افزایش مداخله ها و تشدید دخالت اسلام آباد در افغانستان نتیجۀ نابکاری کابل و دپلوماسی ناتوان آن است

 

نویسنده : مهرالدین مشید

موجودیت حکومت نابکار و فاسد و نبود یک حکومت متمرکز و مقتدر ملی و دارای استراتیژی واحد و هدفمند در کشور افزون بر نداشتن یک دستگاۀ دیپلوماسی فعال و خط روشن سیاسی سبب شده تا افغانستان به میدان جنگ بین المللی بدل شود و کشور های منطقه و جهان در پیوند به سرنوشت شهروندان افغانستان در رابطه به صلح و جنگ تصمیم بگیرند. از همه مهمتر این که افزایش اخنلاف روزافزون در حکومت در موجی از فساد گسترده و قانون شکنی های آفتابی نه تنها از باورمندی مردم نسبت به حکومت به اندازۀ کافی کاسته است؛ بلکه از اعتبار این حکومت در میان کشور های منطقه و جهان نیز کاسته است. این عوامل دست به دست هم داده و برای کشور های دیگر فرصت داده است تا به بهای مداخله در مورد افغانستان بدون حضور کابل در مورد این کشور تصمیم بگیرند. چنانکه چند روز پیش شاهد گفت و گو های سه جانبۀ چین، روسیه و پاکستان در مسکو پیرامون اوضاع افغانستان به بهانۀ خطر داعش و پیشنهاد بیرون شدن نام رهبران طالبان از فهرست سیاه در حالی انجام می شود که نشست های چهارگانۀ پاکستان، چین، امریکا و افغانستان به دلیل تخطی پاکستان از فیصله های این نشست از سوی افغانستان تحریم شد. در نتیجۀ نشست های یاد شده قرار بر آن شد که کشور های حاضر در نشست در صورت عدم پذیرش طالبان بابد برضد آنان عملیات کنند؛ اما پاکستان بر رغم رد فیصله های این نشست از سوی طالبان برای سرکوب کردن آنان افدامی نکرد. این سبب شد تا پاکستان مورد خشم و انزجار امریکا و شماری از کشور های غربی قرار بگیرد و به انزوای سیاسی برود؛ اما دستگاۀ سیاست گذاری پاکستان که خیلی فعال و موقع شناس است، توانست تا از کشیده گی میان مسکو و واشنگتن در سوریه به نفع خس از رویارویی مسکو و واشنگتن در سوریه دسته بندی های جدیدی در جهان شکل گرفت که می توان گفت سزآغاز یک تحول جدید بنا بر منافع استراتیزیک کشور ها در صف بندی های جهانی در پیوند به قضایای گوناگون می باشد. این تحول در واقع اجماع جهانی نیم بند مبارزه با تروریزم را بیشتر شکست و فصل جدبدی در روابط کشور ها را بوجود آورد. از این رو نزذیکی موضع مداخله گرانۀ کشور های پاکستان، چین و روسیه در مورد افغانستان تازه نیست. هرچند مداخلۀ پاکستان در افغانستان از چندین دهه بدین سو به همگان آفتابی است و اکنون توانسته است تا به کمک چین به مثابۀ کشور دوست سنتی پاکستان، روسیه را نیژ با خود همگام کند. این در حالی است که مداخله و عدم پای بندی پاکستان به فیصله ها و قرار های منطقه یی و ببن المللی به کشور روسیه و چین روشن است و این دو کشور می دانند که پاکستان حامی تروریزم و لانه تمامی تروریستان جهان است که از سوی این کشور تمویل، تجهیز و رهبری می شوند؛ اما پاکستان توانسنه است تا با استفاده از دپلوماسی فعال روسیه و چین را به محور منافع خویش برضد مردم افغانستان بکشاند؛ مگر چین فراموش کرده است که آن چهار بمب گذار در سینکیانگ چین در پاکستان آموزش دیده بودند که پیش از انجام عملیات انتحاری از سوی نیرو های امنیتی چین از پادرآورده شدند. چین خوب می داند که مار های افعی تروریزم در پاکستان در آستین شبکۀ آی اس آی پاکستان خوابیده اند و چند ماه پیش شاهد تخطی پاکستان از فیصلۀ نشست چهارگانه در مورد طالبان بود؛ اما این پاکستان توانسته است تا با علم کردن و بزرگ جلوه دادن خطر داعش روسیه و چین را به قول معروف به تار خام ببندد و پشتیبانی آشکار خود از طالبان را توجیه کند. در حالیکه به گفتۀ مقام های افغان هشتاد درصد داعشیان در شرق کشور شهروندان پاکستانی اند. این می تواند دلیل پیروزی آن در عرصۀ دپلوماسی باشد که دپلوماسی حکومت خواب برده و فاسد را به صفر تقرب داده است و خیال بافی های دروغین و اختلاف برانگیز ارگ و سپیدار را برای مهار تروریزم به یاس کامل بدل کرده و به افتضاح کشانده است. به قول معروف از ما است که بر ما است، حالا هرگونه ابراز نگرانی نمی تواند از جرح و زخم مداخلۀ پاکستان و فیصلۀ نشست سه گانۀ پاکستان، چین و روسیه برضد افغانستان چیزی بکاهد. چنانکه طالبان از نشست مسکو استقبال کردند و اما حکومت افغانستان در مورد نشست مسکو ابراز نگرانی کرد و گفت که این نشست اگر با حسن نیت هم انجام شده باشد، در غیاب افغانستان پذیرفتنی نیست و سخنگوی وزارت خارجه تاکید کرد که تنها افغانستان حق پبشنهاد بیرون کردن نام طالبان از فهرست سیاه را دارد. این نشست با این اعلامیه در مقابل کابل قرار گرفته است؛ زیرا چند روز پیش کابل از سازمان ملل تقاضا کرده بود که رهبر طالبان را شامل فهرست سیاه کند. هرچند جزییات دیگر این نشست چندان رسانه یی نشد و تنها موضوع پیشنهاد بیرون شدن طالبان از فهرست سیاه به رسانه ها درز کرد. پاکستان و چین بحیت دو کشور همکار و متحد سنتی در پیوند به ابراز نگرانی کابل چندان واکنش نشان ندادند و از برابر آن بی تفاوت عبور کردند، تنها روسیه اعلان کرد که هدف از این نشست کشاندن طالبان بهمیز گفت و گو ها و کمک به روند صلح افغانسنان بوده است که روسیه هیچ گاهی طالبان را کمک نظامی نخواهد کرد؛ اما زمانی در این نشست بحث بر سر داعش هراسی و بیرون شدن نام طالبان از فهرست سیاه بود، چگونه ممکن است باور کرد که روسیه و حتا چین اسلحه را در اختیار طالبان قرار ندهند؛ هدفی که پاکستان با از دست دادن کمک های مالی امریکا هزینۀ جنگ طالبان را تدارک دیده است. چنانکه در این روز ها تبصره های به نشر رسیده اند که حاکی از تغییر استراتیژی امریکا و کاهش هزینه های جنگی طالبان می باشد. گفته می شود، ملا گل آغا مسوول مالی طالبان پس از تهدید

