صلح هنوز هم سرابی بیش نیست !

 

درست چهار دهه از جنگ فرسايشيى كه هستى مادى و معنوى مردم مظلوم افغانستان را به يغما برده،  مي گذرد؛ ولى هنوز هم استقرار صلح و ثبات پايدار به واقعيت زندگى مردم افغانستان مبدل نگرديده است. هر باری كه نهال آرزومندى براى برقرای صلح از گوشه يى جوانه زده، دستان ناپاك و غرض آلودى براى نابودى آن از هر سو دراز شده و نمى گذارند اين آرزوی بسیار انسانى و شرافتمندانه مردم افغانستان به ثمر برسد. در جریان این همه سالها، با تكرار پيهم و متواتر آمادگى ها، طرح ها ، نشست ها، عقد موافقتنامه ها و سرانجام زير پا گذاشتن و شكستن آنها، مردم بخون نشسته افغانستان از هر اقدامى در اين راستا بطور کامل خسته و نااميد شده اند. مردم ستمديده افغانستان ديگر از این بازی های مضحک و مساعى به ظاهر خيرخواهانه كشور ها و موسسات بين المللى بيزار شده و آنرا نه واقعیت بل سراب تلقى مى نمايند؛ و در پشت این بازی های مضحک چهره واقعی دشمنان خود را بخوبی می بینند.

در جریان این همه سالها، یگانه موافقتنامه یی که می توانسته راه را برای یک صلح دایمی، ثبات، ترقی و شگوفایی کشور بگشاید و دست بیگانگان را در امور داخلی کشور کوتاه سازد، همانا موافقتنامه ژنیو بود که در چهاردهم اپریل سال 1988 میان دولت های پاکستان و افغانستان و به ضمانت ایالات متحده امریکا و اتحاد شوروی، زیر نظر مستقیم سرمنشی ملل متحد و با سهمگیری و مساعی طولانی  نماینده خاص آن سازمان به امضا رسید و به صفت یک سند بین المللی در ملل متحد ثبت گردید. این سند معتبر شامل موافقتنامه دو جانبه بین جمهوری افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان در مورد اصول روابط دو جانبه به ویژه عدم مداخله، اعلامیه تضمین های بین المللی، توافقتنامه دو جانبه جمهوری افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان در مورد بازگشت داوطلبانه پناهندگان و توافقتنامه مربوط به مناسبات متقابل جهت حل و فصل مسایل مربوط به افغانستان می باشد. اما دیدیم که این چهار سند تاریخی و با اعتبار بین المللی به چه سرنوشتی مواجه گردید و بنابر بازی های بسیار خصمانه همسایه های طماع، بی تفاوتی قدرت های بزرگ و از همه مهمتر رفتار ضد وطنی، غیر ملی و فاقد دور اندیشی رهبران جهادی و کادر های سیاسی وابسته به آنها، به فراموشی سپرده شد و در نتیجه مردم افغانستان و سرزمین آن در یک روند طولانی به خاک و خون کشانیده شدند و هست و بود خود را از دست دادند. این بازی کثیف و روند به خون کشانیدن مردم و بربادی کشور در جریان این همه سالها همچنان ادامه دارد.

حالا پس از هفده سال جنگ مستقیم و اشغال افغانستان توسط ایالات متحده امریکا و ناتو و هزینه نمودن صدها ملیارد دالر و قربانی های بی شمار مردم ستمدیده  به شمول زنان و اطفال و آواره گی بخش بزرگی از جمعیت کشور، یک بار دیگر زنگ ختم جنگ و برقراری مصالحه ملی به صدا درآمده است.

این بار رییس جمهور امریکا دونالد ترامپ به این باور رسیده است که گویا دیگر جنگ بس است. و سخنان وی در مورد مذاکره صلح با گروه طالبان بیانگر آن است که دولت امریکا با تمام قوا و به طور جدی در پی دست یافتن به توافق با این گروه و به منظور پایان دادن به جنگ طولانی و پُرتلفات افغانستان است. وی با صراحت اظهار داشت: ” ما در حال مذاکره بسیار بسیار قوی در افغانستان هستیم که خیلی از مردم در باره آن نمی دانند.” وی تاکید کرد که: “ما نمی دانیم که این روند موفق خواهد شد یا نه. شاید نشود، کسی نمی داند. اگر چیزی اتفاق بیافتد، عالی خواهد بود و من بسیار خوشحال می شوم.”

