جوان !

جوان عزيز وطن كوشا باش ، تونسل دگرشو
زين امراض كهن ،قوم وزبان ونژاد برحذرشو
مرهم شووالتيام بخش وين زخم هاى ناسور
بهررهايى ازينهمه پسمانى زود مثمر ثمرشو
چشم بيندازبه جهان رشدوترقى ديگران بنگر
بانورعلم ودانش مالك هم انجم و هم قمر شو
بايست !
ميهن ويرانه را باكار وتلاش آباد بايد كرد
ازشروفساد،خودى و بيگانه آزاد بايد كرد
باخدمت صادقانه، تساوى حقوق برادرانه
ملت زهم گسسته رامتفق وبااتحادبايدكرد
اين امرخطيرنه برشعارو نعره ميسراست
صدق وصفااعتمادودوستى ايجادبايدكرد
زحلقات بريد وبرمبناى شهروندى انديشيد
ازباج وخراج دادن پرهيز،عدل ودادبايدكرد
خيل دزدان نكند كارى،جزاستفاده ازمقام
 دست اينان گرفت ودلى همه شادبايدكرد
رشوه ،شرو فساد خودشده موجب ناامنى
اينهمه ازرگ وريشه خشك وانسدادبايدكرد
پيشرفت وترقى ميسرشودزدوستى واتفاق
دلهاى پرازعداوت،تهى زكينه وعنادبايدكرد
دبير، بايدكرد، تلاش گران وهمگان ميطلبد
ورنه رنج واندوه واطاعت ازهرشيادبايدكرد
دبير٢٠١٤هالند
زكهنه انديشى تاكى تداوم حيات به درويشى
بافكرنووخلاق،مشعل فروزان، شعله وشررشو
رهايي بخش ملك وميهن زهمه جهل ووحشت
بدورافگن خرافات ،مسبب وضع به وبهترشو
تاكى شودبازى برتحريك احساسات و ترفند
بافهم ودرايت برين ملت قوت مغزوهم كمرشو
كنون كه هست درملك بس سياست و خباثت
زين آشفته بازارسياست صاحب فكرونظرشو
ديوشرو فساد كه زاده بس فتنه هادرين مُلك
بادادوعدل وقانون مانع اينهمه فسادوشرشو
دبيربازووفكرجوان باشدممدترقى وتعالى وطن
جوان عزيز وطن كوشاباش ، تونسل ديگرشو
هرات باستان ١٣٩٣