الگوریتم، ریتم، تم شعر

 دکتر بیژن باران

خلاصه بگویم شعر کلامی، همان آفرینش ریتم زیبایی است. الن پو. طبیعت بر درختان برگها را می گذارد، هیچیک دقیقا شبیه هم نیستند، مانند انسانها- تم تفاوت بی پایان. در این زمینه، طبیعت هنر را بهتر از ما انجام داد. اوا کوزینسکی  

 

مغز تلاقی محیط و ذات شاعر است که یک قطعه شعر می سازد. الگوریتم، ریتم، تم شعر را می توان مدلسازی کرد تا با ماشین شعر ساخت. الگوریتم افقی شعر تابع دستور زیان است. ولی ناالگاریتم عمودی، خلاقیت مفصلها، تمها، سطرها تابع زمان اند. ریتم بسامد صداها و تصویر در زمان است. تم سوژه کلامی است که در سطر، مفصل، کل شعر می تواند پردازش شود. در شعر عروضی تقلید، استقبال، تلویح از آثار گذشتگان مرسوم بود. در سده 20 شعر رایانه ای هم پدید آمد. آیا یک قطعه شعر کد کمینه است؟

 

الگوریتم مجموعه ای از گامهای روشمند است که می تواند در محاسبات آمده، مسایل را حل کرده، تصمیمات را بگیرد. یوال نوح حراری گفت: الگوریتم یک لیست دستور العمل مستقیم مثبت یا منفی، راهکار مهندسی برای انجام کاری است. به ترتیب خاصی با روش گام به گام مسئله را حل می‌کند. ساختار آن دارای آغاز، بدنه با فرمان در جملات ساده، پایان است. بدنه بنا به دستور زبان تنظیم می شود. جمله 4جور پرسشی، ندایی، خبری، آمرانه است. خبری یا اظهاری از حافظه تصریحی فاکت و رویداد می آید.

 

الگوریتم را ماشین یا انسان مرحله به مرحله اجرا کرده؛ نوشتن آن تابع منطق است. نمونه: دستور پختن کوکو، یافتن آدرس شهری با جی پی اس، یافتن متوسط چند قد، دستور نصب بادبزن برقی سقف. ناالگوریتم یک جعبه سیاه ناروشن با ورودی و خروجی مشخص است. کارکرد سیستم با آن بدون دانش وضعهای بینابینی به نتیجه می رسد. نمونه: متااندیشه برای تنظیم فکر، نیت به نوشتن شعر، کنترل هیجان خشم.

 

الگوریتم ریشه در الخوارزم داشته؛ فن محاسبه یا مجموعه دستور العمل برای انجام کاری مانند دستور آشپزی است. در شعر الگوریتم چینش واژگان برای شناخت است تا مدلی برای شعر ماشین یافت. سطور شعر معنی را به خواننده القاء می کنند. واشکافی شعر الگوریتم آن را آشکار کرده؛ می تواند در برنامه رایانه ای برای ساختن شعر ماشینی فعال شود.

 

در روایت لحن حنثی، واقعیت پردازی و پیوستگی فضازمان غالب اند. در بیان تخیلی عاطفه، نوآوری و گسستگی غالب اند. کسی که مثل هیچکس نیست شعری از فروغ است. در مفصل زیر جملات توصیفی فضای خانگی در شهر شیعی “سید جواد، امام زمان” را ترسیم کرد. ثنویت 2فعل “است/ نیست” رج زده شده اند. بیان مستقیم محاوره با اصطلاحات عامه، درد دل، عاری از آرایه های ادبی- بجز “مثل” برای تشبیه 2فرد است.

 

نترسیدن از “رخت پاسبانی” طنز سیاه بنا به نظریه فوکو 1926-1984 در باره قدرت است. برای فوکو قدرت مفهومی ساده، دستوری، ابلاغي از بالا نبوده؛، بلكه در پیله روابط تنيده، ساري، گسترده است. قدرت ساختار جامعه را تعيين و مشروع مي كند. قدرت در هرم تا قاعده نظام ريشه در لايه هاي مختلف تعاملات اجتماعي و زباني دارد. قدرت در قاعده گسترده جامعه پیاگاه قدرت در هرم سیاست است. در بحثهای روشنفکرانه از پدیده ها گفتگو شده؛ قدرت غایب است.