در جریان چند ماه اخیر تا کنون، میان نمایندگان طالبان و زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان چند بار در قطر، امارات و شاید هم پاکستان نشست های برگزار گردیده است. زلمی خلیلزاد با ابراز خوشبینی و امیدواری “محتاطانه” به دست یافتن به یک توافق صلح اکتفا کرده و جزییات بیشتر در این مورد ارائه نداده است. اما منابع گروه طالبان در گفتگو با خبرگزاری های مختلف در مورد جزییات این نشست ها مطالبی گفته اند که از جمله شامل تعیین جدول زمانی برای خروج نظامیان خارجی از افغانستان، آزادی زندانیان این گروه و خروج رهبران طالبان از فهرست تحریم ها بوده است. تاخیر انتخابات ریاست جمهوری هم به نقل از منابع طالبان، موضوع دیگری است که در این نشست ها مورد بحث قرار گرفته و روزنامه وال استریت ژورنال هم با اتکا به منابع دولتی امریکا گزارش داده که گروه طالبان خواهان تعویق برگزاری انتخابات هستند.

زلمی خلیلزاد در نشست خبری اخیرش در کابل ابراز امیدواری کرد که برگزاری انتخابات ریاست‌‎جمهوری “ضرب‌الاجلی” برای دولت افغانستان و طالبان برای رسیدن به یک توافق صلح باشد.

مذاکرات مستقیم آمریکا و طالبان نگرانی‌های زیادی را به وجود آورده که ممکن است آمریکا با دور زدن دولت افغانستان در پی سازش با طالبان باشد. صحبت های تازه رئیس جمهوری آمریکا این گمانه‌ زنی را تقویت می‌کند که دونالد ترامپ برای پایان دادن به طولانی‌ترین جنگ تاریخ آمریکا به دنبال اجرای برنامه‌های خویش است. تلاش‌های واشنگتن برای تماس مستقیم با طالبان و گزارش‌هایی در مورد “بی‌علاقگی” ترامپ برای دیدار با رئیس جمهوری افغانستان، گمانه‌زنی‌هایی را به وجود آورده که دولت دونالد ترامپ به هر قیمتی می‌خواهد با گروه طالبان به توافق برسد. حتی اگر هزینه این توافق، تاخیر انتخابات، ایجاد دولت موقت و صدمه رساندن به مشروعیت دولت افغانستان باشد.

تشدید دیپلماسی صلح از سوی دولت ترامپ و اذعان بی‌سابقه بلندترین مقام نظامی آمریکا به اینکه گویا طالبان در جبهه جنگ شکست نمی‌خورد، نشان‌ دهنده این است که مواضع نظامیان و دولت ترامپ در مورد افغانستان هم در حال نزدیک شدن است. در اثر شکست‌های پی در پی در میدان جنگ و از دست‌رفتن اجماع ملی در عرصه‌ی سیاسی٬ اجماع منطقه یی و بین المللی، حکومت افغانستان بیشتر در موضع انفعالی قرار گرفته و در معادلات کنونی صلح به یک مهرۀ خنثا تبدیل شده است. بی مورد نیست که «رونالد نیومن» سابق سفیر امریکا در افغانستان که به تازه گی به کابل سفر کرده است در باره وضعیت این کشور در آستانه انتخابات ریاست جمهوری می نویسد: “دولت در حاشیه شهرها ضعیف است و با خروج اعضای کلیدی از کابینه غنی، از جمله کناره گیری وزیر دارایی و معاون وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی غنی به نظر می رسد که حکومت وحدت ملی در حال ذوب شدن است.  نیومن در نیشنل اینترست نوشت که مشاور امنیت ملی و معاون وزیر خارجه افغانستان پس از استعفا به اپوزیسیون و همچنین رقیب انتخاباتی غنی تبدیل شده اند. وی می نویسد: زمانی که در کابل حضور داشته چیزی که رهبران سیاسی از جناح های مختلف در افغانستان بر آن اتفاق نظر دارند این بود که اشرف غنی نباید در انتخابات ریاست جمهوری بهار سال آینده پیروز شود.” وی افزوده است: “اختلافات قومی بطور جدی در دوران ریاست جمهوری غنی عمیق شده و بسیاری وی را از پشتون‌های ملی‌گرای شرقی می‌دانند که دیگر اقوام را نادیده می‌گیرد.”

زلمی خلیلزاد برای پیش برد مذاکره های صلح میان حکومت کابل و طالبان تقاضا نموده بود تا دولت یک هیات معتبر و همه شمول مذاکره کننده را که نماینده همه افغان ها باشد، ایجاد کند؛ زیرا طالبان هم هیات مذاکره کننده خود را تغییر داده اند و به احتمال قوی تغییرات بیشتری هم در راه است. در ظاهر آقای خلیلزاد در تلاش است که با ایجاد این هیات جدید مذاکره ‌کننده، هم نمایندگان گروه‌های مختلف سیاسی و قومی در مذاکرات مشارکت داشته باشند و هم به این نگرانی دولت افغانستان به نحوی پرداخته شود که تاکید دارد مذاکرات باید مستقیم میان دولت افغانستان و طالبان صورت بگیرد.

