تدوام تراژیدی افغانستان، انتخابات و بی تفاوتی جامعه جهانی

 

بیش از چهل سال می شود که جنگ و خونریزی در افغانستان همچنان ادامه دارد و هستی مادی و معنوی این کشور را برباد می دهد. شاید افغانستان در جهان، در این زمینه و با این ابعاد یک استثنی بوده باشد. تراژیدی این کشور دربسا موارد بی سابقه و کم نظیر است. مهمترین خصوصیت این جنگ نیابتی و استخباراتی این است که مردم افغانستان بخاطر اهداف شوم و جنایتکارانه دیگران به شمول قدرت های بزرگ جهانی و منطقه یی به نام های گوناگون و زیر لوا های متفاوت، بیشترینه یکدیگر خود را می کشند و قربانی می دهند. هیزم اصلی این جنگ خانمانسوز، صرف مردم افغانستان است که در جریان این همه سالها کشور خود را برباد داده اند، ده، قریه، شهر، نهادهای مدنی، فرهنگی و صنعتی، زیربناها، جاده ها و شاهراه ها و حتا آبده های تاریخی خویش را نیز به خاک یکسان کرده اند. افغانستان با این همه میراث های بزرگ فرهنگی و تاریخی، بنابر موقعیت در چهارراه تمدن های باستان، خود نیز مهد تمدن های فراموش ناشدنی در ادوار مختلف تاریخی بوده است. حالا از این منظر، این کشور باستانی و بسیار غنی به یک خرابه یی وهشتناک مبدل گردیده و گو این که از گذشته های پرافتخار تاریخی این سرزمین، هیچ میراثی باقی نمانده است. آن شمار اندکی که اینجا و آنجا به نظر می رسد، در معرض توقان حوادث قرار دارد که یا بوسیله خشم طبیعت و جنگ و یا هم با بی تفاوتی ارگانها و مردم ناآگاه در حالت نابودی قرار دارند. میراثهای بزرگ تاریخی و فرهنگی مشترک این حوزه تمدنی را تا هنوز در کشور های همسایه افغانستان، کشور های آسیای میانه، بخشی از چین، ایران و پاکستان که بدرستی محافظت شده است، می توان دید.

تراژیدی افغانستان صرف به برباد رفتن هستی مادی و معنوی آن تمام نمی شود. مهمترین عنصر تشکیل دهنده این کشور، یعنی عنصر انسانی آن که در درازنای این جنگ ناتمام از هستی ساقط گردیده اند، بخش بزرگی از این تراژیدی را می سازد که جبران ناپذیر است. در جریان سالهای جنگ تحمیلی، نیابتی و همچنان استخباراتی، ملیون های انسان این وطن که هر کدام آن یک واحد تولید بوده، کشته، زخمی و یا خانه بدوش شده گردیده اند. ملیون ها انسان این وطن از محل سکونت اصلی خویش بی جا شده، خانه پدری را ترک گفته و از وطن آبای خود فرار کرده، به کشور های همسایه و دوردست پناه برده اند. در این راه های سخت دشوار گذار و پرمخاطره، خانواده ها برباد شده اند، عزیزان شان ناپدید گردیده اند و در زیر فشار و سختی های طاقت فرسای زنده گی در کشور های بیگانه، مسخ گردیده اند. 

پس از یازدهم سپتامبر 2001 ، هجوم و سپس اشغال افغانستان در ماه اکتوبر همان سال و آنهم زیر نام آزادی مداوم، و بر اساس گزارش های نهادهای بین المللی، سازمان های حقوق بشری و نهاد های مدنی در افغانستان، هزاران غیر نظامی کشته و ده ها هزار تن دیگر زخمی شده اند. پس از رویکار آمدن دولت ترامپ و اعلام راهبرد جدید واشنگتن در افغانستان، حملات هوایی پنتاگون در این کشور دو برابر شده است. جنگ و حملات هوایی نیروهای ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا را می توان «طولانی ترین جنگ بدون وقفه» تاریخ ایالات متحده دانست. در واقع نیروهای امریکا و ناتو در افغانستان اصول اساسی حقوق بشر را آشکارا زیر پا گذاشته اند و در طول این هژده سال حضور نظامی آنها در افغانستان، غیر نظامیان بارها هدف حملات هوایی کورکورانه و عملیات جستجوی شبانه منازل قرار گرفته اند. کارشناسان نظامی و سیاسی به این باور اند که اگر چه جنایت های جنگی زیادی توسط سربازان ارتش امریکا علیه غیر نظامیان افغانستان صورت گرفته، اما واشنگتن همواره تلاش کرده در کنار رسانه های غربی بر روی این حوادث ضد بشری سرپوش گذاشته و آن را در نطفه خفه کند.

