شماری افراد و گروهها  نه در گرو منافع ملی؛ بل در گرو منافع آقای کرزی اند

نویسنده : مهرالدین مشید

آقای سپنتا چند روز پیش در راستای تلاش های آقای کرزی، برای برگزاری نشست بزرگان قوم یا لویه جرگه، سخن از برگزاری این جرگه به زبان آورد و به گونۀ آشکار نشان داد که او هنوز هم مدافع داعیۀ کرزی است و حتا حاضر است تا با زیر پای نهادن باور های سیاسی اش در پیوند به دموکراسی خیلی محکم در کنار وی نعمت خود ایستاد شود. شگفت آور این است که این حرف ها از خودش می بود و مردم افغانستان شناخت نسبی که از او دارند، دست کم در مورد حرف هایش فکر می کردند؛ اما با تاسف که حالا این چنین نبست. باور مردم این است که آقای سپنتا بحیث بلندگوی آقای کرزی عمل می کند. به پاس دوستی با کرزی حتا حاضر است تابا ذبح کردن دموکراسی با کارد تقلب در کنار او بایستد؛ اما پرسش این است که این لویه جرگه فاجعه مشروعیت را به قول او بیشتر فربه می کند تا لاغر؛ پس آقای سپنتا چه دورنمایی را در پشت لویه جرگه به تدبیر گرفته است و آیا این جرگه صلح و ثبات در کشور را تضمین می کند و یا این که وی خواب رسیدن به اذگ را دوباره در سر می پرورد. از این که سنگ او با به تقلب بردن انتخابات به هدف نخورد و حالت اضطرار با میانجیگری جان کری پایان یافت و حالا تلاش دارد تا با برگزاری لویه جرگه قرعۀ فال را به نام آقای کرزی بزند و خود اش هم به جایگاۀ نخستینش برگردد. این را مردم می دانند که کرزی و تیمش تلاش های سازمان یافته برای تقلب های انتخاباتی کردند تا اوضاع چنان به بحران برود که جهان ناگزیر شود تا بقای کرزی تاکید کنند و اما باوجود اصرار کرزی امریکایی ها خواست او را رد کردند و از همین رو حالا سر امریکایی ها خشم گین است و اما این خشم خود را می خواهد در زیر مخالفت های سیاسی پنهان نگهدارد و اما مردم افغانستان از نیات این آقایان خوب آگاهی دارند و می دانند که در عقب این هیاهو ها و فراخوانی ها چه ترفندی نهفته است. آقای سپنتا می داند که دیگر مردم افغانستان برای کرزی هرگز رای نمیدهند؛ زیرا حکومت او را از فاسد ترین حکومت ها و تیم و اطرافیان او را از فاسدترین افراد می خوانند که در حدود سیزده سال تمام دار و ندار کشور را به تارج بردند که مواردی اندکی از هزاران موارد فساد آن زمان را آقای سپنتا افشا کرده است و فهرست افراد معاش بگیر صدها نفری اش گویای این ادعا است. مردم افغانستان از چهارده سال تمام دار و ندار کشور را به تارج بردند که مواردی اندکی از هزاران موارد فساد آن زمان را آقای سپنتا افشا کرده است و فهرست افراد معاش بگیر صدها نفری اش گویای این ادعا است. مردم افغانستان از چهارده سال حکومت آقای سپنتا بحیث یک بال قدرت جز تاراج و دزدی و عصب دارایی های آنان چیز دیگری در خاطره ندارند که در یک سناریوی مرموز شورشگری را به اینجا کشاند و اوضاع کشور نابسامان شد. مردم به گونۀ قطعی بدین باور اند که تیم رئیس جمهور پیشین برای ایجاد آشوب و ماندن خود اش در قدرت تقلب های انتخاباتی را سازماندهی کردند و آنگاه که تیر شان به هدف نخورد، حالا تلاش دارند تا با برگزاری لویه جرگه بار دیگر به قدرت برسند و با زدن زنگ چور بیشتر از دیگران پول بدست آورند. مردم از آقای سپنتا می پرسند، گیریم لویه جرگه برگذار شد و آیا آقای سپنتا دورنمای آن را چگونه می بیند. این در حالی است که طالبان در چنین نشستی هرگز اشتراک نمی کنند؛ پس اوضاع بدتر یا بهتر از امروز خواهد شد. آگاهان بدین باور اند اوضاع شکنندۀ کشور با برگزاری جرگه بدتر و شکننده تر از امروز می شود. شاید مخالفان مسلح بیشتر از هرکسی بااستفاده از خلای آن روز سود ببرند و تیغ از دمار نیم بند کنونی هم بیرون خواهند کرد. مردم با توجه به پیشینۀ حاکمیت کرزی بدین باور اند که شاید یکی از اهداف آقای