 

فروغ از روایت صرف به داوری طنز روشنفکرانه نقب زد. زندگی و باور قاعده جامعه در “مادر، پدر، معمار، انسی، سید جواد” تیپ بندی شده اند. الگوریتم در یک سری اظهارات statements مرکز تهران دهه 1340 را آماده نزول یک ناجی غولین “از درخت بلندتر” تداعی می کند:

کسی که مثل هیچکس نیست، مثل پدر نیست،

مثل انسی نیست، مثل یحیی نیست، مثل مادر نیست

و مثل آن کسی است که باید باشد

و قدش از درختهای خانه ی معمار هم بلندتر است

و صورتش

از صورت امام زمان هم روشنتر

و از برادر سیدجواد هم

که رفته است

و رخت پاسبانی پوشیده است نمی ترسد.

 

مغز راست لحن، تخیل، خلاقیت، بصیرت، نیت، کنترل را در یک شعر یا مفصل می گذارد. چینش واژه ها بنا به قواعد دستور مانند فاعل فعل و صفت و موصوف با خلاقیت زبانی پیش بینی ناپذیر می شوند. لحن بیان تحقیر، خشم، رثا، احترام، طنز، خنثی می تواند باشد. در خلاقیت داوری و لحن عاطفی اند. در این مفصل خلاقیت با ترکیب واژه ها برای نخستین بار در فارسی- از حافظه لغوی- آمده اند: “زوزه دراز، خلاء گوشتی، تبار خونی” از شعر دیگر فروغ، تنها صداست که می ماند، مفصل ناالگوریتم زیر می آید:

مرا به زوزه ی دراز توحش

در عضو جنسی حیوان چکار

مرا به حرکت حقیر کرم در خلاء گوشتی چکار

مرا تبار خونی گلها به زیستن متعهد کرده است

تبار خونی گلها، می دانید؟

 

چند نمونه از شاعران کنونی واژه الگوریتم را در شعر خود دارند. شایان فلاح فعال الگوریتم را مترادف شعر آورد: الگوریتم سرودن از تو/ به تو که فکر می کنم/ در خون من جریان پیدا می کنی. سینا محمدی مجد با برخی واژه های ویژه حساب مانند مقسوم یعنی تقسیم گر و اعداد شعر پسامدرن زیر نوشت:

شعر الگوریتم غربال

عدد یک تنهاست

گرچه او در همه جا هم پیداست

همه بر او مقسوم  و خودش  بی مقسوم

جدولی را بنویس  از 1 و 2 تا به 40

 

گزینش واژه ها و بحر شعر را روان می کند. این بیت قیاس بوستان و شاهنامه‌است- کدام روانتر است؟ فردوسی سرود: بَرَد کشتی آنجا که خواهد خدای/ وگر جامه بر تن دَرَد ناخدای. سعدی در بوستان روانتر سرود: خدا کشتی آنجا که خواهد بَرَد/ وگر ناخدا جامه بر تن دَرَد. اگر ادبیات فارسی نرم در اینترنت باشد؛ می توان تم واحدی را در شاعران جستجو و مقایسه کرد.

 

حتما سعدی این بیت فردوسی را خوانده یا شنیده بود. لذا خواسته بود طبع آزمایی کند. ادبیات فارسی در 3 سده پس از فردوسی در معنا ژرفتر شده تکامل یافته تر شد. آیا پختگی شعر در دوره یا یک شاعر رخ می هد؟ آیا سبک خراسانی رودکی و فردوسی به شعر عراقی سعدی و حافظ تکامل یافت؟ در سده 20 آیا شعر مشروطیت به شعر عروضی نیما و سفید هجایی شاملو تکامل یاقت؟

 

دید و بیان هر شاعر منحصر به او ست. ولی اگر موضوع یکی باشد آنگاه می توان سروده های 2 شاعر را مقایسه و ارزیابی کرد. توجه شود: دید در باری از بالا/آسمان به پایین/ زمین سعدی و دید مردمی پایین/ زمین به بالا/ آسمان فردوسی. سرنوشت/ تقدیر کنترل انسان را دارد- تم قرون وسطاست. در جهان مدرن انسان کنترل راه خود را دارد. لحن غرای فردوسی با لحن پداگوژیک/ پند سعدی هم مشهودند. در عصر مدرن نیتچه و سارتر تنهایی و اتکاء بخود انسان را در فلسفه و ادبیات تبیین کردند.