بر اساس گزارش نشر شده توسط یوناما مبنی بر افزایش بی پیشنه تلفات ملکی در افغانستان، بیشتر افراد ملکی در عملیات های نیروهای افغان و ناتو به قتل می رسند. دفتر معاونیت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) با نشر یک گزارش نوشته است که در شش ماه نخست سال 2019، نیروهای افغان و متحدین بین المللی شان نسبت به گروه طالبان و دیگر گروهای تروریستی، افراد زیاد ملکی را به قتل رسانیده اند. و این نخستین بار است که تلفات افراد ملکی در افغانستان به این حد افزایش یافته است.

یافته های یک تحقیق بی بی سی نشان می دهد که در ماه اگست همین سال هر روز بطور میانگین هفتاد و چهار نفر از جمله نظامیان و غیر نظامیان در سراسر افغانستان کشته شده اند. منابع متعدد قابل اتکا به بی بی سی تایید کرده اند که در این ماه در 611 حادثه امنیتی 2307 نفر کشته شده و 1948 نفردیگر مجروح شده اند. این آمار تلفات یک تصویر اجمالی از وضعیت سخت ناهنجار جاری در افغانستان را نشان می دهد. آگاهان سیاسی نظامی به این باور اند که آمار واقعی بیشتر از آنچه هست که در گزارش بازتاب یافته است. آنها می گویند که در جریان پنج سال گذشته تنها از نیروهای امنیتی شصت هزار قربانی گرفته شده است. به گفته آنها شمار زخمیان نیرو های امنیتی در جریان پنج سال گذشته به صدها هزار نفر رسیده است. پیش از این اشرف غنی در ماه دلو پارسال اذعان کرده بود که از آغاز حکومت داری او ، چهل و پنج هزار نفر از نیروهای امنیتی در نبرد ها کشته شده اند. 

این وضعیت اسفبار نشان دهنده آن است که در افغانستان در عمل قتل عام مردم جریان دارد. قتل عامی که بیشترینه غیر نظامیان، زنان، اطفال، جوانان و کهنسالان را قربانی می گیرد. در گزارش دیگری آمده است که ناامید ترین مردم جهان، مردم افغانستان اند. بررسی های موسسه نظر سنجی و تحلیلی گالوپ نشان می دهد که وضعیت زنده گی در افغانستان بدتر از سال های گذشته شده است. مردم افغانستان در شرایط بسیار بد اقتصادی و امنیتی زنده گی می کنند، یافتن وظیفه و کار برای مردم افغانستان بخصوص قشر تحصیل یافته بسیار سخت شده و آنان زنده گی خود را بدتر از هر کس دیگری در این کره زمین ارزیابی می کنند. با این شرایط غیر قابل تحمل، اکثر مردم افغانستان خواهان آن اند که هر چه زودتر از کشور آبایی خویش فرار کنند.

