استمرار «بازی شیطانی » صلح

بدون شک صلح ضرورت مبرم و خواست برحق مردم خسته از جنگ کشور وحق مسلم وانسانی باشنده گان افغانستان میباشد وهراقدام صادقانه و انسانی درراستای تامین صلح پایدارمبتنی بر حفظ ارزشهای مدنی و دموکراتیک ، با تضمین های در خوراعتماد ، با درنظرداشت نورم ها و پرنسیپ های قبول شده جهانی ، قابل حمایت است . ای کاش در سر زمین جنگ زده ما صلح تامین و مردمان رنج دیده مان از عذاب و رنج انفجار، انتحار، انزجار و نفرت رهایی یابند و گل های سر سبد مهاجرش دو باره در بهارسبزمهین مان به دامن مام وطن رخت سرخ سفر بندند ، وای کاش خوش بینی و اوپتیمیزم مان از شاخ و بن های مستحکم وانگیزه های عینی قوت وارمغان می داشت واما صد افسوس اینکه تحلیل ها نقد ها وموشگافی  تلاش های کنونی « صلح » از لحاظ شکل ، مضون ، ظرفیت ، توانای خواست واراده طرف ها ، اهداف ، شیوه عملکرد و اراده میانجی گران آن حدیث یاس و نا امیدی را زمزمه میدارد ، بنابرجهت قبل ازینکه در مورد شکل ، مضمون ، طرف ها ضرورت و … تامین صلح در افغانستان مکث نماییم به نظرم پاسخ به چند سوال آتی به گونه آغاز کلام ضرور و در خور دقت و توجه میباشد

. 1. _ آیا در عصر کنونی که تقریبا همه عرصه های زنده گی اجتماعی سیاسی و فرهنگی جوامع بشری … در پیوند با رشد تکنالوژی مدرن، جهانی شدن و دیجتالیزه شدن دستخوش دیگرگونی های بزرگ گردیده و اهنگ رشد عرصه های مختلف علم و فناوری،گستره های جدید و روزنه های بزرگ یاس وامید ها را بر رخ بشرمی گشاید با طالب این گروه عقب مانده قرون اوسطای که به جز از قرآن و حدیث آنهم با تفسیر و توجیه تندروانه خود شان چیزی دیگری در چانته نداشته و از علم فن متداول در پهنای گسترده گی   امروزین آن خبری ندارند ، میتوان به گونه مدنی انسانی علمی و متکی بر حقوق شهروندی با در نظر داشت نورم ها و معیاردموکراتیک و قبول شده انسانی جهان آزاد امروزین پای میز مذاکره نشست و به توافق رسید ؟؟؟

2.ـ آیا طالبان گروه منسجم یکپارچه و دارایی رهبری واحد و مرکزمستقیل تصمم گیری اند ؟

آیا این گروه متحجرو قرون اوسطایی بدون خواست و اراده پاکستان قادر به تصمیم گیری است ؟ آیا اداره استخبارات پاکستان می تواند بدون اجازه ، مشوره و همکاری امریکا و متحد ینش و یا حتی می خواهد در پروسه صلح نقش مثبت داشته باشد ؟؟؟

3 . _  ایتلاف امپریالستی به رهبری امریکا منحیث طرف اصلی و عامل خارجی ، «احزاب جهادی »  قوماندانان داخلی «چهره ها و شخصیت های سیاسی» طالبان نیکتای پوش، مستخدمین ارگان های استخباراتی بیرون مرزی چون کرزی ،احمد زی ،عبدالله ، اتمر، قانونی ، سیاف ، گلبدین ، محقق و …  منحیث طرف فرعی و عامل داخلی می خواهند صلح پایدار عادلانه و حاکمیت قانون در افغانستان تامین گردد . آیا امریکا و متحدانش می خواهند با در نظر داشت منافع همسایه های افغانستان به خصوص ایران ازبیکستان ، تاجیکستان و ترکمنستان به تامین صلح در مبادرت نمایند ؟؟؟ آیا امریکا می خواهد در پروسه« مذاکرات صلح » نقش و منافع سایر بازیگران مانند هند و به خصوص روسیه را در نظر بگیرد ؟  

  بدون شک می توان به موارد دیگری نیز علامت سوال گذاشت اما موارد بالا شاید مبرمترین نکاتی باشند که یافتن پاسخ بدانها در تحلیل ، تدقیق  ، کنکاش، نقد و بررسی درامه صلح با طالبان و نقش بازیگرانش ما را یاری خواهند رسانند .

