تمثیل وحدت ملی در ناکارایی و فساد و ناامنی بحران آفرینی

نویسنده :  مهرالدین مشید

این حکومت در فساد و ناکارایی از سلف خود هم چندین گام به پیش نهاده است

با تشکیل حکومت وحدت ملی با توجه به وعده های ا نتخاباتی هر دو جناح، مردم افغانستان آرزو های طلایی را در سر می پروریدند و بی صبرانه منتظر بودند که  دست کمی ازرویا های شان را  این حکومت تحقق خواهد بخشید؛ اما نمی دانستند که این حکومت ته ماندۀ حکومت غرقه در فساد آقای کرزی است و به قول معروف ” همان دیگ است و همان شلغم” و “خمیری را ماند که صرف مشت دوباره خورده است”. پس از آن که این حکومت در تشکیل کابینه درگیر نزاع شدید شد تا شماری ها با وجود داشتن سند دو شهروندی از مجلس رای گرفتند؛ نه تنها این که مانور های ناتمام حکومت برای نابودی فساد و بویژه گشایش دوبارۀ دوسیۀ کابل بانک و طفره رفتن آن از ایجاد کمیسیون اصلاحات انتخاباتی و فرار از ایجاد اصلاحات و حمایت مفسدان کلان و بالا نشاندن آنان در ارگ  و افزایش ناامنی ها و ضد و بندهای پنهان آن  با پاکستان و امضای معاهدۀ سند تبادلۀ استخباراتی با این کشور و تحت فشار گرفتن آن از سوی افکار عامه و بالاخره موافقت با تمدید کار مجلس نماینده گان نامشروع از لحاظ قانونی طی نه ماۀ گذشته ، تشت رسوایی ناکاره گی این حکومت از بام به زیر افتاد و چهرۀ اصلی این حکومت افشا گردید .

حالا مردم افغانستان دست از این  حکومت شسته اند و تمامی آرزو های خویش را در آینۀ این حکومت مانند یخ در حال ذوب شدن می بینند. هرچند مردم افغانستان در ابتدا درک می کردند که چانتۀ هر دو جناب از عملی شدن وعده های کلان و به قول خود شان ” تغییر و تحول” بنیادی و “اصلاحات و همگرایی” واقعی خالی تر از آن است که حتا در آن زمان برای خود شان هم غیر قابل تصور بود؛ اما باز هم مردم افغانستان فکر می کردند که به قول حضرت لقمان، آقایان غنی و عبدالله ” ادب را از بی ادبان آموخته باشند” و با توجه به حکومت فاسد آقای کرزی و فرار مردم از آن که ناکارایی آن زمینه ساز برگشت طالبان گردید و هر روز بر خشم و نفرت آنان برضد آن حکومت افزوده شد و حتا رفتن به پای صندوق های رای را نه گفتن به فاسدترین حکومت در جهان عنوان کردند و به بهای قطع انگشتان شان از آن استتقبال کردند و در آن روز بر رغم تهدید های امنیتی جشن  وشادی نموند. مردم بی خبر از این که در محاسبۀ شان خیلی اشتباه کرده و توانایی های کاری و ظرفیت های نامزدان شان  را سخت به اشتباه گرفته بودند. هرچند این اشتباه گیری چندان غیر طبیعی نه که یک امر بدیهی هم بود؛ زیرا آقایان غنی و عبدالله محصول فاسد ترین حکومت بودند که در آن مقام های بلند حکومتی را به پیش برده بودند و مسؤولیت بخشی از ناکارایی و فساد حکومت آقای کرزی به این عالی جنابان بر می گردید و هنوز هم بر می گردد. کار نه ماهه شان به گونۀ صریح نشان داد که برای فربه نمودن دزدان و غارتگران  از آقای کرزی هم دست بالاتر دارند.

