اگر از تاریخ نمی آموزیم، از رویدادهای روز بیاموزیم!

همواره سرنوشت آنانی که با صد نیرنگ و فریب، بخاطر کسب قدرت و حفظ آن به هر شیوه و وسیله ممکن دست یازیده اند، و با خودکامه گی و عوام فریبی بر تدوام قدرت به غنیمت گرفته شدۀ خود سعی ورزیده اند، ننگین و سخت ذلت بار بوده است. در برگهای تاریخ جهان و کشور ما همچون نمونه ها را به وفرت می توان دریافت و به خوانش گرفت. دور نرویم و اگر صرف به حافظه نسل زنده کنونی مراجعه شود، این پدیده رسوا را با به قدرت رسیدن شماری از زمامداران به وضاحت می بینیم و از سرنوشت شوم آنان باخبریم. اگر رویداد های سیاسی روز در جهان را تعقیب نماییم، صرف چندی روزی از سقوط زمامداران الجزایر و سودان نمی گذرد. زنده گی یک زمانی پر افتخار بوتفلیقه که با اصرار نزدیکان و آنانی که از این زمامداری بهره سیاسی و اقتصادی  می بردند و پس از چهل سال، حتا با فلج شدن کامل نیز عطش حفظ چوکی و قدرت ادامه یافت و سرانجام به چه رسوایی های بزرگی که انجامید. داستان عمر البشیر در سودان نیز کمتر از بوتفلیقه نیست. مردم در نهایت از این همه فساد جانسوز، عوام فریبی ها و نادیده گرفته شدن شان به ستوه رسیدند، دست به اعتراض زدند، قیام کردند و این دو شخصیت را درکام ذلت و رسوایی فروبردند. آنانی که تصور می کردند و توهم داشتند که ملت و مردم پشتی بان آنها اند و حتا به این توهم رسیده بوده اند که گویا ملت به آنها عشق می ورزند!!

با دریغ، در کشور عزیز ما این همه آزمون های تاریخی نادیده گرفته شده و پیهم تکرار می شود. شمار زیادی از انانی که به قدرت تکیه می زنند به ویروس بسیار مزمن قدرت طلبی سردچار می گردند، تمام رویداد ها واقعه های اطراف و ماحول خود را بیمارگونه می بینند و این رویداد ها از نگاه و دید نادرست و مریض چند مشاور فاسد و چاپلوس شکل می گیرد و ناچار به گفته مشهور مردم که «ارگ یا مرگ» بر تداوم قدرت خویش اصرار می ورزد، فرصت سوزی می کنند تا به سرنوشت شوم و جبران ناپذیر دچار نگردند، از خواب غفلت بیدار نمی شوند. این مقطع حساس و سرنوشت ساز کنونی کشور مستلزم خرد ورزی سیاسی و اتخاذ تصامیم عقلانی مبتنی بر منافع و مصالح علیای کشور می باشد که صرف با شکل دادن نسبی یک اجماع ملی، منطقه یی و بین المللی می تواند به وجود آید، نه خود محوری و خود کامگی و خود شیفته گی.

چنین معلوم می شود که بازی های سیاسی و عوام فریبانه آقای غنی که برای کشور و مردم بسیار گران تمام شده  و صرف در آن حفظ و تداوم قدرت شخصی وی مطرح بوده، به پایان خط رسیده است. باید جناب شان می دانستند که چنین طرح های را که قدرت های بین المللی به پیش می برند و سناریو های مربوط به آن ساده و خطی نیست، بل شامل برنامه های گوناگون در حالات متفاوت نیز می باشد که در صورت ناکام ساختن یکی، دیگر را به پیش می کشند. این مارگیر های سخت آب دیده شده را نمی توان به سادگی فریب داد. جا دارد یکبار نگاهی به بازی های حفیظ الله امین با روسها انداخت و از ان آموخت.

دستگیر صادقی

28 اپریل 2019