در مورد یکم از نظر من پاسخ بدون شک منفی می باشد زیرا طالبان با در نظر داشت تقاضا های دروغین غیر عملی و پا فشاری بر ایجاد امارات اسلامی ، امیرالمومنین ، خروج کلی نظامیان امریکا و …نمی توانند در یک مذاکره متمدن سهیم باشند ، هر گونه مذاکره به خصوص در مذاکرات که موضوع تامین صلح ، ختم خون ریزی، کنارگذاشتن سلاح احترام به قوانین مدنی ، دموکراسی ، حق شهروندی ، تساوی حقوق مرد و زن و … مطرح باشد ایجاب گذشت ، کامپرامایز ، دید علمی و منطقی به انسان و انسانیت ، قبول جهان و جهان بینی ها ، احترام به دیدگاه های متفاوت ، داشتن آگاهی ، درک و صحه گذاشتن به میثاق های قبول شده بین المللی مانند منشورو یا اعلامیه حقوق بشر، حق ازادی بیان مذهب عقیده و…. را دارد که متاسفانه آگاهی درک و بخصوص قبول ارزش های متمدن امروزی از جانب طالبان با سوال بزرگ توام است . یکی از تقاضا های طالبان تا جای که از حلقوم سخن گویان این گروه بیرون داده می شود مسله اخراج قوت های خارجی است ، آیا عقل سلیم می پذیرد که امریکا پایگاه های نظامی و سپاه و لشکرش را به خاطر تامین صلح و خواست و خواهش طالبان از افغانستان خارج نماید .؟ درهمین اواخر موضوع خروج کمیت 7000 نفری لشکر امریکایی ها با شدت سر زبانهاست برخی این عقب نشینی را دال بر ضعف اقتصاد امریکا، برخی تلفات جانی سربازان امریکای، بعضی ها نیاز بازارهای انتخابی داخل و خارج ، بعضی ها این اقدام را بر هوشیاری و یا احماقت ترامپ … توجیه و تفسیر مینمایند . هستند کسانی که باز هم به قهرمانی …. افغانها و تکرار خروج روس ها فال می بینند و باز مردم را به بستن تکه های سرخ وسبز به درختان جنت توصیه می کنند . شاید در همه این خوشبینی ها و بد بینی خوشه های از خرمن منطق وجود داشته باشد اما واقعیت امر اینست که :

امریکا  بعد فرو پاشی شوروی به هژمونی نظامی سیاسی و اقتصادی اش در جهان و به استقرار نظام بین المللی یک قطبی کاملن معتقد بود و بی هراس به هر سوی جهان حمله و در هر جای از دنیا مطابق میل خود و بدون ارج و حرمت به تصامیم و فیصله های سازمان ملل میتاخت و از کشته پشته می ساخت اما در شرایط و اوضاع متشنج بین المللی کنونی که جهان به گمان اغلب آبستن و دست خوش تغیرات غیر قابل پیش بینی میباشد کشور چین منحیث مانع و رقیب سر سخت اقتصادی و کشور روسیه در وجود پوتین منحیث رقیب نظامی به خصوص بعد حوادث نظامی سوریه و آزمایش موشک های جدید با سرعت و مانور های غیر قابل تصور برارمان یکه تازی جهانی امریکا اگر نقطه پایان نبوده باشد حد اقل این تخیل وآرمان امریکا را با جدیت به چالش کشیده است . چنانچه حتی اکنون در مسایل مربوط به کشور ما که امریکا خود را حاکم بی بدیل بر سرنوشت ان می داند نمی تواند کاری را بدون توجه به منافع چین و روسیه انجام دهد. به گونه مثال اگر در نمایش مذاکرات باراول «صلح» ماسکو توانست مانع اعزام هییت دولتی افغانستان شود به تعقیب ناگزیز به اعزام خلیل زاد امریکایی افغان تبارنماینده خاص اش گردید . اگر امریکا به نمایش درامه مذاکرات صلح با طالبان در قطر متوصل می شود ماسکو اجلاس فبروری طالبان ، نماینده گان طالب شده خلقی ها ، گروپ های مافیای افغانی سوستوپل ، کرزی ، قانونی ، محقق …. را سازمان دهی می کند .