اکنون مردم افغانستان در برابر حکومت کنونی به تعبیری خویش را در حال عمل انجام شده یافته اند و با آنکه بر رغم زیر پا نهادن وثیقۀ ملی این حکومت زادۀ تفاهم سیاسی در سفارت خانۀ امریکا را ناگزیرانه پذیرفتند و با گزینش نظم نسبی به بی نظمی کامل نه گفتند. رقابت های انتخاباتی رییسان جمهور و اجراییه را در تشکیل یک حکومت واحد فال نیک گرفتند و امیدوار شدند که رقابت  و تضاد دو رقیب انتخاباتی به رقابت و تضاد سازنده مبدل خواهد شد. در نتیجه اصلاحات گسترده در کشور بوجود خواهد آمد و شخصیت های ملی و شایسته و کارآگاه به مقام های بلند حکومتی معرفی خواهند شد و بالاخره این حکومت بصورت واقعی “حکومت وحدت ملی” را تمثیل خواهد کرد؛ اما دیری نگذشت که همه چیز برعکس واقع شد و این حکومت با پشت پا زدن به وعده هایش از لاک ساختار های جناحی، گروهی و شخصی خود یک خطوه هم بیرون نگردید و هر روز بیشتر از روز دیگر درلاک خود باقی ماند. در گزینش مقامات ارشد چنان ضد ملی عملی می کند که تمثیل وحدت چه که تفرق در آن چربی بیشتر دارد. حکومت با ماندن در لاک جناحی خود چنان اکنون منزوی شده و مورد خشم و نفرت مردم قرار گرفته است که شاید در تاریخ کشور بی پیشینه باشد. این حکومت بیشتر به مرغی می ماند که از فراز تخم های جناحی کارگذاری شدۀ خود لحظه یی هم دور نشده و دم به دم سینه می زند تا چوچه جدیدی تولید کند و بر پیشانی آن برچسپ فرا گروهی و فراجناحی بزند و در مقام مورد نظری ابقایش نماید. شگفت آور این است که این مرغ از سینه زنی تا اکنون که نه ماه شده است، خسته نمی شود و  هر  از گاهی که خستگی بر ایشان غلبه می کند و دست به سفر های خارجی می زنند و به هواخوری می روند. در بیشتر موارد به این گونه سفر ها می پردازند که در داخل کشور مسایل مهمی در جریان بوده که حضور رهبران حکومت در داخل به مراتب از سفر تاثیر گذار بوده است.  شاید رییس جمهور با سفر های پی در پی خود خواسته است، بگوید که شدید سرگرم اصلاح، تقویت و گسترش روابط بین المللی حکومت با کشور های مختلف است و روپوش بیشترین این سفر ها صلح با مخالفان مسلح بوده است که با تاسف تا کنون بصورت قطع نتیجه نداده و حتا برای مخالفان فرصت سازی کرده تا تندتر و با مانور تر در برابر نیرو های امنیتی کشور به مانور های نظامی و سیاسی بپردازند. از سویی هم آقای رییس جمهور با سفر های پی در پی خواسته است تا اوضاع ناامن و خیلی شکنندۀ کشور را امن نشان بدهد که گویا در افغانستان آب از آب تکان نمی خورد. حکومت با ژست های فراافگنانه می خواهد واقعیت های موجود در کشور را وارونه نشان بدهد و با وعده های غیر عملی مردم را دنبال نخود سیاه روان کند. حالا مردم چنان از وعده های غیر عملی رییس جمهور خسته شده اند که حتا حرف راست او را هم نمی پذیرند. وعده هایش نه تنها جامۀ عمل نمی پوشند، برعکس واکنش های تند و حتا خطرناک را نیز در قبال دارد. چنانکه چند ماه پیش برای معلمان مکاتب یک نمره زمین در سراسر کشور وعده نمود و برای مقامات ذیربط دستور داد تا با هرکس که بازی می کنند نباید با معلمان بازی کنند، از آنان خواست تا هرچه عاجل مشکل بدون سرپناهی معلمان را حل کنند. مقامات بیشتر سرپرستش فرمان رییس جمهور را عملی نکردند تا آنکه معلمان عزیز نسبت به حکومت به کلی بی اعتبار شدند و دست به تحصن و اعتراض زدند.  در حالی که معملمان بیجاره خاموش بودند و با توجه به اوضاع ناامن و دشواری های موجود در کشور چنین آرزوی انسانی در سر شان خطور هم نمی کرد و اما رییس جمهور با وعدۀ خود یک باره کاسۀ صبر این معلمان گرامی را لبریز کرد و دست به تحصن زدند. دراین شکی نیست که داشتن یک نمره زمین حق معلم است و هرگونه فعالیت مدنی برای آن برحق است و اما این پرسش بی پاسخ می ماند که فردای دانش آموزان و سرنوشت آ نان چه می شود.

