شیوه های نفوذ امریکا:بخش دوم

محمدولی

پیوسته به گذشته

امریکایی ها بادرک اینکه درکشور ما نفوذ در بین مردم برای شان مشکل است دراقدامات خویش گامهای دیگری برداشتندتا درحکومت نفوذ نمایند به این منظور با استفاده ازبحران حکومت وپارلمان که بعد از انفاذ قانون اساسی رخ دادوبه اثر ان بعد ازسالها دیکتاتوری ومطلق العنانی اولین تظاهرات معارف وپوهنتون شهر کابل را فرا گرفت سفارت امریکا تلاش کرد به شاه تفهیم نمایدکه چهره مورد نظر امریکا یعنی محمد هاشم میوندوال را برای تشکیل حکومت برگزیند تا ازان طریق بر همه امور حکومتی باخاطر ارام اعمال نفوذ نماید چگونگی دسترسی به این هدف را بازهم ازنوشته ویادداشت اقای رشتیا درمی یابیم.
اقای رشتیا صریحآ نمی نویسند که میوندوال اجنت امریکا بوده ولی با درج جریان صدراعظم شدن وی وبیانات سفیر امریکامقیم کابل درمجله (لایف) افاده میدهند که میوندوال با امریکا وابستگی داشته وازجانب انها پیش کشیده شده است.
رشتیا ضمن صحبت باجان ستیوز ( iohan steevs)سفیر امریکادرکابل دریکی از دعوتهای دپلوماتیک مینویسد که سفیر مذکور ازوی تقاضا بعمل اورد تا بدون چینل وزارت خارجه از کدام طریق دیگر امکانات ملاقات ودید ووادید های غیر رسمی با شاه برایش زمینه سازی گردد.بالاخره به این نتیجه میرسند تااز طریق علی محمد خان وزیر درباراین کار عملی گردد.
رشتیا روز ۲۶ میزان سال ۱۳۴۴ در می یابد که ملاقات شاه وسفیر امریکا صورت گرفته است.وی جریان را از زبان وزیر دربار چنین حکایت میکند:
” چیزیکه چند روز پیش برایم گفته بودی،بالاخره امروز صورت گرفت. سفیر امریکا …خواهش نمود که میخواهد اگر ممکن باشد همین امروزیا فردا بحضور اعلیحظرت مشرف گردد” ص۲۷۵
طبق گفته وزیر دربارسفیر به تنهایی با شاه دید وموافقه نکرد تا وزیر درباروظیفه ترجمانی را اجرا کند وزیر دربار میگوید :”..بعد ازمرخصی سفیر اعلیحظرت مرا طلبید،هدایت داندتا میوندوال را پیدا کنم وبرایش بگویم که بصورت فوری بحضور اعلیحظرت حاظرشود.چنانچه همان دم به منزل او تلفون کردم… تا به ارگ رسید” ص ۲۷۶.
این بدان معنی بود که میوندوال از جریان ملاقات واقف بودودرحال انتظار عقب تلفون منزل نشسته بود.
در۲۶ میزان روزآغاز هفته سره میاشت بود که درمحفل هم میوندوال وهم وزیر دربارحاضرنبودند رشتیا مینویسند:”…بامیوندوال مواجه شدم.بوقت فرصت اوراگوشه کرده درباره افواهات ازاو سوال کردم… گفت بلی اعلیحظرت به من فرمودند تادر صورتیکه کابینه جدید محمد یوسف درشورا دچار مشکلات گردد امادگی داشته باشم .”ص۲۷۶.
نویسنده میگوید میوندوال از باریابی سفیر امریکا بحضور شاه انکارکردولی به اثرارائه شواهد مبنی برروز وساعت جریانات”…تغیری درچهره میوندوال” مشاهده نمود اما بازهم بعد ازیک مکث از اگاهی انکار کرد.
میوندوال صدراعظم شد” وسفیرامریگا جان استیوز که فعالیت اودرموقع تعیر حکومت شرح داده شد درهمان روز اول صدارت میوندوال ضمن مصاحبه ای با مجله (لایف) فاتحانه گفت دیدید که افغانستان در یک شبانه روز از چپ براست تغیر جهت داد ” ص۲۹۳.
آغای رشتیا تدکر میدهند که موضوع مجله لایف را با میوندوال درمیان گذاشته ازتمایل وی بسوی غرب یاداوری کردند که با عصبانیت میوندوال مواجه شدند.
