش سرتاسری با چرخش عظیم و تحرکات تازه برای نجات وطن و روزهای عید واقعی زحمتکشان کشور بشتابند . این رسالت بزرگ بالا تر از هزاران بار تبریکی دادن روزعید برای توده های ملیونی کشور حاُیز اهمیت میباشد .

آنچه را که ملت در آرزویش نشسته اند آنست که نیروهای مسولیت پذیر ،بادرد وبادرک جامعه ،گروهای وطندوست ودوستان واقعی مردم وفرزندان صادق وطن در جریان بزرگ وجنبش سراسری همبستگی ملی با هژمونی صادقانه ودادخواهانه مردمی ملت را بسوی نجات شان رهنمون گردند تا بر پایه ی آن در زندگی مردم عید واقعی بمیان آید وآنگاه به همه تبریک خواهم گفت .

 

عبدالوکیل کوچی