در چنین شرایط بسیار دشواری که افغانستان و مردم آن از سر می گذرانند، هفتاد و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد به روز سه شنبه بیست و چهارم سپتمبر کار خود را در مقر سازمان ملل در نیویارک آغاز کرد. بر اساس بیانیه یی سازمان ملل متحد، امسال رهبران کشور های جهان علاوه بر شرکت در مباحث مجمع عمومی، در مجموعه یی از نشست ها با هدف تقویت اقدامات در زمینه «تغییرات اقلیمی»، «رشد پایدار»، «سلامت» و «صلح جهانی» نیز شرکت خواهند کرد. این نشست ها در ادامه پیگیری اهداف برنامه توسعه پایدار برگزار می شود که در سال 2015 میلادی توسط رهبران کشور های جهان تصویب شده است. هفده هدف این طرح تاکید بر ضرورت مبارزه با فقر و گرسنگی، گسترش دسترسی به خدمات پزشکی، آموزش، اشتغال و عدالت در عین زمان حفاظت از محیط زیست و جلوگیری از تخریب کره زمین است.

دبیر کل سازمان ملل متحد آقای آنتونیو گوترش در سخنان افتتاحیه خود گفت: منشور سازمان ملل متحد همه چیز را به ما می گوید که همانا مردم هستند. مردم در کانون تلاش های هر روزه ما قرار دارد. او افزود: امیدوارم همکاری بین دولت های جهان افزایش یابد و دخالت در امور دیگر کشورها متوقف شود. بحران سوریه باید هر چه رودتر پایان یابد. وی گفت: هر اشبتاه کوچکی ممکن است باعث درگیری بزرگ در منطقه شود و ما باید برای تشویق طرف ها به خویشتنداری تلاش کنیم. در سخنرانی دبیر کل هیچ حرفی نسبت به افغانستان و تداوم تراژیدی این کشور گفته نشد و پژواک و فریاد رنج های بیکران مردم افغانستان، آه و ناله مادران داغدار و در خون نشسته و اطفال بی پناه و آواره  در تالار های این سازمان جهانی هرگز بازتاب نیافته است. 

آقای ترامپ رییس جمهور امریکا نیز در بیانه اش خاطر نشان ساخت که امریکا به کار خود برای حل و فصل مساله افغانستان بطور مسالمت آمیز ادامه می دهد. وی تصریح کرد که امریکا هرگز طرفدار جنگ های بی پایان نیست و این که او در صدد دست یافتن به آینده روشن تر برای افغانستان است. این در حالی است که آقای ترامپ در یک نشست خبری با صدراعظم آسترالیا گفته بود که اگر می خواست می توانست جنگ افغانستان را به یکباره پایان دهد، اما این کار او منجر به کشته شدن ده ملیون تن می شد! 

 

جالب این است که صدراعظم پاکستان با استفاده از اشتراک در اجلاس عمومی در نشستی در ارتباط به افغانستان و پیشینه آن مطالبی را گفته که تا حال هیچ مقام رسمی پاکستان با این صراحت بیان نکرده است. وی با ابراز پشیمانی از همپیمانی با الات متحده گفت که ما نباید در جنگ امریکا در افغانستان به ائتلاف آن کشور می پیوستیم. وی بر لزوم خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تاکید کرد و گفت که ما در جنگ افغانستان بزرگترین اشتباه تاریخ کشور را مرتکب شده ایم. وی با صراحت در شورای روابط خارجی امریکا در نیویارک گفت که ارتش پاکستان و آی اس آی، القاعده را برای جنگ در افغانستان آموزش دادند، پس همیشه یک رابطه میان القاعده و آی اس آی موجود بوده است.

در داخل کشور و در میان به اصطلاح رهبران و نخبه گان سیاسی و قومی کشور چه می گذرد؟ آنها زیر نام انتخابات ریاست جمهوری و در حقیقت برای حفظ و یا کسب قدرت سیاسی به هر معامله یی کثیف، فریب افکار عامه و ترویج بسیار گستردۀ فساد سیاسی دست می زنند تا بازار داد و گرفت های سیاسی را گرم سازند. این در حالی است که آگاهان می دانند که انتخابات ریاست جمهوری به شکل مهندسی شده، پُر از تقلب و تخطی و مغایر ارزشهای دموکراتیک با نمایش های عوام فریبانه، دروغ های شاخدار و خاک زدن به چشم مردم، استفاده گسترده وغیر قانونی از قدرت و حاکمیت دولتی، حیف و میل بیت الامال و پول های گدایی شده و خیراتی کشور های خارجی، ایجاد ائتلاف های نامتجانس، معامله ها و خرید و فروش های سیاسی این میدان رقابت راگرم ساخته  و به این وسیله با پررویی کامل به سرنوشت مردم افغانستان بازی می کنند. حالا که مبارزه های انتخاباتی به پایان رسیده و رای های مردم به هر شیوه و وسیله ممکن به صندوق ها ریخته شده، دیده شود که با چه نیرنگ ها، تخلف ها و تقلب های دقیق و برنامه ریزی شده، این آراء مورد دستکاری قرار گرفته و سرانجام از صندوق جادویی انتخابات همان چهره آشنا سربلند خواهد کرد. 

