دوری عاشوراازعقلانیت به جنبه های عاطفی وظاهری

                                                           نویسنده : –  محمد عوض نبی زاده

برخی از مورخین  با رفتن حضرت «یحیى» بن زید ، نواده امام زین‏‌العابدین (ع) را از عراق به خراسان، حضور شیعیان درافغانستان  کنونی می‌داند.ولی اکثر مورخان بر این باورند که مردم هزارستان وغور در زمان خلافت امام على مسلمان شده وجزءقلمرو اسلامى گردیده است و شیعیان افغانستان را اکثرا مردم هزاره تشکیل داده وهزاره‌ها بطور متراکم در مناطق, غرجستان، هزارستان یا هزاره‌جات مرکزی ودر مناطق دیگر افغانستان  زیست دارند . در گذشته‌های نه چندان دور در مناطق هزاره نشین مرکزی ودیگر مناطق شیعه نشین مراسم ماه محرم بیشتر در حسینیه‌ها محدود بود اما حالا مراسم عاشورا رادرمطبوعات افغانستان نیز پوشش می‌دهند.با تاسف در سالهای اخیر مراسم عاشورا در میان افراط و تفریط گروه های افراطی مذهبی‌ در حال دور شدن ازعقلانیت, مبانی و مبادی ماهوی و نخستین خود است .زیرامذهبی‌های افراطی  با بسنده کردن افراط به جنبه‌ها و جاذبه‌های عاطفی و ظاهری, مراسم عاشورا، را از اصل خویش دورساخته است . 

در حالیکه قیام امام حسین بن علی برفضایل اخلاقی و اسلامی بر اساس عقلانیت و معنویت استواراست که با تاسف برای معرفی جنبه ی وحشیانه و خشونتبار تحمیلی بر عاشورا و تاسوعا توسط برخی ازتندروها در مراسم مذهبی به حدی رسیده است که ، زنجیر و کارد زدن و برهنه شدن در مراسم عزاداری در ماه محرم از فرط جهالت انها بوده که حتی فتاوی صریح و روشن  برخی از مجتهدین شیعه را نیزدرین باره مراعات نمی کنند و به انجام این اعمالی خشن و ضد اسلامی و تفرقه میان شیعه و سنی دست می زنند. در حقیقت خرافه‌پرستان و افراطیون مذهبی دو روی یک سکه هستند؛چون خطر ایندو گروه ، برای دین و مذهب به مراتب بیشتر از دین‌ستیزان است؛ زیرا همین افراطیون و خرافه‌پرستان است که ، برای دین‌ستیزان اسناد فراهم می‌کنند تا آن‌ها با استناد به عملکرد این افراطیون و خرافه‌پرستان، دین و مذهب را غیرعقلانی و ضدانسانی نشان دهند. بدین گونه افراط و تفریط و رقابت با نمادهای اسلامی تعادل را از جوامع مسلمان  زدوده است. درعین حال عامدان , معارضان و افراطیون عبارت ازداعش، القاعده، طالبان ودیگر گروه های تروریستی اند که با توسل به وحشیانه ترین خشونت های ضد انسانی و ضد اسلامی برای معرفی چهره خشن و وحشی از انسان مسلمان ، به تخریب چهره اسلام می پردازند . 

از انجائیکه تاریخ بشری , ده ها و صدها انقلاب، قیام و اعتراض ودیگرحوادث را در جهان در خود جای داده است، که بنابرین برخی ازروایات,وقایع  تاریخی مهم وتابناکی درروز عاشورا در جهان رخ داده است که می توان ازوقوع بعضی ازحوادث مهم ان در این روزتذکر داد:خلقت حضرات جبرئیل، میکاییل، اسرافیل، حضرت آدم و حوّا ، عرش و کرسی، لوح و قلم ، آسمان و زمین؛ در روز عاشورا اتفاق افتاده است و هم چنین خداوند (ج ) حضرت ادریس را به (بهشت) داخل و کشتی حضرت نوح رابر روی کوه جودی قرارداد و حضرت ابراهیم  رادر این روز از آتش نمرود نجات داد وتوبه حضرت داود را قبول وحضرت عیسی در این روز به دنیا آمد وحضرت موسی را از دریا نجات دادو فرعون و همراهانش را در دریا غرق کرد. حضرت یونس را از شکم ماهی نجات دادوملک حضرت سلیمان را باز گردانید. دیدارحضرت یعقوب با حضرت یوسف وشفا یافتن حضرت ایّوب ازبیماری وازدواج پیغمبر خدا حضرت محمد مصطفی( ص )با بی بی خدیجه از جمله حوادث است که در روز عاشورا بوقوع ییوسته است .

