رئیس جمهوریکه یک ماه بعد برنده انتخابات اعلان شود چه خواهد توانست ؟

دکتور محمد اشرف غنی وداکتر عبدالله عبدالله تعهداتی دارند که درصورت برنده شدن انرا عملی میسازند.
سوال کلانی در برابر هریک شان در صورت برنده شدن قراردارد:
تعهدات شما بارعایت منافع ملی، حس وطنپرستی وخدمت به مردم باپروژه وسیع بحران افرینی وبی ثبات سازی امریکا در مورد افغانستان درتقابل قرار نمیگیرد ؟
امریکا درمورد افغانستان پروژه گسترده وذوجوانب را طی بیش ازچهل سال طرح وعملی کرده تعقیب می نماید که شماها یکی در عرصه جنگ وویرانی ودیگری در عرصه سیاسی جزء ان پروژه بودید.
پروژه چه است ؟
– طی چهل سال جنگ زیربناها وتاسیسات باید ازبین میرفت که رفت مجاهدین وطالبان بحیث نیروی ” مخرب موثر” انرا عملی ساختند.
– طی چهل سال جنگ یک نسل در دهات وقصبات ومناطق قبایل نشین باید از سواد واموزش محروم گردیده جاهل نگهداشته میشدند تا مصروفیتی جز جنگ نمیداشتند که عملی شد وجریان دارد.
– طی چهل سال جنگ معنویت واخلاق درنسل جوان باید کشته میشد وصرف ذهنیت بکش وویران کن نزد انها تقدیس میشد که شد وهمه چیز تابع خصلت جنگی وزور گویی میگردید که عملی شد چنانچه پیامد ان را در وضع موجود کشور از قریه وده تا حکومت وپارلمان می ببنیم.
– طی چهل جنگ نسل تحصیلکرده رابه فرار تشویق نمودند وبرای این کار سهولت های فراوان فراهم کرده با تبلیغ کفر وکمونیسم انهارا به ترک کشور ترغیب کردند در حالیکه نسل بیرون شده اصلآ به عمق این پلان پی نمیبردند واولاد شان دیگر نه وطن شانرا میشناسند ونه بر میگردند.
– طی چهل سال جنگ کشت تریاک ، کار مواد مخدر وباندهای مصروف در ان که سه ملیون نفر را در بر میگیرد ببک نیرو مبدل گردید وحالا سه ملیون جوان دیگر مبتلا به مواد مخدر شده اند واین خود جزء پروژه بحران بود که به سرعت عملی شد وهنوز ادامه داردیعنی پروژه تباهی نسل جوان.
– طی چهل سال جنگ بنیاد گرایی درمغز نسل جوان تزریق شد که حالا حزب التحریر به اسانی میتواند شبکه هایش را در مراکز تعلیمی وتحصیلی گسترش دهد ومراجع امنیتی اجازه جلوگیری ازین خلافت خواهان را ندارند شاید پروژه پسا طالبان وپسا داعش همین ها باشند .
– طی چهل سال جنگ یک نسل پاکستانی گرا بوجودامد ، چیزیکه امریکا در طول هفتاد سال تشکیل پاکستان در تلاش ان بود .
– طی چهل سال جنگ در قراء ، قصبات وشهرها شبکه های جاسوسی امریکا وپاکستان ودیگر کشور ها گسترش داده شد ، این شیکه ها میتوانند در برابر رفتارهای خلاف متجاوزین به تحریکات بپردازند.
– طی چهل سال جنگ تخم نفاق ملی کشت شد وامریکا میتواند حاصل مطلوب ازان بدست اورد.
– طی چهل سال جنگ روحیه ملی وصمیمیت وطنپرستی شدیدآ ضربه برداشت که امریکا در بخشهای از پروژه بحران میتواند ازان بهره گیرد.
– مجاهدین با امدن به کابل ستون فقرات دولت داری یعنی قوای مسلح را ازهم فروپاشیدند ودار وندار انرا به پاکستان سپردند وحال افغانستان سرزمین باندهای مسلح است واین جزء پروژه بحران بود وادامه می یابد.
