به پیشواز صدمین سالگرد فروریزی اولین حلقه استعمار انگلیس درجهان ( استرداد استقلال افغانستان)

محمد ولی

دوجنبش چپ در اوایل قرن بیستم 
و پیامد های ان :

جنبش چپ در افغانستان صد سال قبل از امروز به دو شکل ؛ یکی مشروطه خواهی ودیگری چپ کمونیستی که اولی عرصه وسیعتر داشت ودومی خیلی ها محدود بود چهر ه کشود.
مشروطه خواهی بحیث تفکر ترقی خواهانه ان زمان، در بطن سلطنت سراج الملت والدین امیر حبیب الله که اساسگذار ان عمدتآ غلام بچه های دربار بودند شکل گرفت.
غلام بچه ها فرزندان خانواده های صاحب رسوخ وخوانین بودند که از ولایات بدو منظور بدربار سلطنتی اورده میشدند ؛ یکی بحیث گروگانها تا پدران شان را از شورشهای ضد سلطنت باز دارند و یا هم بحیث یک امتیاز به فرزندان خوانین غرض ارام نگهداشتن ایشان . ودوم به منظور تربیت واموزش انها برای امور حکومت داری که سلطنت های فیودالی انهارا تحت تربیه وپرورش قرار میدادند ، مانند محمد ولی خان دروازی پدر ( شاه ولی ترانه ساز) که در عهد سلطنت امان الله خان تا مقام های وزارت حربیه، وزارت خارجه ، نماینده خاص شاه برای معرفی استقلال افغانستان به کشورهای اروپایی وامریکا وکفیل سلطنت رسید.
این جنبش علیه اعمال مقام سلطنت حبیب ا لله خان مبنی بر اطاعت از انگلیس ، تعیش وخوشگذرانی شاهانه از پول مالیات کمر شکن وعواید ناشی از استثمار مردم، استبداد وخود کامگی امیر وملهم از تحولات جهانی ومنطقوی در روشنی امکانات دسترسی شان به کتب ونشرات وقت بود .
در زندگی نامه مرحوم میر سید قاسم خان یکتن از علمای جید وقت و از جمله موسسین مشروطیت ذکر شده است: ” جریده حبل المتین که در کلکته از طرف سید جلال الدین ودیگر فراریان ایرانی انتشار می یافت وبعضا صور اسرافیل دهخدا از ایران در دو نسخه به افغانستان وارد میشد وصرف به مطالعه شاه و عبدالقدوس خان اعتمادالدوله میرسید، این نسخه با مشکلات توسط میر احمد شاه خان مصاحب خاص شاه بدسترس میر سید قاسم خان غرض مطالعه مخفی داده میشد ” وایشان محتوای انراکه عمدتآ روی تجددونو گرایی ، مشروطیت، وضدیت با انگلیس میچرخید بدیگران میرساندند.
حلقه مشروطه خواهان دربار با استادان لیسه حبیبیه وبرخی شخصیتهای خارج ازین هردو وصل شده حزبی بنام ” جمعیت سری ملی” تاسیس شد که هدف ان حصول استقلال ، تاسیس شاهی مشروطه و تعمیم معارف جدید بود .
اما این حزب تحت ضربه شاه قرار گرفته تعداد زیاد اعضای ان کشته وزندانی شدند وموقتآ این جریان به خاموشی گرایید.
استبداد سلطنتی چراغ بر افروخته مشروطیت را برای همیشه خاموش نتوانست وپس از یک وقفه دو ساله مجددآ به فعالیت آغاز کرد . این بار علامه محمود طرزی با داشتن نقش در دربار بحیث نقطه تجمع مجدد روشنفکران وارد صحنه مشروطه خواهی شد که حمایت شهزاده جوان عین الدوله امان الله خان را هم باخود داشت. نکته تاکید در مشروطیت دوم باز هم استقلال کشور و تاسیس رژیم شاهی مشروطه بود.
