ازدواج بادختر صغیره

 

سن بلوغ در اسلام

قبل از همه باید گفت که در تعیین سن ازدواج دختران و پسران اسا سآ  دو نظریه وجود دارد یکی فهم ودید شرعی ودیگری هم دید وفهم قوانین که توسط بشر وضع شده است .
از فهم قرآن عظیم الشان سن ازدواج برای دختران معین نشده است . ولی در قرآن عظیم الشان اصطلاحات چون :«بلوغ»، « بلوغ حلم»، « بلوغ نکاح»  و « بلوغ اشد» تذکر یافته است که از فهم این آیات واین اصطلاحات میتوان به نحوی از انحا سن بلوغ و سن ازدواج را به دست آورد.
واضحترین حکم در مورد سن تعیین  سن ازدواج را میتوان از آیه 6 سوره نساء بدست اورد طوریکه میفرماید : «و ابتلوا الیتامی حتی إذا بلغوا النکاح فإن آنستم منهم رشداً فادفعوا إلیهم أموالهم»  ( یتیمان را آزمایش کنید تا هنگامی که بالغ شده و به نکاح تمایل پیدا کردند و آنان را به درک مصالح زندگانی خود آگاه یافتید، اموالشان را به آنان بدهید.)
مفسرین معنی بلوغ به معنی بلوغ نکاح وبه  مرحله ی توانایی بر همخوابگی و تولید نسل ترجمه وتفسیر نموده اند .
علما ء مینویسند : بلوغ نکاح رسیدن به سنی است که در انسان استعداد و آمادگی ازدواج حاصل شود و آن بلوغ حلم است.
نوجوان در این حالت میل پیدا می کند همسر و سرپرست خانواده باشد.  کسی که مال یتیمان نزد وی است، حق ندارد مال را در اختیار یتیم بگذارد، تا این که به بلوغ جنسی و احتلام برسد.
در این روایت بلوغ نکاح به احتلام تفسیر شده است. خلاصه آنکه، معیار سن ازدواج از نظر قرآن همان قدرت داشتن بر ازدواج، توانایی هم خوابگی و تولید نسل است.
خواننده محترم !
درشرعیت  دین مقدس اسلام بلوخ دختران و پسران سن خاص و مشخصی ندارد و ممکن است این سن در همه یکسان نباشد، بنابراین تعیین کردن دقیق سن بعنوان سن بلوغ در فهم شرعیت اشتباه است، بلکه صحیح آنست که به نشانه های بالغ شدن دختر و پسر نظر شود، بدین صورت که:
هرگاه پسری محتلم شد و یا منی از او خارج گشت و یا آنکه موی شرمگاه او نمایان شد، و در دخترها علاوه بر آن سه نشانه مذکور برای پسرها، دچار عادت ماهیانه (حیض) شد فرق نمیکند در هر سنی که باشند ، وجود تنها یکی از این نشانه ها، نشانه ی بلوغ آنهاست و از همان لحظه به بعد آنها شرعا بالغ محسوب می شوند ، در صورتیکه جنون نداشته باشند، مؤظف به انجام تکالیف شرعی خود اعم از نماز و روزه و دیگر عباداتی که بر هر زن و مرد مسلمان بالغی واجب است، هستند.
بنابراین ممکن است که دختری در سن هفت سالگی و دیگری در نه سالگی دچار حیض شود و همانسال سن بلوغش است.
و همینطور یک پسر ممکن است در سن دوازده سالگی محتلم شود و دیگری در سن پانزده سالگی ویا هم در سنین دیگر آن سن بلوغ اش بشمار میرود .
ولی سوال در اینجا است : اگر بالفرض مثال سن دختر یا پسر از حد معینی بالاتر رفت ولی نشانه های بلوغ در او یافت نشد، چه حکم در این بابت باید تنفیذ گردد .
