حقوق بشر ابزار تجاوز ومداخله بدست امریکا

محمدولی
حقوق بشر ان اساسات ومبانی بنیادی غیر قابل تعویض است که دران زنده ماندن، حراست جسمانی ، روانی وحقوق انسانها درعرصه های زندگی مدنی، کلتوری، اقتصادی ، سیاسی وتحفظ حقوق اساسی رعایت گردیده مانعی دران ایجاد نشود. این بخش حقوق انسانی باید عام شمول ومداوم بوده بر همه افرادبشر یکسان تطبیق گردد . عام باشد برای انکه انسانهارا از لحاظ زندگی در قاره های مختلف وباداشتن رنگ ونژاد متفاوت دربر گیرد ، مداوم باشد برای انکه تا انسان زنده است ازان بهره مند باشد وگذشت زمان بر تطبیق اصول ان اثر نگذارد. یکسان بودن حقوق بشر یعنی تطبیق موازین ان بر افراد غنی وفقیر ، زورمند وکم زور همگون باشد وهیچ کشوری ازان بحیث حربه سیاسی دربرابر دیگران کار نگیرد.
اعلامیه جهانی حقوق بشر بحیث سند معتبر جهانی صبغه توصیوی داشته الزام حقوقی درقبال ان دیده نمیشود اما اخلاقآ دولت هارا برعایت حقوق بشر مکلف میسازد.
بنابر نقض جقوق بشر درمراحل مختلف زندگی انسانها بخصوص در قرن گذشته ، درسال ۱۹۹۳ درشهر ویانا کنفرانس جهانی حقوق بشر دائر گردید که ۱۷۱ کشور اعلامیه های انرا امضاء نمودند . بر طبق این اسناددولتهای ناقض حقوق بشر تحت فشار بیشتر جامعه جهانی قرارداده شده میتوانند.
اعلامیه ها در مورد حقوق بشر عمدتآ دولتهارا ملزم برعایت ان میداند درحالیکه درکنار دولتها گروه های مزدور مامور اند تا جنگ نیابتی را پیش ببرند ، همچنان کمپنی های خصوصی به ماموریت جنگی گماشته میشوند ( مانند کمپنی بلک واتر) که مرتکب جنایات جنگی ونقض حقوق بشر میگردند ، اسناد واعلامیه های حقوق بشر باید درمورد پیامد های اعمال گروه های مزدور وکمپنی های خصوصی مکلفیتهای را وضع نماید.
درروشنی این مقدمه ببینیم حقوق بشر با معیارهای ذکر شده در بالا ساحه تطبیقی می یابد؟
برطبق یک احصائیه ” دردو قرن اخیر تااواخر سال ۲۰۰۷ پنجصد ملیون نفر کشته شده است . گفته میشود ۴۹۰ ملیون نفر کشته شده دردوقرن وهفت سال اخیر بنام دموکراسی ، حقوق بشر، مبارزه با تروریسم ، صلح ، نجات کره زمین ودستاوردهای استعمار بسرکردگی امریکا در جهان بوده است.”
اگر حق زندگی برای یک فرد بالا تر از سائر انواع حقوق است پس عاملین ختم زندگی پنجصد ملیون انسان با سلاح های ساخت قدرتهای بزرگ زیر شعار های ذکرشده در گزارش بالا را چگونه میتوان به باز پرسی کشانید وهمین اکنون سلسله کشتارها و وضع تحریم هاکه باعث تهدید حیات مردم مخصوصآ کودکان به اثر قلت مواد غذایی ونبود ادویه میگردد را کدام مرجع با صلاحیت جهانی مورد پرسش قرار داده میتواند ؟
درتطبیق اصول وموازین ناشی از تصامیم اتخاذ شده جهانی مشکل اساسی قدرت ونیرومندی کشورهایست که با ترفند وزور ازان گریز کرده ان اصول را بحیث وسیله در برابر مخالفین بکار میگیرند واز اعمال خود ومتحدین شان اغماز میکنند . پس عام بودن وغیر سیاسی بودن این اصل بشری بوسیله قدرتهای برتر جهان نقض میگردد.