 

آیا می توان شعر حافظ را پخته تر از رودکی خواند؟ استعداد فردوسی بیش از دقیقی و اسدی بود. این داوریها با تجربه خواندن ادبیات فارسی و جهانی باز هم سلیقه ایند. ولی شاید نقادی بتواند این داوری را کمیتی، عینی، مستند بکند. آیا می توان به شعر امتیاز با رای منفی برای اشتباه، بیربطی، نامنطقی یا مثبت برای مفید، منطقی، نو داد؟

 

بجای پاسخ می توان نظر، داوری، عقیده داد. آیا یک شاعر کمال شعری را در خود دارد یا شعر در یک دوره به کمال می رسد؟ آیا پختگی شعر سعدی بیشتر از فردوسی است؛ یا هر یک حوزه کمال خود را دارد؟ آیا سبک هندی بیدل و دهلوی کمال بیشر از سبک عراقی سعدی داشته؛ یا دوره شعری بعد می تواند عقب افتاده تر باشد؟

 

الگوریتم شعر تجرید مهارت تجربی یا اکتسابی شاعر است. می توان در شعر 1000 ساله فارسی الگوریتم را پی گرفت. آیا می توان شعر را با روانی، محتوا، پختگی در 2 دوره اجتماعی مشابه  مرتبه بندی کرد؟ سپس رشد این 3شاکله را تابع زمان نشان داد. آیا فترت شعر از سده های 10-12 م بخاطر دوره اجتماعی یا نبود شاعران تراز اول بود؟

 

مراکز عالی مغز برای ربط حافظه و شبکه حسی، تعبیر ادراک حسی، آغازگر حرکت، تحلیل اطلاعات، استدلال، تجربه هیجانها در هوشیاری فعالند. مغز راست محل حظ هنر و موسیقی، خلاقیت، تخیل، درون بینی/ شهود، بصیرت، 3بعدی، کنترل طرف چپ تن است. کارکردهای مغز چپ فکر تحلیلی، منطق، زبان، استدلال، علم و ریاضی، نویسش، مهارت اعداد، کنترل طرف راست تن اند. هر زبان برای عینیت فکر در ارتباطات است.

 

ذهن 2نوع فکر دارد: 1- متافکر پنهان برای کنترل فکر معمولی است که در خصیصه های محسوس آشکار بیانی زبان تبلور می یابد. متافکر در مغز نیمکره راست به بیان زبان در نیمکره چپ تبدیل می شود. لذا متافکر شامل لحن، موقعیت شناسی، تنظیم حجم صدا، گزینش لغات در مغز راست است. فرافکر و فرازبان برای بیان فکر و زبان بنا به موقعیتی خاص اند. فرازبان مجموعه نشانه ها برای توصیف و تحلیل زبان دیگر است. نمونه: دستور زبان، نقد ادبی، دروس عروض.

 

متا با پیشوند “فرا” در متافیزیک به ماورای طبیعت ترجمه شده است. فکر می تواند نردبانی از یک نقطه به نقطه دیگر در زمان-مکان بوده؛ یا فله ای در انجام یک تصمیم باشد. 2-فکر معمولی در مغز چپ با زبان، منطق، استدلال برای بیان کلامی و ارتباط بکار می رود. زبان منطق، دستور، لغت بکار برده؛ در شعر فکر با کلام بیان می شود. برخی زوجهای صفت-موصوف، فاعل-فعل، قید-فعل در جمله و عبارت قطعه شعر را می سازند.