خطوط مرامی مشروطه خواهان عبارت بود از بدست اوردن ” حقوق ملی ومشروطه ساختن رژیم تحت نظر نمایندگان ملت” ، تامین ” حاکمیت ملی وحکم قانون” ،” حسن تفاهم میان اقوام وقبایل غرض تحکیم وحدت ملی “، ” اصلاح ملت ازراه صلح واشتی ونه دهشت افگنی واستعمال سلاح” ، ” حصول استقلال وازادی افغانستان ” وگسترش ” روابط سیاسی واقتصادی با دنیای خارج” ، ” بست مدنیت جدید” ، ” صنعت” و” اب وبرق”.
ازروی این خطوط مرامی میتوان درک کرد که بیش از یکصد سال قبل کشور ما برخوردار از مغز های متفکر و مردان صاحب اندیشه وعمل ترقیخواهانه بوده است که تا امروز اصول مطروحه شان بکر وتازه است .
مشروطه خواهان دوم حزبی به نام ” جوانان افغان ” تشکیل دادند که محصول ان سقوط سلطنت استبدادی امیر حبیب الله واسترداد استقلال کشور بود.
تمام محافل عقبگرا اعم از روحانیون مرتجع ووابسته به انگلیس ، مرتجعین دربار سلطنتی وانگلیسها علیه این نهضت صف مشترک ساختند ” ای. اچ. گرانت مسئول امور خارجه هند برتانوی در یادداشت ۲۱ جولای ۱۹۱۵ نوشته های سراج الاخبار را قابل تشویش خوانده بود ” وازامیر تقاضای توجه در مورد نموده بود. سراج الاخبار ناشر اندیشه های استقلال طلبی ومشروطه خواهی بود.
با به سلطنت رسیدن اعلیحضرت امان الله خان که خود در حلقه مشروطه خواهان و” جوانان افغان” جاداشت اولین خواست این جنبش مبنی بر حصول استقلال کشور به جا شد. اقدامات عاجل بخصوص در عرصه معارف ، نهضت زنان، آغاز زندگی مدرن طبق امکانات وقت ، رفع غلامی وکنیزی ، فرستادن جوانان غرض تحصیلات عالی به خارج و پلان تاسیس بانک دولتی، روی دست گرفته شد .
کار در عرصه مطبوعات بحیث رکن اساسی بیداری ملت رونق گرفت ۹ جریده دولتی، ۴ روزنامه دولتی، ۲ مجله دولتی، و ۳ جریده ملی ازاد به نشرات میپرداختند . کتابخانه ملی تاسیس شد و برای اولین بار یک باب سینما در شهر کابل ویک تیاتر در پغمان باز گردید.
اما همه اقدامات با مقاومت سرسخت زمینداران، روحانیون ودرباریان منفعت باخته ومراجع انگلیسی مواجه گردید. انها نگذاشتند تا آغاز نیک امتداد نیک یابد وبه انجام نیک برسد .
سلطنت امانیه سقوط داده شد ودوره سیاه سقوی ها بحیث برزخ میان دوره مدرنیزه سازی افغانستان واسقرار استبداد نادر شاهی روی کار شد وتا توانست دم از دمار مشروطه خواهان واستقلال طلبان براورد، باقیمانده ها را محمد نادر مطابق میل وهدایت انگلیس وهمکاری وفتوای روحانیت عقبگرا ونوکر لندن با خشن ترین شکل سر کوب کرد.
جنبش مشروطه خواهی وآغاز ریفورم های امان الله خان با سلاح بنیاد گرایی مذهبی به شکل بلوای سقوی ، تحریکات وشورشهای محلی که دست حمایت انگلیس در عقب ان بود به ناکامی کشانیده شد . روحانیت زیر فرمان انگلیس این جنبش وشخص امان الله خان را به کفر والحاد وبلشویسم وکمونیسم متهم کرده عقب گروهی از اوباشان ورهزنان به نام سقوی ها قرار گرفتند وضربه زدند.

