ایجاد بی باوری از جمله ترفند ها و از اهداف خطرناک دشمن است

نویسنده : مهرالدین مشید

بار دیگر شبکه های استخباراتی منطقه به سرکرده گی شبکهء جهنمی آی اس آی در قلب کابل فاجعه آفریدند و با حملهء وحشیانهء انتحاری ده ها شهروند بیگناهء کابل را به خاک و خون کشاندند. دشمنان مردم ذفغانستان خواستند تا با حادثه آفرینی در قصر زرین واقع لب جر تایمنی قلب خونین و زخمی کابل را بار دیگر با خون آبیاری کردند و ده ها خانواده را در سوگ عزیزان شان بنشاندند تا باشد که با کشتن ده ها انسان رضایت خاطر باداران شان را برآورند؛ اما این عاملان حمله های انتحاری و انفجاری نمی دانند که چوب سوخت اهداف بیگانه ها و بویژه شبکهء جهنمی پاکستان اند و استخبارات ایران آن را یدک می کند. به همگان روشن است که دشمنان مردم افغانستان با راه اندازی این گونه حمله به دستور شبکه های خارجی اهداف گوناگونی را دنبال می کنند. نخست این که با این حمله ها ترس و وحشت را در میان مردم می آفرینند تا بدین وسیله باداران شان را خوش نگهدارند و از سویی هم با ایجاد نگرانی ها و دلهره ها اختلافات قومی و گروهی را در کشور دامن بزنند. دشمنان می خواهند از فضای متاسفانه بی اعتمادی کنونی به نفع شان سود بگیرند و شماری را به بیراهه کشانده و به گونهء ناآگاهانه و عقده یی بجای نشانه رفتن دشمنان مشترک مردم افغانستان، برعکس یکدیگر را هدف قرار داده و با اتهام بستن های ناشیانه به این گروه و آن گروه اعمال وحشیانهء دشمنان مردم افغانستان را توجیهء قومی می کنند. با این رویکرد افکار عامه را از تمرکز بر دشمنان اصلی مردم افغانستان به تحریف می کشانند. هرچند مردم عام افغانستان بی جه به قوم و گروه باهم برادر اند در هر حالی د کنار هم بوده اند و در غم و شادی هم شریک بوده اند و تنها چند سیاستمدار قوم گرای تاجک و پشتون است که می خواهند بدون ترحم به خون ده ها انسان بیگناه، با ارایه کردن تفسیر های دروغین و من درآوردی افکار مردم را به نفع شان تحریک کنند عده یی افراد ناآگاه هم به گونهء ناشیانه از حرف های آنان پیروی کرده و با دهل و سرنا جنگ قومی را در کشور دامن مز زنند. این در حالی است که این سیاستمداران نه تنها به قوم خود حرمت قایل نیستند که حتا به انسانیت احترام قایل نیستند و جغرافیای دید شان ا زیر بینی تا سر ناف بوده و از هر حادثه به اقتضای خواست شکم خویش تفسیر می کنند.