 

فعالیت ذهنی عالی در 3نوع فکر و برای بیان فکر در زبان، 2 کارکرد الگوریتم در مغز چپ و ناالگوریتم در مغز راست بکار می روند: 1-کلاسیک با فرآیندهای آگاهانه و منطق پایه و الگوریتم بنا به ماشین تورینگ. در رایانه داده به بیت 0، 1 اینکد می شود. با نوع 1 جرقه ها رخ می دهند که “جریان سیال ذهنی” نام دارد. زبان 2نوع الگوریتم نردبانی قابل بازسازی در ماشین دارد. 2-کوانتوم با فرآیندهای سریع ناآگانه با منطق اطلاعات کوانتوم و داده به کیوبیت با “بر هم نهی کوانتومی” و  “در هم تنیدگی.”

 

رایانه این نوعی در مرحله پژوهشی است. نوع 2، نوع 1 را آماده کرده؛ وگرنه انجام وظایف ساده طولانی تر می شوند. نمونه: لکنت زبان یا “چیز چیز” گفتن جانشین واژه های مورد نظر گوینده. اطلاعات کوانتوم پنهان و کامپایل اند. 3- ناالگوریتم دارای احتمال و عدم قطعیت، نوعی فرافکر فله ای مانند بصیرت، چارهجویی، تخیل اند که در ماشین نمی توان بازساخت. منطق فازی و فکرهای نامعمول را در بر می گیرد. نمونه: نیت، کنترل، فراست.

 

حافظه شاعر باید تیز باشد. در بیان گاهی یک نام بلوکه شده؛ کمی بعد بیاد می آید. حافظه سالم است؛ ولی عصب ربط مثلث بروکا و مراکز عالی بلوکه شده؛ بعد رفع می شود. گاهی فرد در حرف زدن، چیز چیز کرده؛ یعنی نام یا واژه دلخواه را نمی تواند در مثلث بروکا ردیف کند. این اختلال در عصب ربط بین مراکز عالی مغز مانند اراده، آگاهی، انگیزه، هدف با شبکه های حافظه حاوی واژه مورد نظر یا نام خاص می باشد.

 

تاکید روی عصب ربط است. زیرا محتوای حافظه مانا بوده؛ کمی بعد بیاد می آید. این اختلال شايع بوده؛ شاید ناشي از نارسائي در تجهيز فرايند توجه براي حفظ اطلاعات لازم در حافظه ي كار باشد. بین حافظه کاری و شبکه حافظه حاوی زبان عصبهای ربط اند. هر چه محتواي اطلاعاتي مغز بيشتر باشد شانس اشكال در بيرون كشيدن يك واژه ي خاص بيشتر مي شود. ارتباطي با الزهايمر ندارد. یعنی اختلال در عصب ربط بین مراکز عالی مغز و شبکه عصب حافظه است. بدون اختلالات مریضی؛ در مغزی سالم، فرد گاهی نام را بیاد نمی آورد ولی چهره را در حافظه دارد. بلوکه نامی در حافظه اختلال حافظه كاری است.

 

آیا می توان شعر را با ماشین سرود؟ پاسخ مثبت است. سرخطهای نوشتن یک برنامه شعرساز در اینجا می آیند. با مفصلهای الگوریتم، لغتنامه و برنامه زبانی شعر ماشینی ساخته اند. یک ماشین می تواند با واژه های گوناگون ولی الگوریتم مشترک  100 ها شعر بسازد. شعر خوب بخش ناالگوریتم هم دارد که با برنامه کتره ای ساز/ رندومیزه گر مفصل سازی می شود. خلاقیت و تخیل در شعر را با فهم ناالگوریتم شاید بتوان در ماشین آورد. جستجو در لغتنامه نیز یک کلمه انتخابی مترادف آن را می یابد.

 

در مغز انسان و ماشین، سریع بودن فکر با کامپایلد بودن میسر می شود. کامپایلر/ تدوینگر سورس به زبان طبیعی/ انسان را به زبان ماشین تبدیل می کند. برنامه سورس بوده؛ کامپایلر آن را به کدهای چکیده تبدیل کرده تا اجرای برنامه سریعتر شود. در سده 20 الگوریتم های فراوانی برای سرودن شعر با رایانه پدید آمدند.

