بهار، صلح و امید ها !

 

آمد آمد بهار است و بوی بهار می آید. در این هیاهو صدای نوروز را پس از سده ها می شنویم که همچنان در گوش زمان می پیچد و همه ساله و همواره رسم و آیین دلنشین این سرزمین باستانی را که مردمان آن به پاک فطرتی، نیک اندیشی، نیک گفتاری و نیک رفتاری باور و ایمان داشتند و شهرۀ آفاق بودند، به یاد می آورد. بهار، این رستاخیز طبیعت، به جان و جهان روح تازه می دمد و آن را می شکوفاند و عطر مست کننده و دلپذیر نسیم بهاری و شگوفه های رنگارنگ و گلهای وحشی صحرایی که در دشت و دمن می رویند، تو گویی دنیا را از نو خلق می کند و به این ترتیب، طبیعت، بنی آدم را از تمام نعمات بیکران و زیبایی خویش مستفیض و بهره مند می سازد.

با آغاز فصل نو که نوروز نماد آن است، طبیعت متحول می شود و با شگفتن و سرسبزی دشت و دمن، که  حامل شگوفایی، تعادل، مهربانی و همدلی ها هست، دل و دماغ انسان نیز تازه و بهاری می گردد. خجسته آیین نوروز بر پایه بیداری گل ها و درختان و سر آغاز هنگامۀ آواز بلبلان سرمست و بی قرار، و غزل سرایی شاعران عاشق و قلم فرسایی ادیبان مشتاق، همواره همراه بوده است.  این چرخش و رسم لایزال طبیعت هیچگاه کهنه نمی گردد، تغییر نمی کند و همه ساله در یک زمان معیین به ثمر می نشیند. نفس تازه کردن زمین، صدای گام های نرم و نازک بهار، باز شدن برگها و به شگوفه نشستن درختان و بته ها، با رنگها و الوان حیرت انگیز، همراه با هوای ملایم و نم نم باران بهاری، جان و دل هر انسان با احساس را ویرایش و پیرایش می دهد.

با شنیدن صدای پای نوروز و آمد آمد بهار، با شگفتن طبیعت و دیدن این همه زیبایی ها در دشت و دمن که طبیعت بی ریا فرزندانش را، این گلها و برگهای  نو شگفته وبسیار زیبا بهاری را در برابر دیدگاه های انسان می گذارد و به این وسیله روحش را نوازش می دهد، جا دارد با شگفتن مهربانی ها و پاشیدن بذر محبت در چشم ها و دل ها و شستن چشم ها و جور دیگر دیدن، این آمد آمد را گرامی و پاس بداریم.

سالهاست که مردم سرزمین ما با این همه باور ها و اعتقاد ها، به نوروز و به بهار و بخاطر بهتر شدن زندگانی شان به این رستاخیز طبیعت با امیدواری نگریسته اند و همواره آرزو نموده اند که سال نو برای شان خوشبختی، آرامش و صلح پایدار به ارمغان بیاورد. با لبخندی بر لب و امید گرم و انسانی در دل به پیشواز بهار رفته اند و آن را گرامی داشته اند. ولی دریغ، سالهاست که تیر این آرزومندی و امید به خاک نشسته است و هر سالی که می گذرد به درد و غم و رنجهای بیکران مردم ما افزوده می شود.

به یاد بیاوریم آن همه تلاشهای نهاد های بین المللی، شخصیت های خیرخواه، زمامداران کشور های دوست را که با برنامه ها و طرح های منطقی و عملی شان کوشیده بودند تا دروازه صلح و آشتی را به روی مردم جنگ زده و ستمدیده کشور مان بگشایند. هر باری که چنین تلاشها و مساعی آغاز گردیده و سروصدای آن در بیرون از کشور و یا در وطن پیچیده است، در سیمای مردم رنجدیده و جنگ زده ی ما، بارقه یی از امید به فردا و آمد آمد صلح و آشتی درخشیده است. بارها و بارها این امیدها و آرزومندی ها به یاس و نا امیدی مبدل گردیده و چنین تصوری بوجود آمده است که گویا در این سرزمین زمینه ها و استعداد پرورش فضای صلح و آشتی وجود ندارد، در حالی که این تصور بیخی نادرست است. هر باری که تلاش برای برقراری صلح و آشتی گرم گردیده، به زودی و دیری نه پایده که بار دیگر آتش خانمانسوز و بی رحمانه جنگ و بربادی سرزده، شعله ور شده و همه امید ها را برباد داده است.

