بشریت در آستانۀ جنگ جهانی


به گفتۀ مجلۀ اکونومیست

نوشتۀ جیمز کوگان

مرکز پژوهش های جهانی، 02 فوریه 2018

Par James Cogan

Mondialisation.ca, 02 février 2018

 Images intégrées 1

مجلۀ اکونومیست The Economist، هفته نامۀ پر نفوذ لندنی که کارل مارکس در 150 سال پیش آن را به مانند «ارگان اروپائی» برای «آریستوکراسی مالی» ترسیم کرده، آخرین شمارۀ خود را به «جنگ آینده» « The Next War » و «تهدید فزایندۀ جنگ میان قدرت های بزرگ» « The Growing Threat of Great Power Conflit »، اختصاص داده است. ستون اصلی مجله با هشدار ترسناکی آغاز می شود :

« در کوران 25 سال گذشته، جنگ به بهای زندگی بسیاری تمام شده است. با وجود این، در حالی که جنگ داخلی و مذهبی در سوریه، آفریقای مرکزی، افغانستان و در عراق بیداد می کند، برخورد ویرانگر بین قدرت های بزرگ جهان کمابیش پندار ناپذیر بر جا مانده است. »

« چنین موضوعی دیگر مطرح نیست […] دگرگونی قدرتها و در دراز مدت در زمینۀ جغرافیای سیاسی و به همین گونه گسترش فن آوریهای نوین برتری نظامی فوق العاده ای که آمریکا و همپیمانانش از آن برخوردار بوده اند را دچار ریزش کرده است. تصور جنگی به وسعت و شدتی که از دوران جنگ دوم جهانی هرگز تا کنون سابقه نداشته از این پس می تواند در پندارهای ما جا باز کند. ولی جهان هنوز آمادۀ چنین جنگی نشده است.»

اکونومیست آیندۀ مدینۀ فاسدۀ خشونتباری را پیشبینی کرده است که با گسترش ارتش آمریکا برای واپس داشتن و ویران کردن به اصطلاح مدعیانی که همه جا فرادستی اش را تهدید می کنند آغاز خواهد شد.

در کوران 20 سال آینده، اکونومیست پیشبینی کرده است که « دگرگونی های آب و هوائی، رشد جمعیت و جنگ های فرقه ای یا قومی » مستعد فرو بردن بخش مهمی از جهان در جنگ « میان کشورها و یا داخلی » است. چنین جنگ هائی بیش از پیش در شهرهائی که با حلبی آبادهای پر جمعیت و میلیونی به محاصره درآمده به وقوع می پیوندد، و به « نبردهای نزدیک، محله به محله » می انجامد. آینده ای که برای بخش مهمی از بشریت پیشبینی شده همانی ست که در کشتار و نبردهای مرگبار سال گذشته در موصل شهر عراقی و حلب در سوریه دیدیم.

ولی نگران کننده تر از ترسیم ردیف سناریوهای مربوط به بالا گرفتن فزایندۀ تنش میان استانهای همبستۀ آمریکا، و روسیه و چین است. این سناریوها رقیب های استراتژیک را به شکلی روی صحنه به نمایش می گذارد که تحریکات آنان هر لحظه ممکن است به هولوکاست هسته ای بیانجامد.

در ژوئیۀ 2016، خانۀ انتشاراتی مرینگ Mehring Books کتاب « جنگ در یک چهارم سده » (A Quarter Century of War) نوشتۀ دیوید نورث David North را منتشر کرد :

« از نخستین جنگ خلیج فارس در سال 1991-1990، آمریکا پیوسته در کوران یک چهارم سده در حال جنگ بوده است. با کار بست شعارهای تبلیغاتی مانند دفاع از حقوق بشر و جنگ علیه ترس افکنان برای پنهان کردن اهداف واقعی و مداخلاتش در خاورمیانه، آسیای مرکزی و آفریقا و به همین گونه در رویاروئی با روسیه و چین، آمریکا در جنگی برای تضمین فرادستی اش در سطح جهانی بسیج شده است. در حالی که آمریکا می کوشد تا ناتوانی اقتصادی اش را جبران کند و پاسخگوی تنش اجتماعی درونی باشد، بالا گرفتن دائمی عملیات نظامی خطر جنگ جهانی بین دولتهای دارندۀ جنگ افزار هسته ای را افزایش داده است. »

کمتر از دو سال پس از انتشار این کتاب، بخش مهمی از این ارزیابی دیوید نورث در یکی از مهمترین مجله های سیاسی در جهان سرمایه داری انگلیس و آمریکائی مطرح شد. ولی نتیجه گیری اکونومیست، که از جایگاه نمایندۀ خدشه ناپذیر الیگارشی مالی و کارفرمایان بزرگی که ثروتشان به تسلط جهانی امپریالیسم آمریکا وابسته است سخن می گوید، کاملاً خلاف اهدافی ست که دیوید نورث برای کمک به راه اندازی و ساخت و ساز « جنبش نوین ضد جنگ » ترسیم کرده است. همان گونه که گفتیم، کاملاً بر عکس، اکونومیست آمریکا را به گسترش « نیروی سخت » (hard power) برای دفاع در رویاروئی با «رقیب های مصمم و نیرومند» تشویق کرده است، یعنی پندارهای ضد اجتماعی (به معنای دقیق نبود تعادل روانی که تمایل و ارتکاب به رفتارهای ضد اجتماعی از نشانه های بیمارناک آن است) که مبنی بر آن بهترین ضامن صلح توانائی آمریکا در ویران کردن کامل رقیبانش می باشد.