 

با بررسی کلیات شکسپیر، الگوریتم رایانه‌ بنام Fluency نوشته‌ شد که غزل بسبک او می سازد. پذیرش شعر ماشینی در میان شعردوستان هم مسئله دیگری است. البته در قرون وسطا هم اشعار قدما تقلید شده؛ ناشناسانی ابیاتی شبیه یک استاد شعر ساخته؛ اینها در کلیات شاعر بزرگ بر خورده اند. پس عدم قطعیت در رباعیات خیام، غزلیات حافظ، ابیات رودکی وجود دارد. شاید بتوان با الگوریتم رایانه ای، آثار نرم شاعران عتیق، صدق اشعار را راستآزمایی کرد.  

 

در برنامه نویسی رایانه ای لانه nest گاهی چند سطری بشکل حلقه، طوقه، لوپ در بسته یا پکیج یا سابروتین است. این حلقه در جاهای دیگر برنامه خوانده می شود. در شعر ترجیع بند این تکرار را یا واگویی انجام می دهد. برنامه رایانه ای نرمافزار است؛ فلوچارت/ شکل روند مجموع سابروتین/ زیرنامه از نیم تا دو صفحه در دنباله هم است. جستجوگر واژه یابی در بسته/ پکیج  کند. کد الگوریتم برای انواع ورودی و خروجی نوشته می شود.

 

الگوریتم سطرهای شعری را تجزیه نحوی کرده؛ با احتمال لغت بعدی در جمله می توان درجه پیش بینی را یافت. دستور زبان جایگاه کلمه در جمله را تعیین می کند. انحراف از آن به علت اوزان عروضی، سلیقه شاعر، آرایه ادبی را می توان با خلاقیت شاعر ربط داد. الگوریتم در پردازش، یک error تولید کرده که می تواند ناچیز یا متراکم شود.

 

ریتم توالی هجاهای بلند و کوتاه در سطر شعر بوده؛ تناوب و تعداد رکنها در بیت ثابت یا متغیر می تواند باشد. در الگوریتم شعر می توان ریتم را هم گنجاند. ریتم/ وزن عروض با تعدد رکنها برای بحور عمدتا ضربی شاد و تند یا مرثیه و کند می باشد. ریتم بنا به ارکان عروضی است. وزن ادوار از اركان متناوب درست می شود نه از تكرار یك ركن. شاهنامه در وزن حماسی است: فعولن فعولن فعولن فعل.

 

برای مثنوی پند و عرفان، مولوی فاعلاتن فاعلاتن فاعلن بکار برد: بشنو از نی چون حكایت می كند./ از جدایی ها شكایت می كند. وزن با تبدیل هجای ل کوتاه‏، – بلند، +مکث نشانه گذاری می شود. تلفظ واژه را در بیت با یک برای صدادار و صفر برای صامت می توان نشان داد. فاصله گذاری، سطربندی، شعر 2ستونه عروضی و شعر 1ستونه نیمایی را می توان اینکد کرده؛ در کدهای چند خطی در یک پوشه ایندکس کرد.

نیما شعر عروضی 2ستونه را به 1ستونه سطرهای نامساوی تکامل داد:  می تراود مهتاب/ فاعلاتن فع لن// می درخشد مهتاب /فاعلاتن فع لن// نیست یك دم شكند خواب به چشم كس و لیك /فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن. ریتم بنا به تکرار هجاهای بلند و کوتاه در شعر هجایی شاملو به وزن محاوره است. با تقطیع شعر شاملویی، تناوب هجاهای بلند و کوتاه را می توان دریافت. در شعر نو معمولا رکنها وزن ثابت تکراری ندارند.