در جریان این همه سالها، یگانه موافقتنامه یی که می توانسته راه را برای یک صلح دایمی، ثبات، ترقی و شگوفایی کشور بگشاید و دست بیگانگان را در امور داخلی کشور کوتاه سازد، همانا موافقتنامه ژنیو بود که در چهاردهم اپریل سال 1988 میان دولت های پاکستان و افغانستان و به ضمانت ایالات متحده امریکا و اتحاد شوروی، زیر نظر مستقیم سرمنشی ملل متحد و با سهمگیری و مساعی طولانی  نماینده خاص آن سازمان به امضا رسید و به صفت یک سند بین المللی در ملل متحد ثبت گردید. این سند معتبر شامل موافقتنامه دو جانبه بین جمهوری افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان در مورد اصول روابط دو جانبه به ویژه عدم مداخله، اعلامیه تضمین های بین المللی، توافقتنامه دو جانبه جمهوری افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان در مورد بازگشت داوطلبانه پناهندگان و توافقتنامه مربوط به مناسبات متقابل جهت حل و فصل مسایل مربوط به افغانستان می باشد. اما دیدیم که این چهار سند تاریخی و با اعتبار بین المللی به چه سرنوشتی مواجه گردید و بنابر بازی های بسیار خصمانه همسایه های طماع، بی تفاوتی قدرت های بزرگ و از همه مهمتر رفتار ضد وطنی، غیر ملی و فاقد دور اندیشی رهبران تنظیم ها و کادر های سیاسی وابسته به آنها، به فراموشی سپرده شد و در نتیجه مردم افغانستان و سرزمین آن در یک روند طولانی به خاک و خون کشانیده شدند و هست و بود خود را از دست دادند. این بازی کثیف و روند به خون کشانیدن مردم و بربادی کشور در جریان این همه سالها همچنان ادامه داشته است. به یاد بیاوریم که با وجود این موافقتنامه تاریخی و به ویژه موافقتنامه دو جانبه بین جمهوری افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان در مورد اصول روابط دو جانبه به ویژه عدم مداخله و همچنان توافقتنامه مربوط به مناسبات متقابل جهت حل و فصل مسایل مربوط به افغانستان، هرگز حکومت پاکستان حاضر نگردید تا دولت جمهوری افغانستان را به رسمیت بشناسد و روابط اش را با افغانستان عادی سازد. در موجودیت چنین یک سند تاریخی و بین المللی که کمترین توجه به آن نشد، بودند اشخاصی که به مساعی خیرخواهانه بینن سووان چشم دوخته بودند و امید رسیدن به صلح را به دل می پرورانیدند! یک خیال ساده لوحانه و باطل بود که گام به گام به سقوط حاکمیت دولتی انجامید. خصومت جانسوز نظامیان پاکستان تا سقوط کامل دولت جمهوری افغانستان و به قدرت رسیدن مزدوران و عمال آنها، همچنان ادامه یافت. همان نیرنگ، توطئه و بازی های کثیفی که هم اکنون طالبان این ملیشه های پاکستانی با دولت افغانستان و بر طبق همان نسخه قدیم در پیش گرفته اند و حاضر نیستند به هیچ قیمتی با نماینده گان دولت بطور مستقیم به مذاکره بنشینند.

حالا هم مساله صلح امریکا با طالبان به سرلوحه رسانه های داخلی و بین المللی مبدل گردیده است. آیا صلح امریکا با طالبان می تواند ضامن یک صلح استراتژیک، پایدار و عادلانه گردد؟

