دریافت های دیگراز کنفرانس صلح لاهور! برای افغانستان

محمدولی

طی روزهای اغاز فصل تابستان صفحات مجازی مصروف سفر هیئت دعوت شده افغانی به پاکستان بوده است وادامه دارد. علت دوام این بحث ها درافشانی هایست که دعوت شوندگان درکنفرانس ارائه کرده اند ، ازسخنرانی ها معلوم میشود که این کنفرانس نه برای صلح افغانستان بلکه برای بدست اوردن نوعی حمایت توسط دست پروردگان پاکستان از سیاست ان کشور درمورد افغانستان بوده است تا پاکستان با این دستاویز در نشست های بعدی پیرامون افغانستان در سطح منطقه وجهان خودش را نسبت به ا مور افغانستان برحق وسیاستش را قبول شده از جانب افغانها وانمود سازد.
دونکته قابل یاد اوری است:
یکی اینکه هیئات دعوت شده به هیچ وجه وبه هیچ رنگ وبونمایندگی از مردم افغانستان کرده نمیتوانند زیرا در ترکیب هیئات انانی شامل اند که به قومانده پاکستان افغانستان را ویران کرده اند، مردم را کشته اند. دلیل دوم انکه کسانی شامل هیئات هستند که اصلآ منکروجود کشوری به نام افغانستان درنقشه جهان میباشند وصبح تاشام جز تهدید به تجزیه و تشدید نفاق ملی مصروفیتی ندارند. پس نه ویرانگران ومردم کشان ونه نفاق افگنان از مردمیکه درین جغرافیه زندگی میکنند نمایندگی نمیتوانند زیرا مردم زجر جنگ وجنگسالار وضرب وزور تداوم قدرت انهارا دیده اند وحالا هم ازان در عذاب اند. ازطرف دیگر مردم زندگی درهمین محدوده جغرافیایی خودرا جزء شان وشوکت وشرف شان میدانند ونمیخواهند پلان بعدی استیلا گران ودشمنان راکه بوی تجزیه طلبی ازان بالاست بپذیرند.۴۰ سال جنگ ونتیجه نهائی ان که شیوع افکار تجزیه طلبی باشد پذیرفتنی نیست چه بدا که انرا مانند جهاد ازمراحم پاکستان توقع کنند.
چرا کشور دچار چنین دست پاچگی شده است ودولت نمیتواند بر مجموع این خودسری ها غلبه کند؟
دستگاهیکه بنام دولت حکمروایی میکند یک دستگاه معلول ومعیوب است وان از چند نگاه؛
برخاسته از ارای سچه مردم نیست، ساخته دست جان کیری است، لهذا همان هیبت وصلابتی راکه یک دولت برخاسته از ارای مردم داشته باشد ندارد.
اصل دولت واحد وحاکمیت واحد غیر قابل تجزیه به این دستگاه صدق نمیکند زیرا جان کیری دو کشتی را در بحر خون افغانها بنام ریاست جمهوری وریاست اجرائیه در تلاطمی از خصومت های ایجا کرده قومی وزبانی وسمتی به طوفان سپرد که حالا میراث دارانش یا نمیخواهند یا نمیتوانند جلو این تلاطم خون را بگیرند.
دوپارا در دو کشتی نهادن نتبجه ای جز غرق شدن نخواهد داشت وحالا کشور در بحر اختلافات گوناگون در حال غرق شدن است.
پیچ مهره های ماشین دولت بطور سالم از یک‌ دستگاه تولیدی بیرون نه شده اند تا حین جابه جایی ونصب باهم اشنا باشند ویکی با دیگری جور ایند، گروه های جهادی در پاکستان ، به اصطلاح تکنوکراتها در ممالک غربی عمدتآ امریکا وانگلستان، تجزیه طلبان از ایران وپاکستان وبرخی مراجع استخباراتی شرق وغرب وعده ای از کارمندان داخلی کشور حضور به هم رسانیده ماشن دولت را به حرکت میاورند ولی هریک سمت حرکت انرا به میل خودش معین میسازد.
تغیرات وتحولات پیش امده درکشور نتوانسته باعث ایجاد روحیه ملی گردد ، انانیکه چرخ دولت را درکنترول دارند نمیخواهند چنین روحیه ایجاد وتقویت گردد.
یک دانشمند حقوق وعلوم سیاسی میگوید: ” روحیه ملی میزان اراده یک ملت در حمایت ازسیاست های حکومت در دوره صلح یا جنگ میباشد، این روحیه در تمام فعالیتهای یک ملت ، تولید کشاورزی وصنعتی ان وهمچنین تاسیسات نظامی وخدمات دپلو ماتیک ان رسوخ میکند”.
اگر در وضع جاری بر سیاست پاکستان وهیئات دعوت شده که سمت اساسی تحلیل هاروی ان میچرخد تمرکز کنیم سوال به میان می اید که دروجود ادمهای احضار شده در لاهور اثار وعلایمی از روح ملی ووطندوستی دیده میشود؟
به چند دلیل نه :
اساس وبنیاد جنگی – سیاسی انانیکه به لاهور رفته اند نه درداخل کشور بلکه در همان پاکستان ریخته شده وبه جنگ پرداخته اند، انها مجریان سیاست پاکستان در جنگ علیه افغانستان بودند ، هویت پاکستانی داشتند وحالا صاحب هویت های چندین ملتی میباشند. همه اصول زندگی شخصی وسیاسی شان ازتامینات مادی ومعیشتی تا اوتوریته تصنعی بر پیروان وشیوه زندگی مبنی بر امور دینی، سلوک بین هم، سیاست کردن بر مبنای دروغ وانکار، چشم به پول بیگانه داشتن، خودرا فروختن ومنافع ملی را پامال کر دن همه وهمه ملهم از نصایح ورهنمود هایست که دستگاه های استخباراتی خارجی در جوانی به انها القاح کرده بود وحالا به جبلت شان مبدل شده است، ازین جهت در فطرت شان روح ملی ووطنپرستی ریشه ندارد. عین فورمولبندی را میتوان در مورد تجزیه طلبان ودشمنان وحدت ملی وتمامیت ارضی کشور جستجو کرد.