هرچند مبارزه میان حق و باطل ونیروی شیطانی و نیروی الهی در وجود هر انسان از آغاز خلقت  آن وجود داشته و در ادوار مختلف تاریخ برای نابود ی یکدیگر تلاش نموده است . همانطوریکه امام حسین خود را قربانی کرد تا به  جامعه بشری بیاموزد که باید انسانی زیست و وجدان انسانی را در خود تقویت نمایند و نگذارند تا ارزش های انسانی ویران گردد. تبعیض و بی عدالتی صرف  منشا دینی ندارد که حتی غیرمسمانان نیز از قیام امام حسین برضد بیعدالتی الهام گرفتند چنانچه مها تماگاندی (رهبر فقید هند) میگفت: من زندگی امام حسین ، را به دقّت خواندم وبر من روشن شدكه ، اگر بخواهیم هند را نجات دهیم، باید همان راهی را بپیماییم كه امام حسین بن علی پیمود.گرچه حادثه کربلا نیم قرن بعد از وفات پیامبر اسلام اتفاق افتاده که بعد از وفات ایشان ، همه به حکومت ابوبکر تن دادند. دردوران عمر به دلیل فتوحات رضایت عامه بالاتر بود، اما درعهد عثمان فساد اقتصادی دستگاه خلافت را تهدید می کردکه  عثمان خود نخستین قربانی این وضعیت بود، اما پنج سال بعد از قتل عثمان در مدینه، امام علی نیز در کوفه به قتل رسید و بدین سان پرونده نسل اول رهبران اسلامی یعنی «خلفای راشدین» ، بسته شد.

با مرگ امام علی، معاویه در بیست سال زمامداری خود نوعی ثبات و آرامش نسبی به وجود آورد. با مرگ معاویه رقابت ها خونین تر و بی قاعده تر به نسل بعدی منتقل شد ودر جدال این نسل است که حادثه کربلا به وقوع می پیوندد.  گرچه بعد از امام علی، امام حسن برای گرفتن حکومت تلاش کرد، اما یاران او خیانت کردند و امام حسن به ناچار تن به صلح داد و حکومت را که وظیفه او بود به معاویه واگذار کرد. امام حسین نیز برای انجام وظیفه اصلی‌اش که همانا گرفتن حکومت بود، اما در اثر خیانت مردم کوفه نتوانست حکومت را به دست گیرد و در کربلا به شهادت رسید. چون پیمان‌شکنی مردم کوفه امام حسین رادر کربلا در یک موقعیت ویژه قرار داد، تلاش‌های امام حسین برای دوری از جنگ و مذاکره با عمر سعد به نتیجه نرسید و هیچ راه دیگری به جز جنگ باقی نمانده بود.بسیاری از کسانی که در لشکر عمر سعد بودند، نماز شب می‌خواندند و خود شمر از فرماندهان لشکر امام علی در جنگ صفین بود و صورتش نیز در این جنگ، زخمی گردیده بود، شمر پانزده بار با پای پیاده به حج رفته بود، ولی همه آن‌ها رادر برابر پول و مقام، خود را فروخته بودند. 

