بازی امریکا با سرنوشت خونبارمردم افغانستان

                                                                                                     نویسنده : –  محمد عوض نبی زاده

   

با فروپاشى نظام دو قطبى در جهان، غرب و در رأس آن امريكا با بهانه ی مبارزه با افراطيت، تروريزم، مواد مخدر و با مجوز نظم نوين جهانى، صدور دموكراسى و التزام به امنيت جهانى، نظم دوران جنگ سرد را بهم ريخت. امریکا پس از پیروزی مجاهدین ، روند حکومت سازی در افغانستان را برای پاکستان واگذار نمودکه این حالت برای پاکستان دست بازتر مداخله درامور افغانستان را داد و جنگ های گروهی در افغانستان ,کابل را به حمام خون بدل و  با راه اندازی جنگ های تنظیمی میان آنان آرزو های میلیون ها انسان به بازی گرفته شد. هم چنین جنگ های تنظیمی در افغانستان سبب ناخشنودی شماری ازجنگجویان عربی گردید و آنان دوباره به کشور های شان برگشتند که ، این گروه ها به اعمال ترور و خشونت روی آوردند. از انجاییکه تروریزم محصول سیاست های برتری جویانه ی امریکا  است که مردم افغانستان قربانی تروریزم وفاشیسم تباری و گروهی هستند. چون شبکه های استخباراتی کشور های جهان و منطقه ؛ بویژه امریکا که در راستای تقویت نظامی گروه های جهادی افغانستان نقش داشتند، ؛ اما نمی دانستند که پس از سقوط شوروی سابق ، هزاران داوطلبی که از کشور های عربی و غیر عربی به حمایت مجاهدین افغانستان وارد سنگر های نبرد شده بودند  که بعدا عازم کشور های شان شدند و برضد امریکا یا ولی نعمتهای شان دست به اقدام های خصممانه می زنند. 

 اكثريت قاطع رهبران شبكه هاى تروريستى در سالهاى اخير در نقاط  مختلف جهان فعال گرديده، که مشق و تمرين ترور و جنايت را در جغرافياى طالبان آموختند.زیرا درسه دهه اخير نطفه هاى نامشروع امريكا یي ، از بطن طالبان متولد ودرسراسر جهان پخش شدند. به لطف سیاست های تروریست پروری آمریکابود که بطرز معجزه آمیز برکالبد بیجان طالبان روح تازه دمیده شد وطالبان تحت سایه ناتوویکصدو چهل هزار لشکر آمریکا وبزرگنمایی رسانه های غربی به نیروی تاج گذار وتاج شکن مبدل گردیدند. اگرچه پاکستان بعد از ختم پروژه جهاد علیه شوروی اهمیت استراتیژیک خود را نزد امریکا و متحدینش از دست داد ولی پاکستان علیرغم تمام این مشکلات در دو جبهه جنگ های نیابتی خودرا درافغانستان و کشمیر به پیش برد که تداوم سیاست پاکستان در این دو جبهه سبب گشت تا اسلامگراهای افراطی، قاچاق مواد مخدر، خرید و فروش اسلحه و تشنجات اجتماعی را در منطقه و جهان توسعه دهد. پاکستان در تعمیم و ترویج فرهنگ طالبانی، بلایی را خلق کرد که منطقه  و جهان را با بی ثباتی مواجه ساخته است. 

درعین حال آمریکا درتداوم اشغال وبازی عوامفریبانه ی جنگ با تروریسم، درغیاب مردم افغانستان،زیرنام نمایشنامه”صلح”کذایی باطالبان، درهمیاری باپاکستان،سرنوشت سیاسی افغانستان را درجدید ترین بازی بوسیله مثلث شیطانی رقم میزند که درین فصل جدیدی ازبازی های اسارتبار آمریکا نقش پاکستان برای استقرار نظام دست نشانده درکابل و ایجاد “امارت طالبان” در کشور فراهم خواهد گردید. زیرا پاکستان از طریق دستگاه استخبارات نظامی خویش  تا وقتی یک حکومت دست نشانده پاکستان در کابل روی کار نیاید قانع نیست تلخترین بخش این سناریو, سکوت مرگبار دولت” نیابتی”کابل وسازمانهای سیاسی وترقی‌خواه ومردم افغانستان درقبال دادوستد جغرافیاوسرزمین افغانستان، است.آنهاهمه درین بازی ونواهای صلح کاذب منتظراندکه سران کاخ سفید واسلام آبادچه جامهٔ مرغوبی برای افغانستان می‌سازند.  از سوی دیگراحزاب دموكرات و جمهورى خواه درامریکا  در تبانى با پنتاگون و سيا ، نه تنها از ايجاد و فعاليت باند هاى تروريستى در جهت منافع ملى شان سود برده اند، بلكه از نابودى رهبران و متلاشى ساختن تشكيلات جريانات تروريستى مذكور نيز در كمپاين هاى انتخاباتى شان تا هنوزبهره بردارى نموده اند. چنانچه اوباما براى تداوم دوره رياست جمهورى اش از پاليسى خروج از افغانستان و مرگ اسامه بن لادن به عنوان دستآورد و برگ برنده عليه رقباى سياسى داخلى اش كارگرفت. حالا نيز ترامپ ميكوشد تا براى روپوش نهادن به اتهامات وارده که ازمرگ البغدادى و فروپاشى داعش بعنوان برگ برنده، سود جويى نمايد. 