بنابرین از هر بعد و گوشه که بدین بازی ها بنگریم در آ ن پایان منطقی جنگ و تامین صلح تاریک و مکدر به نظر می رسد. هراس آن وجود دارد که تغیرات امروزی نه تواند امریکا را به قبول واقعیت و عقب نشینی در مقابل حریفانش وقبول چند محوری شدن جهان وادار سازد و برعکس باعث ان گردد تا امریکا به تلاش وجنون بیشتری متوصل شود که ارمغانش خون ، دود و آتش بیشتر باشد .

پاسخ به پرسش دوم نیاز به ژرف نگری ندارد ُزیرا مجاهد ، طالب ، القاعده ، داعش … همه حلقه های یک زنجیر اند که با مهندسی و انجیری امریکا و متحدانش و مزدوری و حمالی سعودی و پاکستان و عُشر و زکات سایر شیخ ها و آخوند ها برای تحقق آرمان های امریکا بر علیه شوروی  درزمان جنگ سرد آغازو اکنون هم علیه روسیه و چین و اهداف استراتیژیک منطقوی و فرا منطقوی آنها به گونه های مختلف درزمان و مکان های مورد نظر کار برد دارند. « دوستان که می خواهند بیشتر با چون چرا های ساختار و چگونگی ایجاد و گسترش گروه های اسلام سیاسی امریکا « کمر بند سبز » آشنا شوند می توانند به کتاب « بازی های شیطانی » اثر رابرت دریفوس  مراجعه فرمایند .

انچه به کشور پاکستان منحیث رهنمای معاملات درین بازی مربوط می شود، این است که از یک طرف درین معامله نفع اقتصادی بدست می آورد و از طرف هم در پیوند با استخبارات انگلیس و امریکا با دقت نقشه ها و پلانهای آنها را در منطقه منحیث پسر ادبتیف استعمار اجرا و عملی میدارد  بنابرین طالب به هیچ صورت خارج از زنجیره همین مناسبات طراحی شده کاری نمی تواند انجام دهد، پس به اینهمه علعله و غلغله صلح نباید به چیزی بیشتر ازتداوم همان « بازی شیطانی » و فریبنده نگاه کرد . زیرا منافع امریکا و غرب در افغانستان نه درتامین صلح بلکه در تداوم جنگ فرسایشی و زمان گیر نهفته است . اگر امریکا واقعن به تامین صلح در افغانستان صادق می بود و یا صادق باشد از بین بردن طالب وخشکاندن کانال های اکمالاتی این گروه با در نظر داشت امکانات تخنیکی و نظامی اش باید کار بیشتر از6 ماه نمی بود .یکبار به بر خورد روسیه با گروه های بزرگ تروریستی در سوریه دقت نمایید سوریه که حتی در دمشق هم داشت کنترولش را از دست می داد اکنون نه تنها داعش و … را از بین برد بلکه امید های ترامپ را مبنی بردوام لجاجت و حمایت از تروریست ها نیز از بین برده باعث اعلان خروج کلی نیرو های امریکایی از سوریه گردید .