جای تائسف است که تحلیلگران متمایل به امریکا حاضر نیستند بخاطر وضاحت تاریخ وطن به این مسئله تن دردهند بلکه میخواهندوانمود سازند که امریکا درامور افغانستان بی غرض وفاقد دسترسی بوده است،اما کی میشود که برزبان تاریخ مهر زد . تاریخ بازگوکننده حقایق است ولو برای برخی تلخ وناگوار باشد. منطور ازین رازداری ها همانا سچه وانمود ساختن سیاست امریکا درموردافغانستان است تا برطبق ارزوی ان کشورحقایق مربوط به دخالت درامورداخلی مارا استتار نمایند.اما گذشت زمان وبخصوص سالیان اخیرراز حقیقی سیاست مداخله واشغال امریکارا ازپرده برون اورد.
وقتی امریکا بافیر راکتهای کروزبداخل افغانستان تجاوزنمود رادیوی صدای امریکا برای توجیه این عمل به نشرات دوامدار پرداخت منجمله باعده ای از پروفیسوران ودانشمندان افغانی مصاحبه ها نمود ازجمله با دکتور قاسم فاضلی قبلا استاد فاکولته حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون کابل.
باوجود اینکه دکتور مذکور ازلحاط حقوقی بخوبی میدانست که اب وخاک وفصای یک کشورجز حاکمیت ان است اما بدفاع از عمل تجاوز امریکا دوپارادر یک موزه کرده گفت که این عمل تجاوز نیست،تجاوز انست که مانند عساکر روس داخل خاک افغانستان گردند.امریکا این کارراهم کرد ولی کهنه روشنفکران متعهد به امریکا حاضر نشده اند تا قشون کشی امریکا به افغانستان را تجاوز بنامند.
هر نوع دیکته ومداخله امریکا درامور افغانستان از جانب ستایشگران وهواداران ان یا مجاز تلقی شده ویااغماض صورت میگیرد اما (این چمن در کار دارد دیده باریک بین).
دشواری ها بر ملت افغان خواهدگذشت،چند دالریکه برخی چیز فهمان وصاحبان امکانات مدافع امریکا درمطبوعات ازان کشور بدست میاورندهم میگذرد ولی انچه باقی می ماند حقایق است ،حقایق تلخ تاریخ وحقایق یک ملت در طول تاریخ. پرده کشی روی حقایق تاریخی ستمی است که در حق نسلهای اینده رواداشته میشود زیرا برای انها مشکل خواهد بودتا حقیقت رادرانبوهی از اباطیل تمیز نمایند.
همه تلاش های امریکا در افغانستان پس از گرایش حکومت به جانب شوروی آغاز گردید زیرا امریکا در سیاست منطقوی این گوشه اسیا بر ایران وپاکستان حساب میکرد وبخاطر اتخاذ سیاست بیطرفی وعدم انسلاک این کشور نسبت به افغانها حسن نیت نداشت ،اما درجبر رقابت باشوروی وفضای جنگ سرد نه برای بهبود امور بلکه دررقابت با حریف زمانش به اقدامات اغاز کرد.
شکل پیچیده تر نفوذ امریکا بر سائر ممالک همانا راههای سیاسی واقتصادی است که با شیوه های نو استعماری درپناه سیاستهای غامض وپیچیده درحق کشورهای دیگر بکارگرفته میشود
بروز اشکال استعمار نو باپیشرفت تخنیک وصنعت ظریفانه ومدرن شده است.
ایلات متحده امریکا بعد از یک قطبی شدن جهان درکنار شیوه های مرموز چون اجرای کودتاها ترور زعمای ملی و حمایت از رژیمهای تحت نفوذ به مداخلات مستقیم نظامی وراه اندازی جنگها درامور دیگران مداخله کرده سرنوشت حکومتها واداره انهارا بدست میگیرد افغانستا وعراق نمونه ای ازین جنایت است.
موجودیت قوای سریع العمل تحت قومانده امریکا در خلیج فارس،موجودیت پایگاه های نظامی در جزایر دیگوگارسیا،کوریای جنوبی،جزایر گوام ،افغانستان ووجود دستجات نظامی اش در عربستان سعودی وقطر وسایر نقاط هدف نفوذ واثر گذاری بر مناطق مربوطه رامیرساند
حفظ‌ تاسیسات نظامی دوران جنگ سرد به معنی حفظ ارگانهای حراست سیاستهای نو استعماری میباشد.
حفظ مناطق منافع حیاتی امریکا درهزاران کیلو متر دور تر ازان سرزمین چهره استعمار بریتانیای کبیر در قرن نزده را تمثیل میکند .
کشوری بخواهد یا نخواهدوقتی امریکا اراده کند بران می تازد ،تعذیرات وضع میکند،پایگاه نظامی میسازد ورژیم دست نشانده برقرار میدارد.

ادامه دارد.