با دریغ، آنها مردم ستمدیده و جنگ زده افغانستان را در شرایطی قرار داده اند که به باور برخی ها باید میان «کولرا و طاعون» یکی را انتخاب کنند.

 

باید خاطرنشان گردد که در ارتباط به شمار جمعیت واجد شرایط برای رای دهی و تعداد جمعیت ثبت شده برای رای دادن در انتخابات سوء تفهاهم بوجود آمده است. بر بنیاد آن، شماری از دوستان بیشتر تاکید بر شمار جمعیت ثبت شده برای رای دادن دارند که این درست نیست. بر اساس انتخابات شورای ملی در حدود نه ملیون و دو صدهزار نفر برای آن انتخابات ثبت نام کرده بودند؛ ولی بر اساس حکم صریح قانون انتخابات آنانی که سن هژده را تکمیل کرده باشند، مستحق رای دادن شناخته می شوند. بر این اساس، مطابق کتاب حقایق جهان از سازمان استخبارات مرکزی ایالات متحده امریکا (سی آی ای) فصل افغانستان، مجموع نفوس کشور 34.94 ملیون نفر ثبت شده است. نفوس از لحاظ سنی صفر تا چهارده ساله 14.2 ملیون یا 41 درصد جمعیت را می سازد. متباقی نفوس از پانرده به بالا به تعداد 20.64 ملیون نفر می شود. بنابر این محاسبه، نفوس واجد شرایط رای دهی د رمجموع بیست ملیون نفر تخمین می گردد. حالا که شمار رای دهندگان انتخابات ریاست جمهوری را دو ملیون نفر می گویند در این صورت ده درصد نفوس واجد شرایط در انتخبات ریاست جمهوری شرکت کرده اند. اگر کاندید برنده پنجاه جمع یک در صد آراء را ببرد در آنصورت این رقم برای نامزد نامبرده به پنج در صد تنزل می کند و در حقیقت رییس جمهور آینده از پنج در صد نفوس کشور نماینده گی خواهد کرد. وی به هیچ صورت حق ندارد خود را رییس جمهور منتخب مردم افغانستان بداند!!

این آمار پایانترین سطح اشتراک در انتخابات ریاست جمهوری را به نمایش می گذارد و به هیچ وجه نمی تواند مشروعیت حقوقی و اخلاقی داشته باشد. اشتراک نکردن بخش بسیار بزرگی از جمعیت کشور، یعنی نود درصد نفوس آن در این انتخابات به معنی تحریم و بایکوت مطلق مردم است که ریشه در ناامیدی کامل مردم از این حکومت به اصطلاح وحدت ملی دارد. مشخصه های اساسی این حکومت را نبود مدیریت سالم، بی کفایتی کامل، فساد بسیار گسترده سیاسی، مالی و اقتصادی، رفتار و کردار بسیار فریبکارانه و عوام فریبانه و عدم توجه حد اقلی به خواست های انسانی، اساسی و قانونی مردم می سازد که هویت زشت آنها را مردم بسیار به درستی درک کرده اند.

با چنین انتخابات کذایی و آنچنانی و پی آمد های ناشی از آن بحران در کشور عمیقتر شده، جنگ و خشونت، ادامه و گسترش یافته و در نتیجه تراژیدی مردم افغانستان همچنان تداوم می یابد. 

دستگیر صادقی

30 سپتمبر 2019