شرط نخستین و نوید جستار ویژه این است که آمریکا برای جلوگیری از فروپاشی فرادستی اش باید بی درنگ دست به کار شود، و افزون بر این می گوید که اگر رهبران چینی و روسی مجاز هستند بلند پروازی شان را در مناطق خودشان نفوذ دهند و تسلط پیدا کنند، در این صورت نتیجۀ « قابل قبول » «رویاروئی ویرانگر بین قدرت های بزرگ جهان» خواهد بود، جنگ جهانی با جنگ افزارهای هسته ای.

مجلۀ اکونومیست در ستون اول 27 ژانویه اعلام کرده است که چین و روسیه « اکنون دولتهای رویزیونیستی  هستند که می خواهند وضعیت حاضر را زیر سؤال ببرند و مناطق خودشان را فضای نفوذی و تسلط می پندارند. برای چین، چنین امری به معنای آسیای شرقی، و برای روسیه اروپای شرقی و آسیای مرکزی خواهد بود. »

نتیجه گیری اکونومیست بر این پایه است که آمریکا باید به « 20 سال انحراف استراتژیک » پایان بدهد که در کوران دولتهای پی در پی صورت گرفته، که گویا « در بازی روسیه و چین شرکت داشته است ». در یک سری جستار و گزارش ویژه توصیه می کند که  برای کسب اطمینان از حفظ برتری نظامی که تا کنون « دشمنان را به ترس واداشته است »آمریکا باید هزینه های هنگفت و سرسام آوری برای جنگ افزارهای هسته ای و کلاسیک خرج کند، افزون بر این در زمینۀ فن آوریهای هوش مصنوعی رباتیک.

و هشدار می دهد : « خطر بی درنگ جنگ در شبه جزیرۀ کره، شاید امسال […] ده ها هزار نفر از بین خواهند رفت، و بسیاری بیشتر اگر جنگ افزار هسته ای به کار برده شود. »

ارتش آمریکا آمادۀ راه اندازی چنین جنگی ست. آمریکا بمب افکن های هسته ای ب2 و ب 52 را در گوآن در موضع گیری تهاجمی مستقر کرده، و سدها هواپیمای شکاری و ناوگروه های جنگی را نیز در پایگاه های دیگر در اقیا نوس آرام آماده نگهداشته است. انگیزه های روشنی وجود دارد که به ما می گوید، رویاروئی واشنگتن در تحریک جنگ علیه کرۀ شمالی، با اعمال فشار روی پیونگ یانگ برای ترک برنامۀ هسته ای نظامی اش، پیشگفتار و تمرین عمومی و گسترده ای ست که باید به بازوی هسته ای آینده علیه چین تبدیل شود.

اکونومیست فکر می کند که « جنگ برای پیشگیری ایران در دستیابی به جنگ افزار هسته ای می تواند برای اینجا و اکنون در چشم انداز سوداگرانه مطرح باشد، ولی در چند سال دیگر احتمال بیشتری خواهد داشت ».

و بر این باور است که استانهای همبستۀ آمریکا در تهدید به اصطلاح « منطقۀ خاکستری » به سر می برد، یعنی جائی که چین، روسیه، ایران و کشورهای دیگر در جستجوی « بهره برداری » از «نقاط ضعف» آمریکا در برخی از بخش های جهان هستند، بی آنکه تلاشهایشان به جنگ باز و آشکار بیانجامد. اکونومیست برای نمونه از دعاوی سرزمینی چین در دریای چین، ضمیمه سازی کریمه بدست روسیه و نفوذ سیاسی ایران در عراق، سوریه و لبنان یاد کرده است.

ولی مداخلات امپریالیسم آمریکا از دیدگاه اکونومیست کاملاً قانونی ست. در سوریه، آمریکا هفت سال برای دگرگونی و فروپاشی رژیمی توطئه کرد که از سوی روس ها و ایرانی ها پشتیبانی می شود. اعلام خواست واشنگتن برای اشغال یک سوم کشور و گردآوری ارتش نیابتی 30000 نفره از شبه نظامیان کرد و اسلامگرا وضعیتی را به وجود آورده است که نه فقط شرایط برخورد مستقیم با ایران و روسیه را فراهم آورده بلکه به همچنین با ترکیه نیز وضعیت تنش آمیزی به وجود آورده است، در حالی که این کشور معمولاً باید در چهار چوب پیمان ناتو جزء هم پیمانان آمریکا باشد.

