انتخابات شفاف یکی ازراه حلهای بحران افغانستان

                                                                           محمد عوض نبی زاده

انتخابات بعنوان یکی از مولفه هاي دموکراسي بیشترین تاثیر را در سرنوشت سیاسی هر شهروند داردکه برای سیاسی ساختن مردم وقدرت سیاسی ,بستر اصلی انتخابات، مردم است؛ مردم باید با اشتراک در انتخابات، تصمیم بگیرند که قدرت چگونه اِعمال شود.انتخابات، در صورتی می‏تواند نقش مؤثر خود را در روند دموکراتیک ساختن سیاست، بازی کند، که مردم از آگاهی و شعور سیاسی بالایی برخوردار باشند. در انتخابات مردم باید  فارغ از گرایشات طایفه‏ ی، منطقه‏ ی، به شایسته‏ترین فرد در انتخابات رأی دهند. انتخابات شفاف یکی ازراه حلهای بحران افغانستان است و میتواند کشورما را ازجنگ نجات دهد ولی متاسفانه درحال حاضر دراین سرزمین جنگ تنها بین دولت افغانستان ومخالفین نیست بلکه زور آزمایی بین آمریکا و روسیه، هند و پاکستان، عربستان سعودی و ایران و یک تعداد از کشورهای دیگر که اهداف مشخص خود را دنبال می کنند ادامه دارد.بعد از این جنگ آمريكا در افغانستان نه در برابر القاعده، طالبان و داعش بلكه بر سر دستيابي منابع نفت، آب و انرژي در منطقه و كنترل كشورهاي رقيب آمريكا است.

 

زمانی افغانستان از این بحران فراگیر نجات میابد که یک حاکمیت ملی باورمند به منافع ملی داشته باشدو آنانیکه قلب شان برای سعادت مردم افغانستان می تپد باید تلاش کنند تا انتخابات شفاف و قابل قبول پارلمانی و ریاست جمهوری برگزار شود. قرار معلوم انتخابات مجلس نمایندگان وشوراهای ولسوالی بتاریخ ۲۸ ماه میزان  سال 1397 خورشیدی برگزار می شوداما در این انتخابات هیچگونه سهم و نقشی به احزاب سیاسی از طریق سیستم تناسبی داده نمی شود و انتخابات همچنان با سیستم اکثریتی برگزارخواهد شد. از آنجایی که کشور ما درطول تاریخ بجای اینکه ارزش پذیر باشد ارزش ها توسط دایناسورهای زمان بلعیده و دموکراسی را از ارزش جهانی به ارزش گوسفندی تنزیل داده است. اګر امروز مردم علاقه ای به ثبت نام رای دهندگان در انتخابات ندارند دلیلش این است که مردم دیگر باور ندارند که رای آنها تعیین کننده ی سرنوشت آنها است زیرا در انتخابات گذشته ارزش میلیون ها رای شان در نزد تصمیم آمریکا به خاک یکسان شد.اما انتخابات سال روان در کشور مهمترین مکلفیت را بر دوش کمیسیون انتخابات گذاشته وکمیسیونی که با ، فقدان ظرفیت وعدم استقلال روبرواست.

در حالیکه ستون های قدرت و اقتصاد را ارګ در دست گرفته و تلاش میکند تایک انتخابات نمایشی را میان دو قوم غلجایی و درانی برگزارنمایند! انتخابات سازماندهی شده با کمیسیونی وابسته تهی از اختیار، مبنای تداوم قدرت اشرف غنی است و یا هر رهبری که اصل را بر قبیله گرایی درافغانستان گذاشته باشد.زیرا نخبګان دیگر اقوام را با سرکوب و اعمال فشار، تهدید، تبعید، تحریم، اختلاف از صحنه برداشته اند .در عین حال حکومت قصد دارد تاانتخابات مجلس بزرگان یا لویه جرګه را نیزمهندسی وتوسط فرمان تقنینی ، قانون را پایمال نماید.گرچه زمان زیادی از عمر همین حکومت نامشروع و دست نشانده ی غرب باقی نمانده است و دیگر رنگ و بوی وحدت ملی و تجمیع اصلاحات و همگرایی در کنار تحول و تداوم را نمی دهد؛ بنابراین اعضای کمیسیون انتخابات غالبا، به ارگ یا سپیدار نزدیک هستند و حتما برای ارگ و سپیدار لابی خواهند کرد که اجازه ورود به دیگر احزاب و جریانات را درقدرت نمی دهند. پس اگر انتخاباتی برگزار شود انتخابات سالم نخواهدبود.  حالا اتحاد و یکپارچگی نخبګان ازبک، هزاره و تاجیک تحت رهبری واحد تنها راه حل است و برای به دست گرفتن حق شان به نهادها و مجامع بین المللی چشم امید ندوزند به قدرت مردم خود ببینند و از راه قدرت مردمی ارگ را تسخیر کنند.

