دلم می خواهد برگردم

شعر از حریره یوسف مقصودی

دلم می خواهد برگردم به دوران کودکی

دلم می خواهد برگردم به دوران بچگی

دلم می خواهد برگردم به همان دورانی

که روزگاری روی دیوارهایش می کشیدم عکس های یادگاری

برگردم به همان دوران ساده گی و یکرنگی

برگردم به همان دوران همصدایی و همدلی

به همان دورانی که در آن نبود چیزی بنام آشفتگی

به همان دورانی که در آن نبود چیزی بنام کشتار گروهی

 

به همان دورانی که در آن نبود چیزی بنام نفاق و دورنگی

به همان دورانی که در آن نبود چیزی بنام بمب و انتحاری

به همان دورانی که در آن چشمان معصوممان پر بود از بی گناهی

به همان زمانی که ذهن آدمها آماده نبودند برای پذیرش گناهی

همان دورانی که تنهایی رعب و وحشت داشت

همان دورانی که خانه ها هنوز سقف داشت

همان دورانی که خیمه ها برپا نشده بود

همان دورانی که خواب هایمان کابوس نشده بود

همان دورانی که حقوق بشر فرمان نشده بود

همان دورانی که مسلمان هنوز غلام نشده بود

همان دورانی که چتر کافر پناهمان نشده بود

همان دورانی که کعبه هنوز در حصار صهیونیزم نبود

 

18 سنبله  1396 خورشیدی خیرخانه