در این مورد علماء اسلام نظریات متفاوتی در مورد سن بلوغ دارند وهریک از این علماء دید تفسیری واستد لالی خویش را ارائیه  داشته اند که غرض روشن شدن بهتر وبیشتر این حکم ذیلآ مختصرآ بدان اشاره مینمایم :
نظر امام شافعی :
در مذهب امام شافعی دختران وپسران که از حد معین بالا رفت ونشانه بلوغ در آن یافت نشد سن پانزده سالگی را برای دختران و پسران را محدوده نهایی قرار داده اند، یعنی اگر دختری به پانزده سالگی برسد ولی نشانه های بلوغ در او دیده نشود، باز او بعد از پانزده سالگی (کامل) بعنوان مکلف شرعی موظف است تا عبادت و تکالیف شرعی را انجام دهد و همینطور سن پانزده سالگی را برای پسرها هرچند که نشانه های (حیض، یا احتلام یا خروج منی، یا روییدن مو بر شرمگاه) دیده نشوند.
نظر امام ابو حنیفه وامام مالک  :
در مذهب  امام صاحب ابوحنیفه و امام صاحب مالک‌‌ گفته‌اند: کسیکه  احتلام نشده باشد، حکم به بلوغ وی نمی‌شود تا اینکه بسن شانزده سالگی برسد و در روایت مشهورتری از امام صاحب ابوحنیفه  سن هفده سالگی ‌ نقل شده است‌.
و در‌باره دخترگفته است باید بسن هفده سالگی برسد و امام صاحب ابو داود گفته است‌: انسان با سن بلوغ نمی‌شود، مادام‌که احتلام نیابد اگرچه چهل ساله هم باشد. ( تفصیل موضوع :فقه السنه سید سابق).
اما تعدادی از علمای تابع مذهب امام ابوحنیفه  گفته اند که محدوده نهایی برای دختر و پسر پانزده سالگی کامل است، و این نظر علمای مذهب امام حنبل نیز میباشد .
جمعبندی کلی سن بلوغ در نزد علماء :
امام ابوحنیفه: سن نهایی تعیین بلوغ را برای دختران و پسران را هفده سالگی دانسته است.
امام ابویوسف وامام  محمد ، سن بلوغ دختر و پسر را 15 سال قمری می دانند.
امام مالک: اتمام 18 سال برای پسر و دختر سن بلوغ تعین نموده اند .
امام شافعی: اتمام 15 سال قمری را  برای پسر و دخترسن بلوغ دانسته اند .
امام حنبل :: اتمام 15 سال قمری برای پسر و دخترسن بلوغ  دانسته اند .
ظاهریه: میگویند : هرگاه نشانه ی بلوغ ظاهر شود و سن مهم نیست.
البته همانطور که گفته شد اگر کسی قبل از آن سنین در وی نشانه های بلوغ ظاهر شود، او از همان لحظه بعنوان مکلف شناخته می شود، مثلا ممکن است دختری در نه سالگی بالغ شود و پسری در دوازده سالگی، ولی اگر هیچ علامتی از بالغ شدن در او دیده نشود، در آنصورت ملاک سنین فوق هستند، یعنی با رسیدن به این سن احکام شرعی بر آنها واجب خواهد شد.
بلوغ زود رس دراسلام :
ظاهر شدن علائم بلوغ‌ ‌ازنظرفیزیكی وهورمونی در دختران وپسران را در فقه اسلامی ،‌ ‌بلوغ زودرس نامیده اند . سوال در اینجا است که : ایا بلوغ زودرس در شریعت  برای اجرای قوانین اسلامی معتبر است؟
علما ء در تحقیقات    خویش میگویند : رسیدن به سن بلوغ با یکی ازنشانه‌های زیر به ثبوت می‌رسد:
1-‌ خروج منی از وی‌، خواه درخواب باشد ویا هم بیداری‌، چون خداوند می‌فرماید:
«  وإذا بلغ الاطفال منکم الحلم فلیستأذنوا کما استأذن الذین من قبلهم » ( سوره  نور آیه 59 ) (هرگاه اطفال شما بسن بلوغ رسیدند و احتلام شدند، باید بدون اجازه بر شما وارد نشوند، همانگونه کهکشانی پیش از آنان بودند اجازه می‌گرفتند).