با تاسف گردانندگی امور کشور بدست همین ها داده شده است ومیتوانند به هر شکلی که بخواهند اراده وسیاست غیر ملی شانرا بر کشور تعمیل میکنند.
معلوم است که علاوه بر سوء نیت خارجی ها دست پروردگان داخلی شان نیز منافع خویش را در عدم شکل گیری روحیه ملی دیده ازپیدایش ان دل خوش نمیداشته باشند.
در کنار روحیه ملی باید قدرت ملی یعنی ” مجموع توانایی های مادی ومعنوی که در قلمرو یک واحد جغرافیایی وسیاسی بنام کشور یا دولت” وجود میداشته باشد ایجادگردد.
روحیه ملی وقدرت ملی دو عنصر معنوی ومادیست که به مثابه رسن پیوند دهنده توده های مردم کمر وبازوی یک کشور را برای پیشرفت وترقی ان ومقابابله با دسایس ومداخلات خارجی وحفظ حاکمیت می بندد وافکار ضد منافع ملی وعاملین انرا از صحنه سیاسی بدور می ریزد.
با تاسف که دستهای مرئی ونا مرئی این دو اصل را نه تنها شکننده ساخته بلکه از پیوند ان جلوگیری میکند.
خلای کلانیکه فرصت طلبان ضد روحیه ملی ومنافع ملی ازان بهره میگیرند عدم توانائی رئیس جمهور در تطبیق احکام قانوان اساسی است. حلف وفاداری رئیس جمهور در ماده ۶۳ قانون اساسی فورمولبندی شده که ضمن سایر تعهدات یکی هم این است :” قانون اساسی و سایر قوانین را رعایت واز تطبیق ان مواظبت میکنم “، درماده اول قانون اساسی ذکر شده است ” افغانستان دولت جمهوری اسلامی ،مستقل وغیر قابل تجزیه میباشد” بر طبق این ماده تبلیغ وترویج هر نوع افکار تجزیه طلبانه باید ممنوع باشد وعاملین ان بحیث ناقضین قانون اساسی جوابده باشند آغای غنی کدام اقدام لارم برای دفع این مکروب که دراینده بدنه کشوررا به قطع وبرش مواجه خواهد ساخت گرفته است؟
در ماده ۲۲ قانون اساسی ذکر شده ” هرنوع تبعیض وامتیاز بین اتباع افغانستان ممنوع است” آغای رئیس جمهور سخنان اهانت امیز وکلای پارلمان رادر مورد اقوام افغانستان شنیده اند که هزاره ها راچه گفتند واهانت کردند، تاجک هارا مهاجر گفتند وپشتونهارا ازنسل یهود . تدبیر رّیس جمهور ودر مورد این افراد انگشت شمار ، بی دانش وتفرقه افگن چه بوده است؟
درسال ۱۳۴۸ مشکل دری وپشتو در پارلمان وقت کمی دامن زده شد دولت برای حفظ وحدت ملی وخنثی سازی اثرات منفی ان طی فرمانی هر نوع بحث و جدل را درمورد ممنوع قرارداد ومسئله خاموش گردید.
چرا برای تطبیق صلاحیت های قانونی غرض حفظ وحدت ملی وجلو گیری از شیوع نزاع های قومی وزبانی که کشوررا به مخاطره می کشاند وفکر نسل جوان را متلاشی میسازد اقدام نمیکند ومیگذارد هر کس هرچه بگوید وهر سخنگوی بیگانه وحدت وهم پیوندی اقوام را برهم بزند تا دراتش این منازعات خود بر فراز خاکستر ان تبارز شخصیت کند ؟ این محصول پافشاری در گنجانیدن دو مظروف نا متجانس دریک ظرف واحد است یعنی جهاد اسلامی ودموکراسی امریکایی.
چیز فهمان وروشنفکرانیکه درهر صف قراردارند باید این چهرها را بدرستی تشخیص داده باشند، اگر میخواهند از گرو دغا بازان جهاد و سوداگران دین رهایی یابند واگر میخواهند همین محدوده جغرافیایی مکان امن وصلح برای اولاد شان باشد ، اقوام باهم برادر ان به برابری مادی ومعنوی وسیاست سالم حل امور زبانی وقومی نایل ایند ، با همسایگان بانیت خیر وصلحجویانه وبدون دست درازی شان بسر ببرند ،از امکانات جهان پیشرفته برای ترقی وانکشاف کشور بهره مفید بگیرند وبر طبق اصل برادری کردن وحساب در میان بودن سیاست کنند باید علیه سودا گران دین وملت وکشور وعاملین تفرقه ولو که در همان حزب وتنظیم هم باشند یا بیرون ازین حلقات موج اعتراض بلند کنند تا مجال خیانت بیشتر ازان ها گرفته شود وازین جبروت قدرت وتفکر ابلیسی به حضیض ذلت تنزل کنندوطن ونسل نو از تنگنای اختناق گیر مانده موجود نجات یابد.