اما چپ کمونیستی:

سابقه این جنبش نیز بیک قرن قبل میرسد که بسیار محدود توسط افغانهای مقیم بخارا وتحریک دفتر کمینترن در ترکستان روسی اساس گذاشته شد.
دران زمان اتحاد شوروی میخواست از افغانستان بحیث دهلیز عبوری بسوی هند استفاده کرده انقلاب پی درپی را عملی سازد وازان دو منظور داست:
۱- ضربه بر امپراطوری انگلیس در هند بحیث قدرت استعماری.
۲- پیروزی انقلاب سوسیالستی درهند وگسترش ان در اسیا.
انقلاب سوسیالیتی در بخارا چنین ذهنیت ایجاد کرده بود که این نمونه میتواند درسائر کشور های شرق توسعه یابد.
برطبق ذکر اسناد دفتر کمینترن در کتاب نبرد افغانی ستالین ترجمه محترم ارینفر ” انتر ناسیونال کمونیستی یا کمینترن شاخه ترکستان شروع به فعالیت در مورد افغانستان کرد وبا جذب عده ای از افغانها در بخارا ” کمیته انقلابی افغانستان ” را به مقصد ازاد سازی توده های ستمدیده افغانستان ایجاد کرد”.
این کمیته که در اکتوبر سال ۱۹۲۱ ایجاد شده بود اهداف ذیل را تعقیب میکرد:
– نابود سازی ساختار استبداد .
– ایجاد جمهوری شوروی بر بنیاد اصول انتر ناسیونال دوم واز میان برداشتن تضادهای طبقاتی.
– واگذاری زمین به دهقانان.
– توسعه صنعت وتجارت.
زیر این خطوط مرامی شخصی به نام یعقوب که درتاریخ نام ونشانش معلوم نیست در راس کمیته انقلابی قرارداده شد.
نخستین ورق پخش شده از سوی این کمیته بر ضد امان الله خان بود ودران نگاشته شده بود: ” حکومت افغانستان تنها برای ان است که بیک مشت پدر کشان ، زمینداران و نظامیان امکان بدهد از کیسه مردم فربه شوند”.
دفتر کمینترن سازمانهای مخفی را در هرات ، میمنه ، مزار شریف وبرخی قریه جات همسرحد با ترکستان روسی ایجاد کرد.
این کمیته در صدد نفوذ میان قبایل سرحدی هند وافغانستان نیز بود ازین جهت از تشکیل ” انجمن انقلابی هند” در کابل حمایت کرده به اثر کار میان قبایل دو باشنده قبایلی را به نام عبد القیوم دولت خیل و اکبر شاه با نام مستعار سلیم جذب کرد . انها با کمینترن کار میکردند . عبدالقیوم دولت خیل در سال ۱۹۲۰ کارت شماره یک حزب کمونیست هند را بدست اورد.
تلاش شوروی ها بسوی هند به حدی بود که در منطقه ( کان گرم) پکتیا که از لحاظ شرایط زندگی دشوار بود قونسلگری ایجاد نمایند.
با پی بردن امان الله خان به اهداف کمیته انقلابی افغانستان ، کمینترن برای جلو گیری از پیچیدگی روابط با افغانستان از حمایت کمیته دست کشید وسرنوشت ان معلوم نشد.
به این ترتیب انچه انگلیس ودستیاران داخلی اش برعلیه مشروطه خواهان تبلیغ میکردند ادرس را غلط گرفته بودند ، یک جنبش ترقیخواه را ناکام ساختند وشاه محصل استقلال را اواره سرزمین بیگانه نمودند.
چنانچه این عمل را ا مریکا بوسیله جنایت کاران ذو القرنین ( مجاهدین وطالبان) از دهه هشتاد قرن ۲۰ وحالا که دهه ۲۰ قرن ۲۱ است درحق عناصر وطنپرست وخدمتگاران صادق کشور کرده ومیکنند.
بادریغ وتاسف که بنابر پلاهای شوم وشیطانی امریکا وانگلیس ودستیار منطقوی شان پاکستان پس از گذشت یک صد سال محافل روحانی وطنفروش ووابسته به خارج یکبار دیگر فعال ساخته شده اند وبا همان فتوا های کفر والحاد عرصه سیاسی کشور بروی شان باز گذاشته شده است. انها با استفاده از ذهنیت عقب مانده مردم مخصوصا در ساحات خارج از کنتول دولت بزهر پاشی وتخدیر مردم می پردازند که احیای این وضع درقرن ۲۱ لکه ننگ بر پیشانی دموکراسی امریکا میباشد.
قابل تذکار است که ح.د.خ.ا.ازبدو تاسیس خودش را وارث سنن پر افتخار مبازرات ازادیخواهان ، مشروطه طلبان وترقی پسندان افغانستان گفته در بیانیه های مقامات رهبری پیوسته به این اصل اتکا شده است ویادی از کمیته انقلابی افغانستان وجنبش کوچک کمونیستی ان زمان نه نموده است .