این دیگر پر واضح است که طالب داعش مجاهد و … پروژه های ساخته شده و اپراتیفی امپریالیستی میباشند که متاسفانه با رنگ و بوی قومی مذهبی و … درکشور ما محتوای اصلی انرا ستر و اخفا نموده اند . نه در افغانستان نه در یمن نه در سوریه نه در عراق نه در اوکرایین جنگ ها به صلح و امنیت نمی انجامند بلکه در صورت ضرورت محور ها ومراکز جدید تشنج را بوجود می آورند مگر اینکه امریکا روسیه چین … یکبار دیگر مانند کنفرانس تهران که بعد جنگ دوم جهانی به اشتراک استالین چرچیل و روزولت به تقسیم جهان به حوزه های منافع حیاتی شان به توافق رسیدند به توافق برسند که تا کنون تناسب امکانات اقتصادی ، نظامی و سیاسی این مقطع زمانی و تقابل جدید قدرت ها ، به باورم به خون اتش و ویرانی های بزرگ و بیشتر نیاز مند است .

جای تاسف اینست که مردم ما به خصوص روشنفکران کشور دارند با دشواری و تعلل به اهداف شوم و شیطانی اشغال گران متوجه می شوند                                                                                                   

وقتی به لغزش ها ، اشتباهات، موضع گیری ها ، دیدگاه ها ، بینش ها ، گرایشات … بخشی از به اصطلاح « روشنفکران » « روشنگران » « سیاسیون»  « تحلیل گران» « فعالان جامعه مدنی» و … افغانستان طی همین 4 دهه اخیر نظر گذرا انداخته شود متوجه می شویم که این مردم بد بخت و کشور بیچاره ما تا چه حد نه تنها در گرو عناصر فروشی ، معامله گر، نوکر دیسانت شده ، متحجر، بیگانه پرست، جبون  ، ابن الوقت وفرصت طلبی بنام مجاهد تکنوکرات ودموکرات بوده اند ، بلکه « روشنفکران » چپ و راست نیز درین جفا و جرم شریک اند . همین گویا روشنفکران که در کنار تنظیم ها در کنار قبیله پرستان در کنار زبان قوم سمت و …. پرستان قرار دارند در زمان حاکمیت ح دخ ا همین قشر مرتجع از همه بیشر کمونیست و انترناسیونالست بودند در سفارت ها وزارت ها در کمیته های ولایتی شهری و … حزبی به دیگران درس های انقلابی می دادند در نوشته ها ، سخنرانی ها، خطابه ها این جا و آن جا در جهت مدح و ثنای لنین و رهبران وقت شوروی رهبران ح د خ ا سوسیا لیزم کمونیزم و … حلقوم پاره می کردند از لباس سرخ جامه برتن و کلاه و کالا سفیدان را به مرمی می بستند و اکنون که دیگر چلو صاف شان از آب تهی شده است معلوم می شود که معاش خور چندین دم و دسترخان بوده اند ، بخشی از همین ها می روند در کنار قبر مزاری زانو میزنند، برخی ها به دست بوسی حکمتیار ازهم دیگر سبقت می جویند ، عده هم در پای قبرمسعود حمد و ثنا می خوانند یا هم حلقه غلامی کرزی ، احمد زی خلیل زاد و …. را به گوش کرده اند . پس کشوری که مردمش در خواب تحجر، در بند فقروبیسوادی ، جهل و تفرقه  باشند ، بخش بزرگ از روشنفکرانش به گونه های مختلف آبرسان آسیاب ارتجاع استعمار و امپریالیزم شوند ، ملا ، مولوی و روحانی اش مانند سگ شکاری از پی دالر و کلدار آیت و حدیث خوانند سرنوشت شان جز جنگ ، خون آتش ، فقر و بد بختی چیز دیگری نخواهد بود . واین « بازی شیطانی » ادامه خواهد داشت

 

                                                                                    محمد یوسف

دنمارک 24 فبروری 2019