برخلاف و بر ضد پیشنهاد وزارت خارجه امریکا که توسط خلیلزاد مطرح گردیده، حکومت افغانستان یک تیم مذاکره کننده دوازده نفری از جمله ماموران حکومتی را آنهم زیر ریاست رییس دفتر خود بدون این که معیار های اصلی در پیشنهاد خلیلزاد که همانا “هیات معتبر و همه شمول مذاکره کننده مشتمل از همه افغانها و به نماینده گی گروه های مختلف سیاسی و قومی” بوده باشد، معرفی کرد که نه تنها به مخالفت جدی طالبان، بل این که اکثر نهاد ها و شخصیت های سیاسی نیز مواجه گردیده است. پس از این اقدام، تعیین شخصی به صفت رییس دارالانشاه شورای عالی صلح و نماینده خاص شان در مذاکره با کشور های منطقه در ارتباط به صلح و حالا هم تشکیل بورد مشورتی صلح متشکل از سی و یک عضو و نُه کمیته کاری شامل رهبران جهادی و گویا سیاسی که همواره دست شان در خوان دولت دراز بوده را زیر ریاست شخص خود شان منظور نموده اند که این بورد به هیچ وجه جای تیم مذاکره کننده را گرفته نمی تواند. این بورد با این همه طول و عرض و در غیاب نهاد های مدنی، جوانان و کمرنگ بودن اشتراک زنان وظیفه دارد تا برای هیات مذاکره کننده صرف مشوره بدهد. این همه نشان دهنده آن است که آقای غنی با همان بازی های معمول و در ظاهر ساده لوحانه و به گفته عوام بازار تیزی، ساختار سازی های مشابه و موازی و چسبیدن به فورملیزمی که هدف از آن بیشترینه فریب دادن افکار عامه و جهانیان می باشد، از یک طرف می خواهد یگانه تصمیم گیرنده واقعی این جریان صرف خودش باشد و از جانب دیگر طرح و برنامه صلح امریکا را به بازی گرفته و به هر نحوی که ممکن است آن را سبوتاژ و تخریب نماید. این ساختار سازی ها و بوجود آوردن آرگاه ها و بارگاه ها و مصروف ساختن شماری از نارضیانی که اشتراک در جلسه های ارگ را برای خود امتیاز و اعتبار تلقی می کنند بر بنیاد همین بازی های در ظاهر پر طمطراق و در عمل بی خاصیت شکل گرفته و تنها به درد تبلیغات و کمپاین انتخاباتی آقای غنی برای انتخابات سال آینده ریاست جمهوری، می خورد و بس.

مشاور وزارت امور خارجه امریکا در رابطه به صلح افغانستان آقای خلیلزاد ناگزیر گردید هوشدار دهد، افرادی که در مورد تلاش های صلح امریکا در افغانستان بی میل اند، نباید به پشتیبانی همیشگی واشنگتن امیدوار باشند. موصوف اضافه نموده است که: “ما نیاز داریم جنگ و خشونت در افغانستان متوقف شود. این یک فرصت کم پیشینه برای هر بازیگر است تا از تلاش ‌های صلح که توسط امریکا در جریان است پشتیبانی کنند. هر کسی در دولت افغانستان که نسبت به این تلاش‌ ها و مذاکرات صلح بی میل باشد، نباید به حضور دوامدار نظامی امریکا در افغانستان حساب کند.” چنین معلوم می شود که این هوشدار بیش از همه متوجه آقای غنی است که می داند در هر پروسه صلح و پیشرفت در این زمینه، سر انجام وی ناگزیر است از مقام پوشالی خود دست بکشد و قربانی صلح گردد. با دریغ، تلاش های صلح بخاطر چسپیدن به مقام های دولتی و از دست ندادن آن همیشه به مخاطره افتیده و ناکام گردیده است. آقای غنی بدون در نظر گرفتن روند آغاز شده و متمرکز شدن بالای آن، درجستجوی یار گیری ها و تلاش های برای نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری است و می خواهد زعامت بسیار ناکام و سخت بی آبرو شده خویش را در اذهان عامه همچنان تداوم بخشد!