این در حال ست که هدف اصلی پهلوان پنبه های سیاسی افغانستان نه دلسوزی به مردم و نه به اقتدار ملی و دفاع از تمامیت ارضی است؛ بلکه این ارزش ها را برای رسیدن به هدف شخصی شان بی محابا ذبح شرعی می کنند. امروز دیدیم که چگونه ده ها انسان مظلوم این کشور به خاک و خون غلتیدند و شماری شهید و شماری هم زخمی شدند. این آقایان جز آنکه اشک تمساح برای آنان ریختند و از این بیشتر نه تنها کاری نکردند و نمی کنند، برعکس حتا بر سر خون های پاک آنان مانور های سیاسی اجرا می کنند و به گونهء بیرحمانه یی حتا از قطره قطره خون آنان برای خود پول تازه یی می دزدند و کاخ دیگری آباد می کنند و اما وای به حال ده ها شهید و زخمی امروزی که نان آوران خانواده های شان بودند و فررندان شان یتیم و بی سرپرست شدند و چند روز بعد برای پیدا کردن لقمهء نانی ناگزیر به کوچه ها سرگردان می شوند و زنده گی شان خراب می شود. شگفت آور این که نخستین سیلی بیرحمی از سوی این آقایان بر روی شان حواله می شود و اگر ده بار هم بر رسم گدایی از آنان پول بخواهند، حاضر نیستند که حتا یک افغانی برای کودکان یادشده ندهند و اما برعکس برای کشتار پدر های شان و بویژ کشتارگاه های شان صدها هزار افغانی را هزینه می کنند. “ببین تفاوت راه از کجاست تا به کجا” و “منم خموشم و اندر درون من دوصد غوغاست”. شهروندان افغان باید بدانند که اقوام ساکن در این کشور چون گل های رنگارنگ این کشور اند که زنده گی یکی بدون دیگری ناممکن است و یا به تعبیری اعضای یکدیگر اند. قوم گرا های تاجک و پشتون و هزاره و ازبیک بدانند که آنان بدتر از تروریستان دشمنان مردم افغانستان اند و به مثابهء مار های آستین آب در آسباب دشمن می ریزند و تیغ از دمار مردم بیرون می کنند. در واقع سیاستمداران قوم گرا نه تنها بدتر از ستون پنجم اند و جاده صافکن تروریستان هستند؛ بلکه بدتر از آن دشمنان همدیگر پذیری و تفاهم اند و از سوی ببگانه ها برای بربادی افغانستان وظیفه گرفته اند. قوم گرا ها با فعالیت های سیاسی سمتی و قومی فکر می کنند که به نام و نان بیشتر می رسند؛ بلکه برعکس متوجه نبستند که با این کار ها تروریستان را چاق و فربه تر می سازند. از همین رو است که قوم گرای تاجک و پشتون و ازبیک و هزاره برای مردم افغانستان خطرناک تر از تروریستان اند.

در حالی که منطقی این خواهد بود که تمامی شخصیت ها و گروه های سیاسی و قومی و مذهبی کشور بدون گرایش کورکورانه و تنگ نظرانهء قومی، زبانی و مذهبی کشور با توجه به شرایط کنونی و خطرتروریزم و مبارزه با تروریزم یک دست و متحد عمل کنند و این در صورتی ممکن است که تمامی شخصیت ها و گروه های یادشده جنگ های زرگری را کنار گذارده و برای استقرار صلح و ثبات در کشور متحدانه عمل کنند تا کشور را از بحران کنونی نجات بدهند؛ زیرا فاجعه و خطر تروریزم هر روز بیشتر از روز دیگر مردم و کشور افغانستان را تهدید می کند و مبارزه با این تهدید برای هر افغان مهم تر و حیاتی تر است که این برای شخصیت ها و گروه های گوناگون مهم تر از همه است. بنا بر این کار برای اتحاد مردم و تلاش برای وحدت ملی در راستای رسیدن به اقتدار کامل سیاسی و ملی نه تنها برای یک شهروند افغانستانی خیلی مهم است؛ بلکه اندک ترین بی اعتنایی در این مورد گناهی بزرگ و نابخشودنی است. زیرا رسیدن به اقتدار ملی و وحدت ملی خواست هر شهروند افغان است و آنانی که با گرایش های قومی این مهم را از نظر دور می اندازند و زیر نام قومیت افغانستان را چندین پارچه می سازند و این خیانت را زیر نام قوم و زبان به بهانه های سیاسی انجام می دهند، بزرگ ترین دشمنان ملت افغانستان هستند. چه بجا خواهد بود که یک سیاستگر تاجک با کارنامه های انسانی و ملی خود در قلب یک پشتون و ازبک و به همین گونه یک سیاستگر پشتون با کارنامه های خوب خود جا در دل های اقوام دیگر باز کند و در صورت شکستن این دیوار ها در درون است که می تواند فرق تروریزم و حامیان آنان را بشکند. آنانی که برای شکستن فرق تروریزم باور دارند باید با ترک استفادهء ابزاری از زبان ملی بیاندیشند ملی عمل کنند تا بحیث شخصیت ملی عرض اندام کنند.یاهو