کیسنجر یکی ازوزرای خارجه امریکا دراثرش بنام ” دپلماسی” مینویسد : ” بحث های حقوق بشر به عنوان ابزاری برای مدیریت بهتر امریکا ازطریق درخواست برای بهبود برخورد با شهروندان شوروی آغاز گردید اما به تدریج به راهبردی برای وادار ساختن شوروی به ایجاد تحول داخلی بدل گردید …”
ازتحلیل تاریخی کیسنجر درمورد این وسیله دست امریکا چنین بر می اید که امریکا زیر نام حقوق بشر تاکتیکی را پیش گرفت تا یهودان از شوروی به مهاجرت آغاز کنند زیرادولت نکسن ازنفوذ شوروی در شرق میانه ناراحت بود، امریکایی ها پلان تجرید شوروی از شرق میانه را روی دست گرفته خواستند با طرح حقوق بشر وخروج یهودیان از شوروی نوعی نا رضائیتی در میان عربها علیه شوروی ایجادنمایند چنانچه درسال ۱۹۷۳ به تعداد۳۵ هزار یهودی خاک اتحاد شوروی را ترک گفتند.
امریکایی ها بادرک موثریت طرح حقوق بشر دپلماسی شانرا درین عرصه وسعت دادند.
قبلآدولت نکسن در سال ۱۹۷۱ کنفرانس امنیت اروپارا بحیث وسیله علیه روسیه شوروی دررعایت حقوق بشر مبدل ساخته بود .
درسال ۱۹۷۳ اعلامیه کنفرانس هلسنگی که ۳۵ کشوردران شرکت داشت امضاء شد سند شماره ۱۳ این کنفرانس درمورد حقوق بشر بود واین سند ضربه ای شد بر شوروی که کشورهای اقمار انرا به تحریک وا میداشت چناچه در پولیند وچکوسلواکیه فعالان حقوق بشر با استفاده ازین سند برای سرنگونی رژیم های مربوط فعال گردیدند .
امریکا همیشه خواسته است ازبحران استفاده کرده انرا برای پیشبرد اهدافش در جهان بیک فرصت تبدیل کند چنانچه باایجاد بحران جنگ در افغانستان مدیریت این بحران را بحیث یک فرصت منطقوی درمورد چین ، روسیه ، اسیای میانه وایران بعهده گرفته است . یکی از شعارهایش حین قشون کشی به افغانستان حقوق بشر بود ولی هیچ ناقض انرا مورد باز پرس قرار نداد بلکه نوازش هم نمود . عده ای از طا لبان را به همین نام گرفتار کرد ولی بعدها ایشانرا درقطر وکابل وپاکستان بحیث مهمانان عالیرتبه نگهداری کرد .
مراجع تحلیلگر وسیاست ساز امریکا غرض ایجاد بحران وفرصت سازی ضمن پیشبرد کارزار تبلیغاتی برای دوره های طولانی یا کوتاه مدت نوعی نظام تبلیغی وفکری ایجاد میکنند تا درچوکات ان قناعت ملت امریکا را برای مداخله ولشکر کشی فراهم ساخته متحدین جهانی اش را به همکاری وادارد.
در جنگ سرد نظام فکری سرمایه داری نه تنها از طریق تیوری پردازی های لیبرالیستی بلکه در مقاطع محدود تر که هدف ان ضربه بر کشور های مورد نظر بود برخی طرحهای عاطفی وبشر دوستانه کاذب پیش کردند ، از جمله این طرحها که تا کنون وسیله دست علیه رقبای ان کشور میباشد حقوق بشر است ، بزعم انها این یک ارزش محض امریکایی است که ان کشور ماموریت دارد ازان حمایت کند . وزارت خارجه امریکا سالانه وضعیت حقوق بشر را ارزیابی کرده برابر با سیاست تخریبی درپناه جعل ودروغ مخالفینش را متهم به نقض ان می نماید . اما ببینید که همین مدعی این ارزش محض امریکایی در قرن بیست ویک چگونه عمل کرده است؟
۱- بوش هفتاد هزار تن بمب درپنج کشور دنیا استعمال کرد.