 

الگوریتم ریتم را هم در 3قاعده زیر می توان نوشت: 1- تقطیع هجایی بلند/ کوتاه شعر. 2- قواعد لازم برای تشخیص وزن شعر خلاصه می شوند. الگوی پرکاربردترین اوزان شعر فارسی در ردیف هجای کوتاه /بلند‏ تهیه می‌شود. 3- بی نیاز به تلفّظ کلمات، با تکیه بر ویژگی‌های توزیعی آواهای فارسی‏، الگوریتم تشخیص خودکار وزن شعر تهیه می‌شود.‎ ‎‏این الگوریتم با کاربرد قواعد عروض و آواشناسی وزن بیت ورودی را تشخیص می دهد. محمدرضا هوشمند اصل

 

شعر عروضی 31 وزن ‏پرکاربرد دارد. الگوریتم وزن برای رایانه برای مقایسه با جدول وزنها برای یافتن نزدیکترین وزن، به وزن بیت ورودی است. اگر شعرها تقطیع هجایی شوند؛ می توان بسامد یک بحر را یافت. الگوریتم لونشتاین در وزن‌ شعر هم بکار می رود. برای آزمون الگوریتم‏، 1300 بیت حافظ و مولانا بکار رفتند. نتیجه آزمون‏، بیش از 98% تشخیص‌ها را درست قلمداد کرد. ارزیابی کارایی الگوریتم‏ دو معیار قرابت وزن و محل هجا در بیت تشخیص وزن‏ را تأیید کردند.‎ محمدرضا هوشمند اصل

هر واژه تکه نخی از چند حرف است. لونشتاین Levenshtein 1965 نوشت: فاصله ویرایش بین 2 واژه کمترین شمار ویرایش مانند دخول، حذف، جانشین یک حرف برای تغییر یک واژه به واژه دیگر می باشد. نمونه جانشین د: برد و درد؛ دخول: ه در پایان رفت، رفته؛ حذف ه: مرد و مرده.

 

خط فارسی 32 حرف، 29 واج، 6تا مصوت، 3تا کوتاه زیر، زبر، پیش؛ 3تا بلند ی، او، آ با تلفظ طولانی تر دارد. وزن هجابندی واجها یعنی صامت، مصوت، مکث، سکوت است. لحن روی تارهای صوتی، گزینش واژه ها، حجم صدا، حتی تمبر صدا اثر گذارد. جمله پرسشی، ندایی، آمرانه، خبری/ تصریحی می تواند باشد.

 

سوسور و یاکوبسون 2قاعده همنشینی برای ترکیب و جانشینی برای انتخاب واژه ها در جمله دارند. جانشینی بخاطر تشابه آوایی عتیق و عقیق و تشابه معنایی/ مترادف عمیق، گود، ژرف رخ می دهد. همنشینی یا نحوی ساختار جمله را سازگار با قواعد دستوری می کند. آیا می توان با واژه های دیگری مفهوم را رساند؟

الگوریتم مدل وافعیت بوده؛ شبه کد آن در یک فایل/ شعر نوشته می شود. یک برنامه کدهای زبان ماشین کمینه اجراپذیر است اما کامل نیست. کار برد دستور در نوشتن الگوریتم باید رعایت شود. برنامه نویسی رایانه ای شعر مانند دیگر زبانهای ماشین عملهای منطق و حساب را بکار می برد. الگوریتم معنی شعر را پدید می آورد. ظاهر شعر نقشه بنا با اجزای فرعی اتاقها، راهرو، حیاط می باشد. هر الگوریتم یک فلوچارت دارد که از شمایلهای هندسی با کارکرد ویژه تشکیل شده. این شمایلها سیستم با ورودی و خروجی و مربع پردازشی انطباقی یا یادگیر است. فلو چارت یک شعر رابطه تمها و مفصلها را تصویر می کند.

 

شعر می تواند کد، بسته، سابروتین، فرمول از یک شعر دیگر را در خود جا دهد یا نهفته کند. الگوریتم حلقه، شرط ، جمله معترضه در شعر چگونه است؟ شعر مانند کد برنامه رایانه ویرایش می شود. آیا کامنت در شعر هم است؟ باید دید راوی در باره تم شعر کنار فاعل شعر هم نظر می دهد. کامنت راوی می تواند عاطفی هم باشد.

 

خطا در شعر چیست؟ خطا/ ارور می تواند دستوری، منطقی، تقویمی، وزنی، تایپی باشد. آیا در سرودن شعر، واژه ها قطعیت دارند یا تابع حال روحی و حضور ذهن شاعر ند؟ کد عنوان/ نام شعر دارد. استعاره، تشبیه، قیاس سنتی با آوردن بسته/ پکیج، لیست/ فهرست الگوریتم‌ها، جداول هجاها، تصویرها کمک می کند. کاربرد منطق اگر، آنگاه، وگرنه، این و آن، این یا آن، نه این نه آن را برای تولید سطرهای شعر ماشینی ضروری است.

