اصلاح نسل خودشیفتگان

نویسنده: هدایت الله ذاهب

نسل جدید سه برابر بیشتر دچار بیماری اختلال شخصیتی خودشیفتگی (Narcissist personality disorder) از گذشتگان‌اند و همه‌گیر شدن روزافزون این بیماری انسان شناسان و روان شناسان را نگران ساخته است. همه‌گیر شدن این بیماری زمانی اوج گرفت که نویسندگان آغاز به تأکید اعتمادبه‌نفس بیش از حد و مثبت‌گرایی در کتب خویش تحت عنوان‌های چون راه‌های رسیدن به موفقیت، چگونه پولدار شویم، چهار قدم تا موفقیت، در مدت یک ماه مشهور شوید، ده عادت پولداران و غیره کردند. با همگانی شدن و قابل‌دسترس شدن اینترنت و شبکه‌های اجتماعی شیوع خودشیفتگی به اوج رسید و نسلی را به بار آورد که تشنۀ شهرت و بزرگ‌ترین دغدغه‌شان اعتبار دهی به شخصیت خود و ملقب شدن به بزرگی است. اما این اعتمادبه‌نفس اگرچه در ساحه‌ی کاری و جلب‌توجه کوتاه‌مدت تا اندازه‌ی ممد واقع شد اما در زندگی اجتماعی و روابط درازمدت تأثیر برعکس داشته و نسل ازخودراضی را به بار آورد که نتوانستند روابط حسنه با دیگران و مولد جامعه‌ی فردگرا باشند.

خودشیفتگان نسلی هست که به کوه بالای می‌روند نه به‌خاطر اینکه دنیا را ببینند بلکه به‌خاطر اینکه دنیا آن‌ها را ببیند. زمانی بود که مردم میزهای کاری، دیوارهای اتاق و بکسک‌های جیبی خویش را با تصویر فامیل مزین می‌ساختند ولی امروز تلفن‌های هوشمند مملو از صدها تصویر سلفی و اثاثیه‌ها است که آماده‌ی به رخ کشیدن می‌باشد.

جوانان خودشیفته دگر با بزرگ‌ترها نشست‌وبرخاست نکرده بلکه نشست‌وبرخاست با بزرگ‌ترها را کسر شأن می‌دانند زیرابه بزرگ‌ترها به دید حقارت می‌نگرند ولی غافل از اینکه گوش دادن و گفتگو با بزرگان به رشد آن‌ها کمک کرده و کسانی‌که تنها با جوانان هم‌سن خویش نشست‌وبرخاست دارند کمتر به پختگی می‌رسند. خودشیفتگان احساس یکدلی با دگران را ازدست‌داده، احساسی برای دگران نداشته و ذهناً در درک دیدگاه‌های دگران مشکل‌دارند، اما در عین حال تمرکز ادراکی این خودشیفتگان منحصر به این است که چطور خود را با برندها (brands) ملبس ساخته و قیمت خویش را به رخ دگران بکشند.

رسانه‌های جمعی با نشان دادن خواب‌های خودشیفتگی، شهرت و تفاخر، تشویق مردم برای ستاره بودن و دادن احساس تنفر از مجموعه‌ها به همه‌گیر شدن این بیماری کمک کرده و حجابی در مقابل درک زندگی مبتذل خودشیفتگی اند. از سوی دگر رسانه‌های اجتماعی بهترین مکان برای ابراز و رشد دادن خودشیفتگی است. مردم با نشر چند سطر در رسانه‌های اجتماعی و گرفتن چند پسند (like) و چند تبصره‌ی تحسینی احساس می‌کنند که قله‌های علم و دانش را فتح کرده‌اند و خودشیفته‌تر می‌شوند. این لایک‌ها و تبصره‌های تحسینی به‌جای اینکه آن‌ها را تشویق به رشد و کوشش بیشتر کند به آن‌ها حس کامل بودن داده و آن‌ها با بازنشر سطرهای گرفته‌شده از صفحات اینترنتی (که بعضی از سطرها را حتی خودشان درک نمی‌توانند) معتاد لایک‌ها و تحسین‌ها شده و مانع رشدشان می‌شود. کسانی‌که علاقه به علم و دانش ندارند با نشر تصویرهای فتوشاپ شده و تغییر داده‌شده و گفتارهای بلند پروازانه با گرفتن لایک‌ها و تبصره‌های تحسینی به شهره‌های قلابی مبدل می‌شوند. این لایک‌ها و تبصره‌های تحسینی بر علاوه‌ی اینکه به خودشیفتگی می‌افزاید، انسان‌ها را تنبل ساخته و عادت می‌دهد تا متقاضی تحسین برای کارهای که خود نکرده‌اند و چیزی که خود نیستند شوند.

در این میان افزایش قابل ملاحظه در اصلاح گران دینی و اجتماعی نیز به کثرت دیده می‌شود که کارشان قابل قدر است اما اکثریت این اصلاح گران (که بعضاً به داعیان نیز مسمایند) یا خودشان از بیماری خودشیفتگی رنج می‌برند (و هیچ‌گاه حاضر نیستند که کدام نظر خویش را اشتباه بپندارند) و یا مخاطبان خودشیفته‌ی خویش را نمی‌شناسند بناءً گفته‌های که فکر می‌کنند اصلاحی است تأثیر برعکس تولید می‌کند، زیرا خودشیفتگان از نقد و غلط تلقی شدن سخت نفرت دارند و باید طوری مخاطب قرار گیرند که مشکل خویش را درک کرده و سخنان اصلاحی تأثیرگذار باشد.

صادقانه باید اعتراف کرد که شاید من هم و شما هم قربانی این بیماری باشید پس تقاضایم از شما و از خودم این است که اگر احساس خطر از این بیماری می‌شود پس به زودترین فرصت به علاج آن بپردازیم قبل از اینکه تاروپود ما را فاسد سازد و نیت نیک ما برای اصلاح سبب فاسد سازی جامعه شده به تکفیری و تفسیقی مبدل شویم. در خبر است که دانستن مشکل نصف راه‌حل است، پس به امید بیداری خویش و سایرین از بررسی خویش آغاز میکنیم.