۲- اوباما یک صد هزار تن بمب در هفت کشور دنیا ریخت.
ترامپ در یک سال وچند ماه اول حکومتش ۴۴ هزار تن بمب ریخته است یعنی در هر ۱۲ دقیقه یک بمب.
این بمبها که جمادات ومایعات وحیوانات را هدف قرار نداده است بر فرق انسانها ریخته شده است .
این است دیدگاه حقوق بشری امریکا که دیگران رامحکوم به نقض ان میکند.
ازاثر استعمال مادر بمبها در ولسوالی اچین ننگرهار که بیش از دو سال ازان میگذرد هنوز اطفال نوزاد ناقص بدنیا می اید ، انواع امراض جلدی مردم منطقه را تهدید میکند و درمنطقه درخت وعلف نمی روید .
دینگ شیاو پن رهبر قبلی چین گفته بود : ” حقیقت این است که استقلال کشورها به مراتب مهمتر از حقوق بشر است. اماگروه کشورهای هفت یا هشت پیوسته استقلال کشورهای ضعیف را درجهان سوم نقض میکنند ، تاکید انها بر حقوق بشر ، ازادی ودموکراسی ابزاری در جهت حفاظت وپاسداری از منافع خود شان است ، انها ازین طریق کشورهای ضعیف را تحقیر کرده تلاش میکنند سلطه خودرا برانان تحمیل کنند.”
عراق مصداق این گفته است ، امریکا زیر نام‌دفاع از حقوق بشر صدها هزار انسان را کشته، اواره وزندانی ساخت.
ازدید برخی کشورهای غربی که همدستان سیاست امریکا هستند وهمگرائی با ان دارند ان اعمالی مغایر حقوق بشر است که منافع خود شان ازان متضرر گردد ، انها حاضر نیستند قبول کنند که ارتکاب جنایات شبیه توسط انها در سائر ممالک بخصوص کشورهای فقیر وعقب مانده نقض حقوق بشر میباشد.
مصیبت دران است که امریکا خودرا در سطح جهان ناظر، باشی وکنترولر حقوق بشر جازده است اما جریان یک قطبی شدن جهان چهره اصلی این ابوالهول پرده نشین را در عرصه حقوق بشر افتابی ساخت ، نه برخورد یکسان با ناقضین حقوق بشر دارد ، نه خودش این اصل را رعایت میکند ونه بر عام بودن ومداومت ان پابندی داشته بطور قطعی جانبدارانه وسلیقوی ازان بهره میگیرد .

یک نمونه :
دولت ازبکستان همه ساله از جانب امریکا ناقض حقوق بشر اعلان میشد زیرا ازبکستان حاضر نبود به عبور وسایط جنگی امریکا از خاکش به افغانستان اجازه دهد . درسال ۲۰۰۸ اسلام کریم اوف در جلسه ناتو شرکت کرده توافق نمود تا وسایط جنگی امریکا وناتو ازطریق ازبکستان وارد افغانستان شود . دوروز بعد ازین توافق رادیو اشنا صدای امریکا راپور وزارت خارجه امریکا درباره حقوق بشررا مورد تبصره قرارداده گفت باوجودیکه حقوق بشر در ازبکستان نقض میشود وعوامل انرا هم بر شمرد ذکر نمود:” حالا دولت ازبکستان گامهای کوچک ولی موثر را درین راستا برداشته است وحقوق بشررا رعایت میکند.”