– حاصل چهل سال جنگ تشکیل قدرت برمبنای زورمندان محلی وباندهای قاچاقبری، گروپ های مسلح غیر مسئول مصروف به جنایت از دزدی تا ادم ربایی وقتل میباشد که اینها میتوانند در صورت خلاف ورزی از پروژه امریکایی بحران وتشنج مجدد ایجاد کنند.
– طی چهل سال جنگ تلاش شد تا اقتصاد مشروع به اقتصاد نا مشروع مافیایی مبدل گردد وچنین شد که هیچ نفعی ازان برای ارتقای اقتصادی کشورنمیرسد محتاج ومحتاجتر باقی می مانیم.
ایا رئیس جمهور اینده اراده ، نیت وتوان مقابله با این پروژه امریکایی را دارد ؟
ایا رئیس جمهور اینده میتواند سیاست مستقل خارجی را براتکای رعایت توازن واصل بیطرفی مثبت وفعال پیش گیرد ؟
اگر نه اراده داشته باشد ونه توان پس نام بردن از منافع ملی، وطنپرستی وخدمت به مردم عوامفریبی بوده وشخص رئیس جمهور پنج سال دیگر باید مردم را بفریبد ومصروف نگهدارد .
اگر بخواهد برای اثبات حس وطنپرستی ، حفظ منافع ملی ،نجات مردم وکشور از بحران کمر ببندد باید منتظر دو عکس العمل باشد ؛ یا ترور که ما شاهد چنین ترورها هستیم یا افتضاح وبد نامی که ریزرفهای امریکایی به شمول مطبوعات مزدور دران سهم خواهند گرفت.
روی همین ملحوظ است که امریکا درسطح رهبری دولت قدرت دوگانه ودرمیان مر م قدرتهای چندین گانه را حفظ می نماید تا قدرت دوگانه دولت را یکی علیه دیگر بکار گیرد وچندین گانه های میان مردم را به بی نظمی ، اختطاف ، ترورها، انفجارات ، دزدی ودهها مصیبت دیگر برانگیزد ومدعی خدمت به مردم را به بحران های غیر قابل کنترول مواجه سازد.
امریکا این پروژه را راه اندازی کرده است وازان دست بردار نیست، هر رئیس جمهوریکه بر سر اقتدار گردد مکلف به توافق با این پروژه ( حکومت سایه) در امریکا میباشد .
غوغاگری ترامپ درمورد بیجا وغیر عملی است . ازین جهت هر رئیس جمهوریکه درشرایط اشغال بقدرت میرسد صلاحیت نمیداشته باشد تا از خطوط معین شده از جانب امریکا پا فراتر گذارد، خلاف ورزی به مصلحتش نمیباشد.
راه وچاره برای حل این مشکل شاید یک قیام مردمی باشد تا بتواند همه ماین های فرش شده سیاسی – نظامی واستخباراتی پروژه بحران وبی ثباتی امریکا را از صحنه کشور بروبد و زمینه را برای تاسیس یک رژیم ملی ، دموکرات ودارای استقلال تام مساعد سازد .
اما!
چنین عمل در وضع موجود ناممکن وغیر مقدور به نظر میرسد . نه شرایط داخلی ، نه منطقوی ونه جهانی اماده قبول چنین خیزش میباشد . ترکیب قوتهای مسلح غیر مسئول وجنگی طوری تنظیم شده است که با فروریزی نظم موجود کشور دچار اغتشاشات ، جنگها وغائله های خواهد شد که جهان از کنترول واداره ان عاجز خواهد ماند .
بنابر همین شرایط است که احزاب وشخصیتهای روشنفکر وتحول طلب چپ وراست بیشتر پروگرامهای اصلاحی مطرح کرده اند ومیخواهند با حفظ نظام ، اصلاحات بنیادی در کار دولت داری به میان اید تا شرایط برای ختم حالت اشغال اماده گردد وافغانها خود بتوانند زمام امور خویش را بدست خود گیرند ومانند هر ملت دیگر به کار عمران مجدد کشور بسیج شوند .