کرزی از برگزاری لویه جرگه همین مسآله است. در این شکی نیست که حکومت با دشواری های زیادی دست و پنجه نرم می کند ارادۀ مبارزه با فساد در آن بیشتر از آقای کرزی است؛ زیرا کرزی نه تنها اراده یی برای محو فساد نداشت که بدتر از آن زنگ چور را زد و اعلان کرد که رشوت بگیرید و تنها پول های تان را به خارج نبرید. حال وی می خواهد که با رسیدن دوبارۀ به قدرت، آنچه تا کنون باقی مانده، آن را هم به حراج بگذارد. مردم افغانستان آقای سپنتا و حامی اش را می شناسند که چگونه دیروز در برابر تمامی فساد ها و غارت های بی رویۀ حکومت کرزی سکوت مرگبار اختیار کرد و با اخذ پول های فراوان از آن بسته های دالری بادآورده به زنده گی خود ادامه داد و حتا اشک تمساح هم در حق مردم به تاراج برده شدۀ افغانستان نریخت. حضور تند سپنتا در نشست حزب محور درست پس از اعلام تعیین هیأت برای بررسی شهرک عینو است. این نخستین واکنش حکومت در برابر او پس از سکوت دیرپا است و شاید تلاش های کرزی بر ضد حکومت زیر نام لویه جرگه بعد از این افزایش یابد. حکومت هم ناگزیر است تا آرام آرام رد پای پول های میلیون ها دالری کرزی خانواده اش را پیدا کند و حساب پروندۀ بسته های میلیون ها دالری را با کند تا معلوم شود که آقای کرزی این میلیون ها دالر را خلاف قانون چگونه به مصرف رسانده است. آشکار است که آقای کرزی هم از طریق گروه های وابسته اش مانند شورای حراست، شورای والیان، حزب محور و رسانه های حامی اش تبلیغات گسترده برضد حکومت را افزایش بدهد. بدون تردید پس از صدور فرمان آقای غنی برای بررسی شهرک عینو خشم آقای کرزی بیشتر برانگیخته شده است و از این رو به اقمار خود فرمان داده تا فعالیت های تبلیغاتی شان را زیر نام برگزاری مجلس بزرگان افزایش بدهند. هدف اصلی او از این رویکرد، افزایش فشار بر حکومت است تا از موضوع خود عقب نشینی کند و خواهان بررسی دارایی های خانودۀ کرزی نشود. گزارش هایی وجود دارد که حکومت دوسیه های وزیران فاسد را برای روز مبادا حفظ کرده است. چنانکه  ۸ صبح، در شمارۀ ۲۷۵۳ روز دوشنبه ۶ قوس سال روان خود گزارش ویژۀ کمیتۀ مستقل مشترک نظارت و ارزیابی مبارزه علیه فساد اداری (میک) را که در ماه سرطان امسال نشر شده بود، به نشر سپرد که در آن آمده است:  دوسیۀ برخی از وزیران حفظ شده است. اطلاعات ۸ صبح نشان می‌دهد که این دوسیه‌‌ها به دستور رییس‌جمهور غنی حفظ شده‌اند. این دوسیه‌‌های فساد مربوط وزیران قبلی معارف و دفاع افغانستان است.با این حال، آنچه هویدا است این است که آقای غنی با حفظ دوسیه‌‌های فساد این وزیران با آنان برخورد سلیقه‌ای کرده است و جانب‌داری‌شان در انتخابات سال ۲۰۱۴ را نیز مد نظر داشته است. آقای فاروق وردک که در آن زمان وزیر معارف بود، در کنار این که دوسیه‌‌ اش حفظ شده است. آقای کرزی تلاش می کند تا به بهانه های مختلف فشار بر حکومت را افزایش بدهد تا دوسیه های فاسد اعضای ارشد پیشین حکومت اش و در ضمن دوسیۀ فساد خانواده اش سر نشوند. وی برای حامیان خود دستور داده تا با حضور در اجتماعات گوناگون موضوع  برگزاری لویه جرگه را مطرح کنند تا فشاربر حکومت را حفظ کنند. چنان که چند روز پیش آقای سپنتا ، اوضاع کشور را بحرانی خواند و برای بیرون رفت از این بحران ها، برگزاری لویه جرگه را پیشنهاد کرد. وی گفت که به ارادۀ مردم بازی شده و رهبران حکومت مشروعیت خود را از دست داده اند. وی حکومت وحدت ملی را نامشروع و رهبران آن را بزرگترین ناقضان حقوق بشرخوانده است؛ اما وی جرات نکرد که بگوید، به چه میزانی ادارۀ آقای کرزی با راه اندازی تقلب های گسترده و سازمانیافته مسؤول این اوضاع است. در این شکی نیست که اوضاع کشور بحرانی است و اما با تاسف که نسخۀ آقای سپنتا وقت اش گذشته است و ولو که کرزی هم دوباره به سکان قدرت بر اساس