 

تطابق  و همخوانی بین فاعل و فعل برای ارتباط، درست باید مراعات شود. ساختار جمله را بنا به فعل می توان تقطیع کرد. در روایت سری جملات نیز از منطق فضازمانی پیروی می کنند. صفت و مصوف باید سازگار باشند؛ مانند “زوزه ی دراز توحش” نه توحش دراز زوزه. تطابق فعل و فاعل نادرست مانند کسی که مثل هیچکس نیستیم؛ کسی مفرد فعل مفرد می خواهد.

 

فعل در جمله بیشترین اطلاعات را داشته؛ 2 قاعده دارد: 1- تطابق فعل و فاعل مانند کسی که مثل هیچکس نیستیم؛ کسی مفرد فعل مفرد می خواهد. سطرها با فعل ساختار 2جزیی فاعل +فعل؛ نمونه: باد آمد. 3جزیی نهاد، مفعول، فعل؛ نمونه: سگ بیمار شد. 4جزیی نهاد، مفعول، متمم، فعل؛ نمونه: پسر نامه ای به پدر نوشت. فعل در دستور زبان 5 خصیصه دارد: زمان، شخص، وجه، رویداد، حالت. هر فعل می تواند در هر 5خصیصه ابهام بسازد. هر فعل در حالت مصدری دو بن مضارع و ماضی دارد.

 

در فارسی ساختار فعل ۵ گونه است: 1- فعل ساده- مصدر آن یک کلمه است؛ خوردن. 2- فعل مرکب- صفت یا اسم بعلاوه فعل ساده است؛ ضربه زدن. 3- فعل پیشوندی- پیشوند بعلاوه فعل ساده است. 4- فعل لازم- نیاز به مفعول ندارد؛ بادآمد. 5-عبارت فعلی- دسته ای از کلمات حرف اضافه دار هستند. شاعر با حذف فعل جمله را با ابهام می کند. او با تغییر جای فعل در چینش جمله- ریتم، واجآرایی، آشنازدایی دستوری می سازد. http://www.behnambadri.matrod.org/line-3/post-6.php

 

در شعر برای تنظیم فاصله بین مفصلها و گذار از یک تم به تم دیگر در ابیات عمودی دستور از شبکه خلاقیت بر تحریر شعر سوار می شود. تم یک تصویر، عمل، گفتگو می تواند باشد. ریتم تم بسآمد عوض شدن موضوع در سطور شعر است. سرعت تغییر تم بستگی به حاشیه رفتن در سطر و تعداد واژه و هجا دارد. در شعر جمعه فروغ سطور کوتاه و بی فعل اند. تم در شعر می تواند موتیف های مفصلی یا کل شعر باشد. هر مفصل می تواند یک صحنه، جملات می توانند قابها در فیلم باشند. در شعر فروغ در بالا موتیف ها خانواده، محله، خانه ترسیم شده؛ کل شعر موتیف ناجی دارد.

 

منابع.  ‏2018‏/02‏/22 http://qa.parsilatex.com/faq الگوریتم پرسی لاتک

http://www.behnambadri.matrod.org/line-3/post-6.php بهنام بدری 1390 الگوریتم سازنده سطر شعری  

الگوریتم تشخیص وزن عروضی شعر فارسی با تکیه بر ویژگی‌های توزیعی آواهای فارسی و محاسبه ظرفیت کانال تشخیص-محمدرضا هوشمند اصل | محمدکاظم کهدویی  1393سید مجتبی جعفری قمصری

سیستم هوشمند تشخیص وزن عروضی اشعار فارسی. محمد مهدی مجیری. استاد راهنما: دکتر بهروز مینایی. شهریور 1387

 

الخوارزمی، ریاضیدان 750-850م با کتاب الجبر و المقابله، الجمع و التفريق بحساب الهند، زيج یا جدول‌های اخترشناسی با کاربرد سینوس.