ارگ آنقدر به تمرکزقدرت باور داردکه با هیچ جریان سیاسی همسویی نشان نمی دهد به جایی تعامل تقابل وبه جایی مسامحه تعارض می کند و تمرکز گرایی در افغانستان یکی از عواملی است که روند رشد و توسعه سیاسی را کند ساخته و سبب سرنگونی جریان های سیاسی اصلاح طلب در داخل نظام می شود. حکومت فعلی ساختار سیاسی و اداری را متمرکز نموده است و هر کسی که به چوکی و مقام برسدباید از فیلتر سیاسی رییس جمهور غنی بگذرد. همه می دانیم  که دربحث تذکره حکومت چنان بحران هویت را دامن زده است که سبب تجزیه افغانستان، جنگ روانی و گسست اجتماعی درون افغانستان می شود. بنابراین؛ با افراد دمدمی مزاج و خود کامه و خود باور نمیتوان،آینده ای مطمئن برای کشوررا بنا کرد. چون اعتماد ملی نسبت به پروسه انتخابات از بین رفته‌است و تا همان اعتماد ملی دوباره برنگردد، انتخابات افغانستان نمی‌تواند رهگشا باشد ؛ اگر این انتخابات مورد قبول مردم افغانستان قرار نگیرد، کشور را به بحران خواهد برد؛ زیرا انتخابات که با چالش حضور کم رنگ مردم مواجه وبه یکباره در خون و انفجار فرو رفت، انتحاری خونین در مرکز ثبت نفوس غرب کابل 75 کشته و 120 زخمی برجای گذاشت که زنان، کودکان و مردانی را به کام مرگ کشاند.

در چنین وضعیتی چه انتخابات در سال جاری برگزار شود و چه نشود اکثریت نیرو های سیاسی درگیر برنامه‌ های فردی و شخصی شان می‌ شوند زیرادر نظام مبتنی بر دروغ سازماندهی شده که رهبران آن بیشتر بصورت غریزوی و عاطفی دروغ می گویند و توده مردم را می فریبند اما با وجود ان هم باید در انتخابات شرکت کرد و نشان داد که مردم خواهان تغییر وضعیت هستند. رییس جمهوری که نفاق در میان قومیت ها را در نظام برگزیده که در سلطه گری بی رحم تر از هر پادشاهی و در قبیله گرایی افراط گرا از هر تروریستی  است زیرا وی با سیاست بی پروای خود تنها مقامی است که به هیچ تعهدی پایبند نیست که معامله با عطا برای برکناری و تبعیدجنرال دوستم و ساکت ساختن باقی رهبران جهادی و قومی که چنان تشنه رسیدن به قدرت با خفت هستند اما آنچه طی نزدیک به چهارسال عمر حکومت وحدت ملی رخ داد، پاکسازی قدرت از مهره های دردسر ساز با گزینه غیرپشتونی و به انزوا کشاندن رهبران قومی و سیاسی بوده است .

اکثریت احزاب و جریان های سیاسی تاکید می ورزند که باید برای جلوگیری از هدر رفتن آرای مردم به احزاب و ایتلاف ها این آرا باید به داخل فهرست نامزدانشان قابل انتقال باشد وهر افغان واجد شرایط باید بتواند بگونه مستقل و یا از آدرس حزب و ایتلاف مورد پسندش نامزد شود.از طریق ایجاد اتاق نظارت احزاب سیاسی در ساختار کمیسیون مرکزی و کمیسیون های ولایتی انتخابات زمینه نظارت تاثیر گذار احزاب سیاسی بر تمامی پروسه های انتخابات فراهم شود و هیچ تصمیم و اقدام کمیسیون های انتخاباتی بدور از نظارت احزاب انجام نشود. بنا برین در جامعه ای زخم خورده و متکثر افغانستان پس از گذشت نزدیک به هفت سال قرار است مردم دوباره برای انتخاب نمایندگان شان  به پای صندوق های رای بروند و مهمترین نگرانی ها در انتخابات آتی مجلس و شوراهای ولسوالی درافغانستان را می توان در شناسایی «رای دهندگان» خلاصه کرد و شهروندان زیادی دارای مدارک متعدد و متنوع شناسنامه یا مدرک هویت مستند بازمانده از چهار دهه گذشته هستند.