گفته میشود که امام حسین شش ماه بعد از مرگ معاویه عازم عراق شد. انگیزه عزیمت او دعوت شیعیان کوفه بود که قبلا با پدر و برارد او(امام علی وامام  حسن) نیز همکاری داشتند. ولی وقتی که امام حسین به مرزهای کوفه رسید با مانع کوفیان برخورد. روز دهم محرم میان حسین و یاران اندکش و سپاه امیر کوفه نبرد مختصری انجام شد که خیلی کمتر از یک روز طول کشید. حسین و یارانش کشته و خاندانش اسیر شد و به کوفه و شام اعزام گردید.مدت اقامت خاندان  امام حسین در کوفه و شام کمتر از شش ماه طول کشید ویزید مظلمه قتل امام حسین را به گردن ابن زیاد انداخت و در ظاهر از خاندان امام حسین دلجویی کرد.که در شام علی بن حسین تنها مرد باقی ماندۀ واقعه کربلا بود که مکرر با یزید دیدار و علی الظاهر مورد احترام یزید بود. عمر زمامداری یزید شوم و کوتاه بود، اما سایر زمامداران اموی با علی بن حسین با حرمت و نزاکت برخورد کردند و برخی اوقات دستگری  مالی نیزمی کردند. از میان خلفای بعدی اموی هشام بن عبدالملک و عمر ابن عبدالعزیز بیشتر با بنی هاشم حسن سلوک نشان دادند و شاید به این نیت که قصد داشتند لکه شهادت امام حسین را از دامن شان پاک کنند. 57 سال بعد از رویداد کربلا دولت اموی دچار انقراض شد و خلافت به شاخۀ دیگری از بنی هاشم یعنی فرزندان عباس منتقل شد. ولی رابطۀ خاندان امام علی با سلسله خلافت بنی عباس نیز هیچ گاه گرم نگردید. 

گذشته از هر امری، عاشورا روز دهم محرم ، خونین‌ترین روز در تاریخ اسلام است، در این روز، دو سپاه نور و ظلمت، عدالت و بیدادگری در دشت گرم و تفتیده کربلا درمقابل همدیگر قرار گرفتند. نهضت عاشورا، نه تنها باعث احیای دین و ترویج سنّت نبوی بود بلکه با ارزش دادن به مفاهیمی چون آزادی و عدالت را عینیت بخشید و برای جهانیان تعلیم داد که چگونه در برابر سلطه و ظلم ایستادگی کنند از این‌رو، این نهضت وجهه ی جهانی پیدا کرده و منشاء حرکت های آزادی‌بخش در جوامع بشری قرار می‌گیرد.امام حسین بن علی با مایه‌گذاشتن جانش به آزادی حیات تازه داد و ظالم را تحریم نمودو درخت ، عدالت و محبّت و آزادمنشی را به گل نشانیدو بنیان ظلم و نفاق و قساوت رااز هم پاشید. امام حسین گفت ای انسان! تو آزاد آفریده شدی و نباید زندگی اسارت و بردگی را ، اختیار کنی و باید به مکتب ایثار پناه ببری  وبرای آزادی ات جانفشانی نمایی و نباید در این حالت، تن به ذلت داد و زندگی ننگ اور را پذیرفت، بلکه از جان و مال مایه بگذا رو در راه احیای زندگی با شرافت مبارزه نمائید. اکنون از قیام امام حسین و یاران آن حضرت نزدیک به 1400 سال می گذرد که با گذشت هر روز ابعاد این قیام ، درخشان تر و ماندگار تر می شود .ماه محرم ماه شهادت، ماه غلبه نور بر ظلمت، ماه پیروزی حق بر باطل و ماه شکست شمشیر در برابر خون است. امام حسین با قیام بی‌نظیر خویش وبا ایستادگی‌در برابر دستگاه ظلم و فساد یزید، برای همیشه مسیر استبداد را بست و به بشریت درس آزادگی و آزادمنشی آموخت. امام حسین ، تن به ذلت نداد و در برابر ستم حاکم سکوت نکرد. بنا برین قیام امام حسین الگو و سرمشق همه قیام‌های حق‌طلبانه و حرکت‌های اصلاح‌گرایانه در تمام جوامع و در همه عصرها و زمان‌ها است.

   پانزد هم – سِپتا مبر –2019- میلادی