همانطوريكه مرگ اسامه بن لادن، اوباما را براى پنج سال ديگر درقصرسفيد ابقاء نمود. مرگ البغدادى نيزرياست جمهورى ترامپ را براى يك دوره ديگر تمديد خواهد كرد.اقای ترامپ  نیزدرآگوست ۲۰۱۶ ، رئیس‌جمهوراوباما وهیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق را موسس داعش خوانده بود.حالا ترامب میگوید که : رئیس‌جمهور اوباما موسس داعش است و به داعش کمک مالی میکرد.برای ترامپ مهم است ودوست دارد که پایان طولانی‌ترین جنگ در افغانستان را به نام خودش ثبت کند کاری که دو رئیس جمهور سابق نتوانستند، از این جهت برای او خیلی مهم است که به این جنگ پر هزینه و کم بازده پایان دهد. «ترمپ  بعدا زانکه  اجلاس پنهانی‌اش با طالبان را لغو کرد اما حالا گفته میشود که در این روز ها خلیل زاد گفت و گو های خود را با مقام های افغانستان روی تبادلۀ دو استاد امریکایی با رهبران ارشد طالبان چون انس حقانی، حافظ رشید متمرکز ساخته است . قرار معلوم انس حقانی و دو طالب زندانی همراهش را از قطر به زندان بگرام بر گشتاندند. اما گفته می شود که مخالفان داخلی طالبان این دو استادان اسیر امریکایی را قبلا کشته اند و اگر طالبان دست به قتل استادان اسیر امریکایی زده باشند، ممکن است مذاکرات صلح میان آن ها و امریکایی ها صورت نگیرد و جنگ تشدید شود.خلیلزاد دلال سیاسی جیره خوار و از یاران قدیم طالبان به دستور ترامپ در داخل اتاق های دربسته در دوحه در پی معامله گری های جدیدتری اند که شاید بحران افغانستان را خونین ترنماید .

 بنا برگفتۀ  معروف که می گویند، زمینی می سوزد که آتش بالایش شعله ور است و پس رنج این سرزمین را آنانی بهتر لمس کرده می توانند که در میان شعله های آتش آن زنده گی می کنند و وحشت فرزندان خویش را با چشمان باز مشاهده می کنند. اگر افغانستان امروز به یک سرنوشت اسفناک سیاسی سردچار شده به دلیل حضور مقاصد استعماری امریکا و غرب است که پاکستان و طالبان را هنوز در آغوش شان  گرفته اند.درضمن اخیرا اقای ترامپ نیات خصمانه واشغالگرانه ی آمریکا راواضح ساخت که او در نظر دارد نیروهای خود رااز افغانستان خارج ومصمم است كه،آمریکا یک قدرت اطلاعاتی قدرتمند در افغانستان راحفظ خواهد نمود. در حالیکه امریکا نه در آمدن از مردم افغانستان اجازه خواسته بود و نه در خارج شدن نیازی به رخصت گرفتن ازمردم کشورما دارد. هر زمانی لازم دید بار و بستره میبندد و میرود ولی بگذارد آن چه ازمردم  ما و مربوط مردم ما است مردم کشورما خود فیصله کنند. مطمئناً اظهارات ترامپ حاکی ازآنست که ایالات متحده آمریکا درنزاع های برادرکشی افغانستان در خط بیطرفی حرکت می کند” اشاره سخنان ترامپ نشان می دهد كه ایالات متحده دیگر نمی خواهد درخصوص”گفتمان بین الافغانی” ،تحت رهبری افغانهاشرط‌بندی نماید” در این زمینه درمثلث” آمریکا – پاکستان – طالبان” که روی تخته شطرنج سیاسی افغانستان شکل می گیرد ، پاکستان برنده بزرگ است.

از انجاییکه قبلا در “افغانستان” ؛ سیاست “افغانیزه ساختن ” با انتقال و اسکان هزاران تن از  پشتونهای مناطق جنوب و شرق کشور اغاز یافت بود که این پروسه به هدف اکثریت سازی در دوره های مختلف با صدور فرامانی  بنام “نظامنامهٔ ناقلین” نهادینه تر گردید. ظهور تروریزم و فاشیسم قومی در افغانستان، یک پدیدۀ اسلامی و درون دینی نه؛ بلکه ریشۀ استخباراتی دارد. گرچه حالا  نعره های “افغانیت و اسلامیت” با اتکا بر امتزاج شوونیزم، فاشیزم قومی پشتون با اسلام بدوی و بنیاد گرا سر داده میشود وهم چنین  با وجود شعار های پر طمطراق و گوش کر کنندهٔ چون “”افغانیت ـ اسلامیت” و تحمیل نسل کشی ها، کوچ های اجباری و اشغال اراضی مردمان بومی را درزمان نادر خان و سپس محمد گل مهمند و تازه ترین آن لشکر کشی قبایل زیر نام طالبان که تاکنون در افغانستان ادامه دارد؛ این پروژه به موفقیت نیانجامیده است.اصرار لجوجانه بر تطبیق این پروژه رنج و مصیبت دایمی را برای همه مردم افغانستان از جمله پشتون ها به بار آورده و می آورد . .تداوم و تکمیل این پروژه ؛ ابتدا با سباست سرکوب وحشیانهٔ سایر اقوام در مناطق متصرفهٔ طالبان پشتون و گروه های تروریست خارجی متحد آنها آغاز و در دوران حاکمیت های حامد کرزی و اشرف غنی در یک همآهنگی مشهود حلقات حاکم در نظام کابل  با گروه طالبان آغاز و ادامه دارد. 

                                       -هفدهم – نوامبر– 2019 – میلادی