نسخۀ وی صعود کند،  دیگر برای حل بحران کشور سازگار نیست. مردم از سکوت های و بی مبالاتی های دوران اقتدار آقای سپنتا در برابر فساد گسترده و غارت ها و  عصب های کلان به خوبی می دانند که او کمتر ار به بحران رفتن اوضاع کشور نگران و بیشتر نگران دوری از قدرت است و از همین رو است که برای دوباره به قدرت رسیدن آقای کرزی ژاژخواهی می کند. آقای سپنتا در حالی سخن از مجلس بزرگان می زند که او می داند و شاید باور داشته باشد که لویه جرگه نهاد ساختارمند و قانونمند نیست که بتواند بر معضلۀ کنونی کشور نقطۀ پایان بگذارد؛ زیرا این جرگه بنابر «وضعیت» بیشتر اضطراری شکل می‌گیرد. آزمون ها جهانی نشان داده است که نهادهای که بر بنیاد شرایط ویژه شکل می‌گیرند، بار مشروعیت ندارند و هم چنان ظرفیت، پذیرش و حل‌کننده را ندارند. ساختارهایی که لویه‌جرگه را می‌سازند توسط قدرت مشخص می‌شوند. که این روش نمایانگر تحمیل افکار قدرت دایر کننده بر جرگه است. از سویی هم جرگه ها برخلاف نامش ویژه گی های فردگرایانه دارند که یک ساختار قبیله یی و عنعنوی است و حالا فرسوده شده است. تجارب گذشته نشان داده است که در این جرگه ها بیشتر افکار تباری و عنعنوی حاکم بوده و فیصله های بیشتر افراطی و تند و غیر دموکراتیک می باشند. مختصر این که  این که مجلس بزرگان از نگاۀ معنایی بار اضطراری، از لحاظ ساختاری  بار شرایطی، از نگاۀ گرایشی بار فردی، از نظر ایده ئولوژیک بار قبیله یی و غیر اعتدال و از نگاۀ  فرهنگی بار ضد کثرت گرایی دارد و غیرشفاف است که در دست اول آزادی بیان و آزادی های حقوق بشری را به قربانی می گیرد.

شاید آقای سپنتا فراموش کرده باشد که چگونه از آقای متکی وزیر خارجۀ پیشین ایران پاکت زرد را گرفت و باخود بگوید که بار جنگ و حمله های وحشتبار حافظۀ مردم افغانستان را دچار یاد فراموشی کرده باشد و گذشته ها را از یاد برده اند. در حالی که آنطور نیست، مردم می دانند که آقایانی مانند داکتر سپنتا در سیزده سال حاکمیت آقای کرزی چه روزگاری را بر سر شان آورد و رنج های امروزی را محصول نظام فاسد و غارتگر او می دانند؛ اما موجودیت آقای سپنتا در رکاب آقای کرزی برای همگان پرسش برانگیز است. هرچند روشنفکر و  چیز فهمی چون آقای سپنتا که سیر و صعود فکری زیادی را از عضویت در حزب سازمان دموکراتیک نوین یعنی شعلۀ جاوید تا فراگیری آموزش های عالی در غرب و تمایل او به مکتب فرانکفورت و گرایش هایش با سبز های آلمان تا ماندن در کنار فاسد ترین نظام در کنار آقای کرزی و دست بوسی صبغت الله مجددی بخاطر دل خوشی ولی نعمت اش، که این فراز و فرود را خیلی دشوار پیموده است، حکایت از تنازل های فکری او دارد. این ها نشانگر این است که او از لحاظ فکری تک تنه درخت استوار نیست؛ بل مانند شاخه های لرزان در برابر باد های هرچند تند هم نباشد، زود  می لرزد. یا به آن مردی می ماند که بجای تکیۀ استوار با عصایی در وسط چهارراۀ حوادث، برعکس عصا بر دست گاهی آن سوی جاده و زمانی هم به این سوی جاده  راه عوض می کند تا از نبرد با حوادث درامان باشد. درست حالا هم که وارد نبرد شده است. با تاسف که مستقلانه به حیث سپنتای مستقل و مغرور عمل نکرده است؛ بلکه به داوری مردم بلندگویی را می ماند که صدایش از خودش نیست و درست صدای لویه جرگه صدای آقای کرزی و شماری حواریون و مفسدان نمادار و قلدرهایی اند که از قدرت زده شده اند و  دست شان از غارت های دورتر نگهداشته شده و برای چپاول بیشتر این ملت ناقوس لویه جرگه را سر داده اند. هرگاه این آقایان دست کم رنجی از مردم می داشتند و دل شان برای آزادی و رفاۀ  مردم شان می تپید. بدون تردید امروز ما شاهد یک افغانستان نیرومند دارای حاکمیت مرکزی دیگر می بودیم که شاید اکنون شاهد حمله های فاجعه بار طالب و داعش و غیره نمی بودیم. یاهو