به این باورم که این بازی های ساده لوحانه از جانب آقای غنی به جایی نمی رسد و در نهایت موجب آن خواهد گردید که امریکا با به دست آوردن یک اجماع نسبی منطقه یی و پذیرش واقعیت های میدان جنگ و دیپلماسی که سخت به نفع جنرالان پاکستانی است، بطور یک جانبه با طالبان یا این لشکر مزدور پاکستان به توافق برسد و سرنوشت افغانستان را با پاکستان به معامله گذارد. در چنین حالت تجربه سقوط حاکمیت دولتی در اوایل دهه نود تکرار می گردد. مسوولیت این سقوط بطور کامل بدوش همین سردمداران فاسد و بی کفایت موجود است که شرایط عینی و ذهنی کشور را درک نمی کنند و به جز منافع شخصی و گروهی خود، به منافع علیای کشور و مردم نمی اندیشند. همه می دانند که استراتژیست ها و نخبگان نظامی و دیپلماسی دور اندیش پاکستان در جریان این همه سالها بار ها شایستگی خود را در عمل به نمایش گذاشته و با مهارت قدرت های بزرگ جهانی را به بازی گرفته اند و روند برقراری صلح در افغانستان را همواره مطابق منافع ملی کشور خود تخریب و سبوتاژ کرده اند. این جنرالان و دیپلمات ها، جنرالان و دیپلمات های آماتور افغانستان را همواره با نوک انگشتان دست خود به بازی گرفته اند که از لحظ ظرفیت و توانایی ها هیچگاه با هم قابل مقایسه نمی باشند. این یک حقیقت بی نهایت تلخی است که همه باید آن را بدانند و  بپذیریند و در صدد جبران آن برایند. و بیشتر از همه آنانی که در جریان این همه سالها از هر قماش، دانسته و نه دانسته، خدمتگزار وفادار سیاست های پاکستان باقی مانده و با هر نوع جریان ترقی خواهانه و عدالت پسند خصومت ورزیده و به کشور خود جفا نموده اند.

باید بدانیم که جنگ افغانستان یک جنگ نیابتی است نه جنگ میان افغانها و افغانها صرف ابزار جنگ اند؛ بنابران صلح نیز نمی تواند یک صلح بین افغانها باشد، چه رسد به این که این پروسه زیر رهبری همین حکومت پوشالی موجود به پیش برده شود. برای ختم جنگ در افغانستان ضرور است که قدرت های منطقه یی و بین المللی که این جنگ را رهبری و مدیریت می کنند به توافق برسند و برای برقراری صلح به یک اجماعی که در آن منافع مشروع آنها و مردم افغانستان گنجانیده شده باشد، دست یابند. چنین جنگ های نیابتی در دیگر کشور های نیز به همین گونه به پایان رسیده اند. این که می گویند جنگ تا زمانی ادامه خواهد داشت که طالبان تصمیم بگیرند که به آن پایان بدهند، یک عوام فریبی محض است. زیرا همه می دانند که رهبری طالبان را نه افغان ها که کرنیل های پاکستانی و استخبارات نظامی آن کشور به عهده دارند. رهبران طالبان با کوچکترین بی گفتی مورد آزار، اذیت و شکنجه قرار گرفته زندانی شده و به شکل بی رحمانه به قتل رسیده اند.

«بورد مشورتی صلح» کوچکترین نقش و صلاحیتی در آوردن صلح در کشور نخواهد داشت و بیشتر ماهیت نمایشی و دست پاکن دارد و به وسیله یی برای کمپاین تبلیغاتی انتخابات سال آینده ریاست جمهوری مبدل خواهد گردید؛ حالا که چنین است، بهتر نیست موقعیت شان را در شرایط فعلی به گونه دقیق درک نموده و حد اقل برای یک بار اگر هم  شده از خود شهامت نشان داده و با استفاده از همین فرصت در قدم نخست از آقای غنی بخواهند که به این بازی مضحک خاتمه داده و از کاندید شدن دوباره برای مقام ریاست جمهوری صرف نظر نماید، تا از این طریق راه برای یک انتخابات سراسری، سالم و عادلانه تا حد ممکن باز گردد.

حالا که جنرالان و دیپلمات های کار کشته پاکستان در میدان جنگ و سیاست پیروز اند و بطور قطع نمی خواهند این پیروزی ها را فدای گل روی رهبران عوام فریب کابل سازند، این وظیفه نخبگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور است تا همصدا شده و در یک عمل مشترک از وضعیت بوجود آمده به نفع دموکراسی، آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی استفاده برند. این ها باید بازی های کوچک سیاسی را کنار گذاشته و یک بازی بزرگ ملی و سراسری را سامان داده، نگذارند یکبار دیگر افغانستان زیر کنترول کامل پاکستان قرار گرفته و تحجر طالبانی در سراسر کشور حکمفرما گردد.

دستگیر صادقی

16 دسمبر 2018