آمار غیر رسمی حاکیست باید در دو ماه آینده حدود 10 میلیون تبعه بالای 18 سال حاضر در داخل افغانستان شناسنامه بگیرند و در همین مدت نزدیک به 20 میلیون واجد شرایط رای دادن ، اقدام به ثبت نام کنند وبراساس مکانیزمیکه در سه انتخابات گذشته صورت گرفت اعتماد مردم  نسبت به رای شان خدشه دار ګردیده است. زیرا سران نظام اعتماد مردم را به نظام دموکراسی و انتخابات آزاد ضربه زد و تقلب بزرگترین ابزار شکست انتخابات در افغانستان بوده است. سران حکومت وحدت ملی درطی مدت نزدیک به چهار سال گذشته در گیر ، حذف کردن‌ها، قومی ساختن ها و ده ها پروژه زیان بار به وحدت و همگرایی ملی بودند که اصلاحات در نظام انتخاباتی افغانستان را به بازی تیمی و قومی تبدیل کردند. در عین حال گروه طالبان، درخواست حکومت مبنی بر شرکت در انتخابات آینده را رد کرده و گفته است که در ” انتخابات جعلی و نمایشی” مشارکت نمی کند واز مردم می‌خواهد در این روند شرکت نکنند که مخا لفت این گروه برای کسانی که در مناطق نا امن زندگی دارند، ثبت نام در رأی‌گیری برای شان خطر افرین میباشد.

سیاست چهاردهه کشور نشان داده که رهبران بیش از اینکه به دنبال منافع ملی باشند، تشنه قدرت و مقام هستند. ، انتخابات توسط کمیسیون وابسته به حکومت با سازماندهی های ارگ در حالی آغاز به کار کرد که اقدامات اساسی امنیتی حداقل در مراکز ثبت نام و ثبت نفوس برقرار نمی باشد وتاکنون تعدادی هرچند کم وارد این روند شده بیم آن می رود که با افزایش ناامنی ها و عدم شرکت مردم را بر تقلب بیش از هر زمانی هموارخواهد نمود. این در حالی است که نه می توان امید به انتخابات حتی در حد و اندازه تقلب های گذشته را داشت و نه انتظار حضور واقعی مردم حتی کم رنگ در انتخابات زیرا حکومت از مدت ها قبل نفوس را از طریق هوایی سرشماری کرده و بر اساس آن، ثبت نام و رای گیری را انجام خواهد داد.ګرچه تنها هراس مردم از طالب و داعش نیست زیرا دهه ها با خشونت تروریستان دسته و پنجه نرم کردند بلکه وحشت مردم از افراط درقبیله گرایی است که قدرت را در سلطه دارد و از حمایت غرب برخوردار می باشد، چون  نهال دموکراسی نوپا و لرزان در کشور،‌ به قیمت خون هزاران انسان این خطه خونین غرس و آبیاری گردیده است. تعلل در این زمینه،‌ به مثابه پامال کردن خون قربانیان راه آزادی و مردم سالاری و نابودی کامل دموکراسی در این کشور می باشد.

مدت چند سال است،‌ که مردم افغانستان،‌ پارلمان نا مشروع را تحمل کرده وعمده ترین چالش اینست که در مناطق دور دست،‌ نا امن و مناطقی که افراد مسلح غیر مسوول ویا تنظیم ها، احزاب و شخصیت های خاص نفوذ غیر عادی دارند،‌ می توانند با جعل تذکره و روش های دیگر،‌ شمار واجدی شرایط رأی دهی را به چند برابر افزایش دهند. حالانکه برای کمیسیون، معیار ارسال اوراق رأی دهی و پذیرش تعداد رأی استفاده شده همان لست رأی دهندگان می باشد. بازی‌ های سیاسی ناسالم ارگ با روند اصلاحات انتخاباتی نزدیک به چهارسال گذشته نتوانست منجر به جلب اعتماد مردم نسبت به روند انتخابات و اصل برگزاری سالم و شفاف انتخابات‌ پیش رو شود زیراجلب اعتماد عمومی مردم کار دشواری است آنهم در انتخاباتی که تا کنون هیچ  یک ازدوره های آن بدون تقلب گسترده برگزار نشده است.چون تقلب در گستره عام تا تقلب در پشت درهای بسته و معاملات پنهانی و مداخله رسمی آمریکا و تعیین نامزد مورد نظرحکایت دارد. انتخاباتی که بودجه – نظارت و نتیجه آن را خارجی ها تعیین می کنند، چه انتظاری از اشتیاق مردم برای شرکت در آن داشت؟ در حقیقت برای جلب اعتماد مردم باید اول اعتمادسازی به وجود آید و سپس انتخابات و انتظار شرکت عامه مردم دراین امر را توقع داشت ویااینکه استقلال به معنی واقعی آن در کشور به تحقق برسد.   

  • بیست ونهم-   ماه- اپریل – سال – ۲۰۱۸ – میلادی