درهمین امریکای مدعی یگانه حقوق بشر که جهان را ملامت سار نقض ان میکند چه میگذرد ؟
طبق احصائیه اف.بی.آی. ” درامریکا در هردو دقیقه یک قتل ودر هریک چهار دقیقه یک زنای بالجبر صورت میگیرد ودر هر ۲۴ ساعت ۱۳۵ قتل یا خود کشی میشود.”
در انگلستان در هر ۲۰ دقیقه یک طفل پائینتر از سن ده سالگی مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد که اکثرآ باعث مرگ انان میگردد.
نشر هر ساله گذارش جهانی درباره حقوق بشر ازطرف وزارت خارجه امریکا چه سودی دارد وقتی در کشور خودش جنایات ضد بشری بصورت مکرر جریان داشته باشد؟
حقوق بشر وقتی ضمانت شده میتواند که نقض ان بصورت مکررصورت نگیرد یا اقدامات علیه ان خود باعث نقضش نگردد.
امروز در جهان‌ جنگی نیست که دران جنایت ضد بشری صورت نگیرد ، اسرای جنگی به شیوه های غیر انسانی شکنجه نشوند ، حیثیت وعزت انسانی پامال نگردد، حوادث تکان دهنده درزندانهای ابو غریب ، گوانتانامو وبگرام که مامورین سی. ای. ای .برطبق دستور العمل پنهانی بوش مرتکب میشوند مودر بدن راست میکند . قتلهای عمدی ، بمباردمانهای غیر پلانی وبعضآ بی هدف ، وضع تحریم ها، حمایت پنهان وعلنی از گروه های جنگی استخدام شده وغیره نشان میدهد که حقوق بشر نزد هر کشور وهر قدرت وسیله ایست برای برحق جلوه دادن جنایات خودش نه یک اصل قبول شده انسانی وقابل تطبیق یکسان بر ناقضین ان .
تروریسم بد ترین نقض حقوق بشر است اما بنابر علایق منفعتی دولت های بزرگ بعضآ به ان جنبه تقبیحی با استعمال کلماتی چون ( قابل قبول نیست یا مایه نگرانیست و غیره) داده شده برعاملین ان فشار لازم وارد نمیگردد. پاکستان که مرکز تربیت وصدور تروریسم وزندان اختطاف شدگان توسط تروریستهاست زیر فشار قوی جامعه جهانی قرار نمیگیرد درحالیکه ایران به عین اتهام تحت تعذیرات مداوم قرار داده میشود.
جنگ نزده ساله در افغانستان حق انسانی را از مردمان ان در هردو طرف گرفته است ، مردمیکه زیر فشار سه گانه طالب ، ناتو وقوای امریکا ودر حوزه حاکمیت دولتی زیر فشار قوماندان سالاری بسر میبرد زندگی مادی وروانی شان تهدید میگردد . درکشوریکه پروبلم های اساسی انرا نبود امنیت ، فقر جنگ وفساد رقم بزند ونزده سال هم تحت فشار اشغال قرارداشته باشد چگونه میتوان از حقوق بشر نام برد ؟ دیدبان حقوق بشر اعلان کرد قوتهای خاص امنیت ملی که ازجانب سی.آی.ای. تجهیز وتمویل وقومانده میشوند مرتکب جرایم جنگی ونقض حقوق بشر شده اند . درهمه حوادث نقض حقوق بشر پای امریکا شامل وجنایاتش ازبیان خارج است.
در افغانستان ، عراق ، سوریه ودیگر جاهایکه امریکا اتش جنگ را برافروخته است حقوق بسر با خشن ترین شکل نقض میگردد .
خلاصه حقوق بشریکه وزارت خارجه امریکا راپور های سالانه در موردان تهیه ونشر میکند چیزی نیست جز پروژه بیرون شده از مراجع تحلیلی تخریبی ان کشور علیه دول مخالف .