طالبان باید بدانند

محمدولی
۱- درصورت صلح احتمالی انها جزء حاکمیت خواهند بود نه ممثل حاکمیت.
۲- امدن انها به کابل مانند امدن اول انها بوده نمیتواند زیرا شرایط حاکمیت ۵ ساله جنگی وویرانگر مجاهدین شرایط را برای رسیدن شان به کابل به این ترتیب اماده ساخته بود:
– مجاهدین با ورود به کابل از منازل وملکیت های شخصی تا اموال دفاتر وسفارت خانه های مقیم کابل همه را چپاول کردند .
– باقتل وکشتار مردم وویرانی همه نقاط شهر کمر مردم را شکسته وشیمه هر نوع حرکت ازانها گرفته بودند.
– روشنفکران را مجبور به فرار کردند.
– اردو وپولیس وامنیت ملی را منحل وهمه وسایط حربی را طبق یک پروتوکول میان ربانی وآ.اس.آی. به پاکستان تسلیم نمودند.
– از تجاوز به ناموس مردم با حفظ شکل وشمایل اسلامی ونعره های تکبیر دریغ نورزیدند.
– وطن را عملآ تجزیه کردند درشمال جنبش اسلامی،درنقاط مرکزی حزب وحدت ، درشرق حزب اسلامی یونس خالص ، درغرب تورن اسمعیل بنام امیر اسمعیل خان، درجنوب حزب اسلامی حکمتیار، درمناطق قطغن وکهدامن جمعیت اسلامی حکم میراندند وشهر کابل هم به ساحات تحت حکمروائی انها تقسیم، سرحد بندی وسنگر بندی شده بود.
در کشوردونوع پول بنام پول جنبشی وپول ربانی مروج بود عواید گمرکات ودیگر عواید دولتی مال امیران وتخت نشینان محلات بودنه حکومت مرکزی واین شیوه اداره تجزیه کشوررا تکمیل نموده بود.
– تزس قرآن وقیمار احمد شاه مسعود که در قصر جبل السراج به قوماندانهایش پیش کردوگفت طالب ها قران میخوانند ومجاهدین ما درکنار سرکها قیمار میزنند کدام را قبول دارید؟ حالا ارزش ندارد زیرا جای میدانچه های قیمار قیمار بازان مجاهد را پوهنتونها ،مکاتب ،کورسهای اموزش سیاینس، ریاضی ،علوم اجتماعی ،لسان خارجی وکمپیوتر گرفته است.جوانان از اول روشنی گرگ ومیش سحرگاهان تا شام های تاریک مصروف آموزش درین مراکز علمی اند وخانواده هایشان با هزار رنج وزحمت مصارف تعلیم وتحصیل دختران وپسران شانرا تهیه میکنند ومیخواهند فرزندان شان درجهل باقی نمانند تا طالب ومجاهد نشوند وبجای خدمت بوطن دربدل پول خارج وطن را ویران نکنند.
– مردم فرهنگ پذیر افغانستان با حفظ اینکه ده سال زیر ساتور خونین مجاهد ودره وشلاق طالب همه چیز را ازدست داده بودند به سرعت بسوی زندگی غیر جهادی وطالبی شتافته اند،از پکول مجاهد وتاقین اجباری طالب متنفر هستند. حالا نسل نو نسل کمپیوتر وانترنت وتیوتر بوده از تفنگ وجنگ گریزان اند.
– انچه طی هژده سال به میان امده نه محصول کار حکومت ونه محصول کار امریکاست بلکه نتیجه تشبثات شخصی هموطنان ماست که در شرایط جنگی وخونین بازهم بسوی تحولات مدرن چشم دوخته وکار میکنند.
– درروشنی قانون اساسی موجود مطبوعات ازاد،ازادی بیان (ولو نیم بند وقسمی) ذهنیتهاراتغیرداده است، امر بالمعروف و نهی عن المنکررا باسوالات مسخره تان (چون پنج سنت چوبی وفرض کلوله وسنت دراز رابگو) تحمل نمیکنند.
– مردم میخواهنددرسایه حاکمیت قانون زندگی کنند نه وحشت وبربریت فاقد قانون.
ازین جهت به شما وجهادی ها وحامیان تان پوشیوه نباشد که(امروز جهان جهان دیروزی نیست)
اگر میخواهید به کشور بر گردید وبه صلح تن دهید این همه تحولات را بپذیرید تا جایی درگوشه حاکمیت داشته باشید.( گرخواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش) جماعت افغانی با تاریک اندیشی قرون وسطائی شما دمساز نیست .
باید به خود وتفکر کهنه تان تغیر بیاورید،باید از اله دست پاکستان بودن خودرارهایی دهید،باید با تفکر القاعده ووهابیت وداع کنید،تمدن پذیر شوید ، به حقانیت حقوق زنان، به حقانیت علم، به حقانیت ترقی وپیشرفت، به حقانیت افغانستان مستقل وآزاد،به حقانیت انسان بودن وانسان زیستن(حقوق بشر)،به حقانیت ازادی انسان در بیان وعملش سر تسلیم فرود اورید انگاه خواهید توانست جای پایی در کشور داشته باشید ورنه ظرف شفاف تمدن وترقی نقطه سیاه عقب روی را در خود نمی گنجاند.