همانگونه که می توانستیم انتظار داشته باشیم، بر پایۀ اقدامات جنون آمیز آمریکا و بین المللی که می خواهند روی انترنت کنترل دولتی و سانسور ایجاد کنند، مجلۀ اکونومیست روسیه را متهم کرد که گوئی در جستجوی « از بین بردن اعتماد نسبت به مؤسسات غربی بوده و با کاربست ربات رایانه ای و اوباش انترنتی شبکه های اجتماعی را برای تشدید نارضایتی و پیش داوری جریانهای مردمی را تحریک کرده است. »

مجله پافشاری می کند که شرکت های فن آور باید به ارتش بپیوندند، در حالی که شرکت های انترنتی نیز برای حذف افراط ورزی در دیدگاه های مخالف، به بهانه های دغلکارانۀ مانند مبارزه علیه «کنش های نفوذی» و «به بیراهه کشاندن پندارهای همگانی» باید با دستگاه دولتی همکاری کنند.

اکونومیست در ادامه یادآور می شود که برای دولت آمریکا که کسری بودجۀ ساله اش نزدیک به 700 میلیارد دلار است « پیدا کردن پول مشکل دیگری خواهد بود ».

حقیقت این است که بسیج در همۀ زمینه های اجتماعی برای تدارک جنگ با کاهش دائمی سطح زندگی و شرایط زیستی طبقۀ کارگر آمریکائی تأمین مالی می شود، این روند را باید با حذف حقوق دموکراتیک و فشار روی مخالفان نیز ترکیب کنیم.

اکونومیست در یک هم صدائی ناخواسته در زبانی بر ساخته با الهام (ناخواسته و ناخودآگاه) از جرج اورول نتیجه گرفته است که « یک آمریکای نیرومند »، تا به دندان مسلح که به شکل دائمی حریف هایش را به نابودی تهدید می کند، « بهترین ضامن صلح جهانی » است.

با وجود این، ترسناک ترین نکته در جستار اکونومیست، این است که با پیشبینی خودش مبنی بر اینکه امپریالیسم آمریکا باید با تهدید حریف هایش را به فرمانبرداری وادار کند، بد بین بنظر می رسد. زیرا گسترش این روند نظامی سازی در موضع تهاجمی بیش از پیش علیه چین و روسیه به کار بسته می شود و نه فقط به «صلح جهانی» نمی انجامد بلکه احتمال جنگ را نیز کاهش نمی دهد و به افزایش احتمال آن می انجامد.

«بزرگترین خطر»، اکونومیست می گوید، « اشتباه محاسباتی در نبود درک مقاصد دشمن است که به بالا گرفتن رویداد پیشبینی ناپذیری می انجامد که از هر گونه کنترلی نیز می گریزد ».

بالاگرفتن رویداد پیشبینی ناپذیر یعنی حرکتی که از کنترل خارج شده و به هولوکاست هسته ای خواهد انجامید. در این جستار از تام پلانت تحلیل گر اتاق فکری RUSI به نقل آورده شده است که : « برای روسیه و آمریکا، جنگ افزار هسته ای نخستینگی خود را نگهداشته است. برای درک این موضوع شما تنها کافی ست بینید چگونه پولهایشان را خرج می کنند.

آمریکا در پی مدرنیزاسیون انبار هسته ای اش در کوران ده های آینده به حجم 1200 میلیارد دلار است. روسیه موشکها، بمب افکنها و زیر دریائی های هسته ای اش را مدرنیزه می کند. چین نز مانند انگلستان و فرانسه با شتاب توانائی هسته ای خود را که ناچیزتر است افزایش می دهد. گفتگوهائی در دایرۀ رهبران آلمان، ژاپن و حتا استرالیا در جریان است که آنان نیز بتوانند برای پایداری در برابر دولتهائی که جنگ افزار هسته ای در اختیار دارند چنین جنگ افزاری را در اختیار داشته باشند. »

جنون رقابت در جنگ افزارهای هسته ای در سدۀ بیست و یکم به شکل اجتناب ناپذیری از تضادهای نظام سرمایه داری منشأ می گیرد. مبارزه میان آمریکا و رقیب هایش در زمینۀ جغرافیای سیاسی و اقتصاد جهانی حاصل ناگزیر بحران مدیریت ناپذیر و جنگ جنون آمیز برای کنترل بازارها و منابع است.

انقلابی مارکسیست، ولادیمیر لنین نوشته است که دوران جنگ جهانی دوران انقلاب جهانی ست. واژگونی نظام سرمایه داری که به خطر جنگ دامن می زند یک ضرورت بی درنگ برای ماندگاری تمدن بشریت است.

کمیتۀ بین المللی انترناسیونال چهارم و بخش هایش برای ساخت و سامان جنبش کارگری سوسیالیسم بین المللی ضد جنگ می کوشد. گفتگوی باز دربارۀ چشم انداز جنگ هسته ای در برگ های مجله هائی مانند اکونومیست باید برای  کارگران و جوانان جدی انگیزه ای باشد برای پیوستن به صف مبارزۀ ما.

   James Cogan

La source originale de cet article est wsws.org

Copyright © James Coganwsws.org, 2018

لینک متن اصلی :

https ://www.mondialisation.ca/lhumanite-au-bord-de-la-guerre-mondiale/5622804

ترجمۀ حمید محوی

پاریس5 فوریه 2018