به سلسله مذاکرات امریکا با طالبان پنجمین دور و طولانی ترین دور آن که دو هفته پیش آغاز شده بود به تاریخ دوازدهم ماه مارچ در دوحه پایتخت قطر به پایان رسید. در این آخرین دور هر دو طرف روی یک پیش نویس موافتنامه، به توافق رسیدند. زلمی خلیل زاد، فرستاده ویژه امریکا برای صلح افغانستان و هیات مذاکره کننده این کشور در نشست قطر گفته است که در این مذاکرات «پیشرفت های واقعی» بدست آمده است. وی علاوه نموده که «توافق صلح مستلزم چهار موضوع است؛ تضمین از مبارزه بر ضد دهشت افگنی، خروج قوا، گفتگو های بین الافغانی و آتش بس فراگیر.» او همچنان گفته است که مذاکرات بین الافغانی پس از توافق روی جدول زمان بندی خروج سربازان امریکایی از افغانستان آغاز خواهد شد. خلیل زاد اضافه کرده، هنگامی که پیش نویس توافقنامه در مورد جدول زمان بندی خروج نظامیان امریکایی از افغانستان و اقدامات موثر بر ضد تروریزم نهایی می شود، گروه طالبان و دیگر افغانها از جمله دولت وارد گفتگو های بین الافغانی برای «توافق صلح» و «برقراری آتش بس سراسری» خواهند شد. آقای خلیل زاد تاکید کرده، تا زمانی که روی تمام مسایل توافق نشده است، هیچ توافقی صورت نخواهد گرفت. وزارت خارجه امریکا و وزارت خارجه پاکستان هم از پیشرفت مذاکره ها ابراز خوشبینی کرده اند. در گزارش ها آمده است که ملا برادر نیز از پیشرفت در مذاکره های صلح  خوشبین است. وی در پیامی به چهره های سیاسی و جهادی می گوید که امید است آنان به بیرون از کشور نروند و در صف مقابل نیستند، زیرا به گفته ملا برادر، این چهره های سیاسی و جهادی و هم طالبان تجربه های زیادی از گذشته، گرفته اند. وی اضافه می کند که نظام آینده در افغانستان به ضرر هیچ کس نخواهد بود و افغانستان با کشور های منطقه و جهان، رابطه یی را می خواهد که کشور های دیگر با هم دارند. این پیام به گونه یی نشاندهند توافق بر تغییر نظام در افغانستان است.

در این گیر و دار، حکومت کابل از چگونگی جریان مذاکرات پشت پرده امریکا با طالبان بی اطلاع و سخت نگران است و تلاش می کند به هر وسیلۀ ممکن آن را سبوتاژ و تخریب کند. این حکومت که تا حال موفق نشده یک اجماع ملی را در این زمینه بوجود آورد و یک تیم ملی همه شمول و گسترده مذاکره کننده با طالبان را شکل دهد، هنوز هم  سنگ مذاکره مستقیم با طالبان را بر سینه می زند و تلاش دارد تا در دور بعدی طالبان به گونه مستقیم با حکومت کابل مذاکره کند. از توافق بوجود آمده چنین معلوم می شود که مذاکره با حکومت صرف به عنوان یک بخشی از مذاکره کنندگان بین الافغانی که متشکل از سازمان های سیاسی، اجمتاعی و مدنی دیگر خواهد بود، مدنظر هست، نه مذاکره مستقیم با حکومت کابل.

با وجود خوشبینی های که بازتاب می یابد این پروسه و روند خیلی زمانگیر خواهد بود و همچنان با دشواری ها و چالش های زیادی موجه خواهد گردید. باید منتظر بود و دید که این کاروان صلح خواهی و صلح طلبی همانند با کاروان های که در بالا از آنها نام بردیم، به بی راهه می روند و یا این که شرایط جیواستراتژیک و جیوپولتیک منطقه و همچنان توجه بیشتر به رشد و توسعه اقتصاد منطقه یی در حال تغییر است و کشور های متخاصم که در برقراری صلح و جنگ در افغانستان منافع استراتژیک دارند، در نهایت آینده را چگونه می بینند و به چه توافقی خواهند رسید؟

به هر حال بیش از چهار دهه است که مردم افغانستان با یک جنگ تحمیلی، خیلی مدهش، تباه کن و ویرانگر که خون فرزندان بی شمار این کشور را بر زمین ریخته، سردچار بوده اند و سخت رنج می برند. برای این مردم مهترین و حیاتی ترین مساله در شرایط کنونی برقراری صلح پایدار، ثبات و امنیت است. در چنین شرایط همه مسایل دیگر به حاشیه می روند و از اهمیت انها کاسته می شود. مردم می دانند که نه جنگ، جنگ میان افغانهاست و نه صلح می تواند به تنهایی صلح میان افغانها باشد.

آمد آمد بهار را به فال نیک می گیریم و با امید فراوان به بهاری که در پیشروست می نگریم و آن را  نمادی از شگفتگی، شگوفایی و سرسبزی می پنداریم و آرزو می کنیم تا مردم افغانستان در شهر و دیار شان با آرامش، صلح و صفا، همدلی و همدگر پذیری، برادری و برابری، نوروز را جشن بگیرند تا روز و روزگار شان بهاری گردد.

 

دستگیر صادقی

19 مارچ 2019