پاکستان وارد هلمند شده است. ملا گل آغا نخواسته تا پول را در اختیار منصور بگذارد. این در حالی است که شماری از رهبران طالبان به نسبت اختلاف با شماری از اعضای شورای کویته به هلمند رفته اند. هرچند طالبان انتقال شورای کویته به هلمند را رد می کنند و اما خبر هایی از انتقال شورای پشاور به ارزگان نیز به رسانه ها رسیده است. قهرمان مسوول عملیات هلمند هم این را تایید کرد که طالبان سه نفر را برای بررسی پول به هلمند فرستاده اند که ملاصدر ابراهیم رییس شورای طالبان در هلمند و ملا عبدالمنان والی هلمند و ملا گل آغا شامل آنان می باشد و بنا بر اختلاف با رهبر طالبان و تهدید پاکستان به هلمند رفته اند. ملاگل آغا شخص نزدیک به ملا منصور بود که پس از کشته شدن او اختلاف در میان طالبان افزایش یافته است که حالا ملا گل آغا و ملا شبرین و ملا عبدالمنان والی پیشین طالبان و ملا صدر ابراهیم از افراد قدرتمند طالبان اند و گفته می شود که ملا هیبت الله نقش سمبولیک دارد. از این رو هیبت الله اختیار و توانایی منصور را نداشته و هم از مقرری و برکناری طالبان عاجز می باشد. افزایش اختلاف میان طالبان و قورتمندی آنان در میدان های جنگ و حتا سیاست به این واقعیت مهر نایید می گذارد که پاکسنان در عرصۀ نظامی و سیاسی نه به مثابۀ لابی؛ بلکه بحیث رهبر و رهنما و حامی بیشترین بار مسوءولیت های جنگی و سیاسی طالبان را به پیش می برد. آشکار است که نشست مسکو به ابتکار پاکستان و میانجیگری چین برگزار شده است که ایران نیز در از عقب آن را یدک می کند. هرچند ایران در نزدیکی مسکو با طالبان نیز نقش دارد و نخستین گفت و گو های طالبان با روسیه در ایران انجام شده است. چنانکه ملا منصور در هنگام بازگشت از ایران در سرحد میان پاکستان و ایران در بلوچستان کشته شد. حالا طالبان در مشهد و زاهدان و تهران دارای دفتر ها اند و جگجویان شان در آن محل ها از سوی سپاۀ پاسداران ایران تجهیز می شوند و آموزش می بینند. پیشدستی های سیاسی اسلام آباد، حالا کابل را در تنگنای نظامی و سیاسی برده و کار از دست کابل را ربوده است و نقش آن را کمرنگ کرده است. دلیل اش آسکار است؛ زیرا کابل نه تنها سخت تر از درد زایمان درگیر اختلاف است و ارگ در انبوهی از فساد اخلاقی و اداری ضجه می کشد و پس و پیش کردن های معاون اول رییس جمهور هوش از سر مردم را ربوده است که آنان از دیده درایی لوطی ها و زانی ها از معاون نخست تا به پایین نزدیک است شاخ حیرت بکشند. آشکار است که این فضای سنگین در موجی از انحراف های اخلاقی، فساد فراوان اداری و قانون شکنی ها فرصت خوبی برای دشمنان قسم خوردۀ افغانستان است تا به گونه های مختلف از مردم افغانستان انتقام بگیرند. این سبب شده تا روسیه در تبانی با پاکستان انتقام شکست افتضاح بار دوران تهاجم شوروی پیشین را زیر نام خطر داعش از مردم افغانستان بگیرد. در این میان تنها مردم مظلوم افغانسنان اند که باربار قربانی داده اند و می دهند و ارگ و سپیدار نشینان با پاسپورت های خارجی در جیب در کمین نشسته اند تا به مجرد به صدا درآمدن زنگ خطر ارگ و سپیدار را به قصد کشور های دوم خود ترک کنند و شهروندان بیچارۀ افغان را در سیاه روزی تجاوز های پیهم قرار بدهند. یاهو