رییس جمهور غنی و خلع قدرت رهبران جهاد !

                      نوشته ی : فروغی

      من به این باورنیستم که حامد کرزی و محمداشرف غنی ، قوماندان سالاری و جهادیزم را ضربه زده ، رهبران و قوماندانان زورگو را خلع قدرت وازصحنه دور نموده اند . ( نه ازصحنه ی حکومت ونه ازصحنه ی قدرت )

       برعکس تصوروادعای برخی ازهواخواهان وطرفداران رییس جمهورغنی ، این کرزی وغنی استند که با مساعد کردن بسترهای گرم ، رهبران و قوماندانان بی خاصیت و پول پرست جهادی را به مولتی میلیونران افسانه ای و خدایان کذایی زور وقدرت تبدیل نموده اند – به آن خدایان کذایی قومی که به زورِ زر و قدرت نظامی پنهانی شان،هرکدام اقوام شریف کشوررا نیز درپشت خود کشانده اند .

       این چگونه خلع قدرت قوماندانان و رهبران جهادی است که رییس جمهورغنی را تا پغمان به دستبوسی والتماس ، پیش پای عبدالرب رسول سیاف می کشاند ؟!

     این چگونه خلع قدرت است که رییس جمهورفرمان میدهد تا محمد محقق کنار برود ؛ اما او با گردن کشی و کنایه گویی های خاص در سایه ی حمایت هزاران طرفدار، به کاراش ادامه میدهد ؟!

     این چه نوع خلع قدرت است که رییس جمهور فرمان میدهد تا وزارت خارجه بررسی شود ؛ اما صلاح الدین ربانی فرمان وی را به دو پول سیاه ارزش نداده ،به هیأت موظف از سوی رییس جمهور اجازه ی ورود به وزارت خارجه نمیدهد ؟!

     همه میدانند که رهبران و فرماندهانی چون عطامحمد نور، عبدالرب رسول سیاف ،عبدالرشید دوستم ، محمد ظاهر قدیر، محمدمحقق ، کریم خلیلی ، گلبدین حکمتیاروغیره ، نه تنها تضعیف و خلع  قدرت نشده اند ، بلکه خیلی قدرتمندتر و ثروتمندتر از پیش هم شده اند .

    اگرهواخواهان ساده دل رییس جمهورغنی ، پیوستن حکمتیار به دولت را خلع قدرت می پندارند ، اینهم اشتباه است . حکمتیار که داشت به مهره ی سوخته و بی اثری مبدل میشد ، به دستورامریکاییان وهمکاری مستقیم آی اس آی و رییس جمهورغنی نه تنها از حالت منفعل و سرخورده گی بیرون کرده شده ، دوباره به کرسی قدرت تکیه داده شد ؛  بلکه حتا زمینه ی حضور خرابکارانه تر اش را در شمال نیز پلان نموده اند . این حکمتیار است که پس از بازگشت از شمال ، ضمن مصاحبه های تازه اش ، به صراحت هوشدار میدهد که هزاران نیروی جنگی در کمین دارد و هرزمانی بخواهد دوباره به کوه برمیگردد .

     ازجانب دیگر ، حامدکرزی ، محمد اشرف غنی و زلمی خلیلزاد که هرسه از کارگزاران و حامیان افغانی استراتژی جهادیزم ـ اسلامیزم ایالات متحده ی امریکا هنگام جنگ سرد استند ؛ همانگونه که در اساس گذاری و ایجاد تنظیم های جهادی ، ایجاد تحریک طالبان ، القاعده وغیره در پیوند با نهادهای مخوف امریکایی ـ انگلیسی ، نقش مستقیم داشته اند ، هنوزهم برای ادامه ی نقش خرابکارانه ی این نهادهای مذهبی که جزء همان استراتژی قدیمی امریکاییست ، تلاش وکوشش می نمایند.