باتاسف که حکومت با واقعیت های عینی جامعه برخورد منطقی و حساب شده نمی کند، بیش از آنکه توانایی های و ظرفیت های اقتصادی و واقعیت های موجود در کشور را در نظر بگیرند. به نحوی به مانور های تبلیغاتی می پردازند، در حالی که این گونه وعده های غیر عملی بیشتر حیثیت زهرپاشی را دارد که عواقب آن خطرناک تر از چند لحظۀ فراافگنانه و دل خوش کننده است.  رییس جمهور با چنین رویکرد افکار عامه را به هیچ گرفته و به تبعات آن کمتر توجه دارد. سلف آقای غنی با یک سلسه اظهارات سربالا به بهانۀ توبیخ مفسدان نه تنها نتوانست تا مفسدان را از فساد پراگنی مانع شود؛ بلکه آنان را به نحوی برای افزایش فساد ترغیب نمود. چنانکه این گفتۀ آقای کرزی معروف است که اختلاس کننده گان و غارتگران و رشوت خواران کلان را مخاطب قرار داد  برای شان گفت، رشوت بگیرید و اما در افغانستان سرمایه گذاری کنید و پول ها را به بیرون از کشور منتقل نسازید. این حرف رییس جمهور یک کشور چه تبعاتی را می تواند، در بر داشته باشد. مفسدان نه تنها فربه تر می شوند؛ بلکه برای غارت های تازه هرچه بیشتر در رقابت با یکدیگر می پردازند. از همین رو بود که دوران آقای کرزی به دورۀ غارت و تاراج و حتا ازاین هم بدتر به نام حکومت “دزدان قرن” شهرت جهانی پیدا کرده است که هر مقام ارشدش دارای دوسیه های اختلاس  و غارت های افسانه یی است.  پس چگونه شده است که حکومت کنونی پای خود را بجای پای حکومت آقای کرزی می گذارد. شاید دلیلش این باشد که خود را وارث آن دانسته و شماری مقامات حکومت او قوی تر از دیگران کشتی توفان زدۀ ارگ را یدک کشی می کنند.

این در حالی است که مردم افغانستان صادقانه ترین آرزو های شان را در سیمای این حکومت می دیدند و آرزو داشتند که هرچه رودتر به دست کمی از خواستهای شان پاسخ مثبت خواهد گفت. صدها دریغ و درد که این حکومت نه تنها به کمترین خواست های مردم افغانستان پاسخ نگفت، برعکس چنان درگیر اختلاف و رقابت درونی گردید که بر نامشروعیت خود نقطۀ پایان گذاشته است. ناکارایی های این حکومت به همگان آفتابی است و بحران آفرینی و مشروعیت زدایی اش آشکارتر از آن و اکنون چنبرۀ نفرتباری را ماند که غول  و زنجیر آن بر سر و دوش مردم افغانستان سنگینی دارد.  حال مردم بدین باور رسیده اند که این حکومت در ناکارایی و افزایش فساد و ناامنی چنان دست بالا پیدا کرده است که حتا برای مشروعیت بخشیدن خود هم اندک ترین گام نبرداشت و هر روز نه تنها بر بار نامشروعیتش افزوده می شود؛ بلکه  هر روز بیشتر از روز دیگر متهم به دست داشتن د رناامنی ها و ضد و بند های پنهان با شبکه های استخباراتی منطقه بویژه پاکستان می گردد. چنان که امضای معاهده تبادلۀ استخباراتی با آی اس آی با وجود پنهان کاری های شاخدار تشت رسوایی این حکومت را از بام به زیر افگند و چنان بی وقارش گردانیده است که شاید در تاریخ زمامداری افغانستان بی پیشینه باشد و بزرگتراین کارنامه اش ممکن تمثیل وحدت ملی در ناکارایی و فساد و ناامنی بحران آفرینی در کشور باشد.

یاهو- 25  جون 2015