در حدیثی بروایت ابوداود از علی بن ابیطالب پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت‌:«  رفع القلم عن ثلاث: عن الصبی حتی یحتلم.وعن النائم حتی یستیقظ وعن المجنون حتی یفیق »
(‌ازسه‌کس قلم تکلیف برداشته شده است‌: ازکودک تا اینکه احتلام شود و از بخواب رفته تا اینکه بیدار گردد و ازدیوانه تا اینکه بهبودی حاصل‌کند و رشد خویش را باز یابد).( و بروایت امام علی بن ابیطالب پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت‌:« لا یتم بعد احتلام   [‌بعد ازاحتلام یتیمی وجود ندارد و دیگر یتیم نیست‌).( بروایت ابوداود و بخاری‌.)
2-‌بپایان بردن پانزده سال تمام از عمر خود، چون ابن عمرگفت‌: در روز جنگ  “‌اُ‌حد”‌ که چهارده سال داشتم بر پیامبر صلی الله علیه و سلم  عرضه شدم‌، که در جنگ شرکت ‌کنم‌، بمن اجازه نداد و روز جنگ خندق‌ که پانزده سال داشتم بر وی عرضه شدم‌ که در جنگ شرکت‌ کنم بمن اجازه داد.
چون عمر بن عبدالعزیز این مطلب را شنید بعاملان خود نوشت‌ که ‌کسی را بجنگ نفرستند مگر اینکه به پانزده سالگی رسیده باشند و تاکسی به پانزده سالگی نرسیده باشد بوی تعرض نکنند.
امام ابوحنیفه و امام مالک‌‌ گفته‌اند کسی‌ که احتلام نشده باشد، حکم به بلوغ وی نمی‌شود تا اینکه بسن شانزده سالگی برسد و در روایت مشهورتری ازامام  ابوحنیفه هفده سال‌ نقل شده است‌. و در‌باره دخترگفته است باید بسن هفده سالگی برسد و امام داودگفته است‌: انسان با سن بلوغ نمی‌شود، مادام‌که احتلام نیابد اگرچه چهل ساله هم باشد.
3-‌روییدن موی سیاه زهار که موی سیاه مجعد است‌، نه مطلق موی‌،‌که مطلق موی در زهارکودکان نیز هست‌. درجنگ بنی قریظه مرد را با روییدن موی زهار می‌شناختند و هرکس موی زهارش روییده بود، بوی اجازه شرکت در جنگ داده می‌شد.
امام ابوحنیفه‌ گفت‌: با روییدن موی‌، هیچ حکمی ثابت نمی‌شود وروییدن موی زهارنه بلوغ است ونه علامت بلوغ‌.   
4-‌قاعده شدن وآبستن شدن‌، و با این سه علامت قبلی‌که ذکرشد بلوغ پسرو دخترثابت می‌شود و علائم بلوغ دختران علاوه برآنها قاعده شدن وآبستن شدن نیزهست‌، چون بخاری و غیراو از عایشه روایت‌کرده‌اندکه پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت‌: « لا یقبل الله صلاة حائض إلا بخمار»(خداوند نماز زن بحیض افتاده بالغ را نمی‌پذیرد تا اینکه روسری داشته باشد و بدون آن نمی‌پذیرد(‌.   
واما ر‌شد عبارت است ازقدرت براصلاح مال و حفظ و نگهداری آن از ضایع شدن‌،‌که بصورت واضح وآشکار در معاملات مالی بیش از حد معمول و غالب‌، مغبون وزیان دیده نشود ومال را درراه حرام صرف نکند، پس هرگاه‌کسی بالغ شد و رشد نداشت‌، ولایت مالی بر او ادامه دارد و از تصرفات (فقط)مالی ممنوع است‌.
تا اینکه علائم رشد دروی بظهور رسد، بدون تحدید سن یعنی رشد مدرک عمل است نه سن معینی‌، برابرظاهرنص قرآنی چنین است بخلاف ابوحنیفه‌که سن معینی را در نظرگرفته است‌، هرگاه پس از رسیدن برشد از او سفاهت ظاهر شد، مجدداً بر وی حجر نهاده می‌شود، چون بقول جصاص ضرر سفاهت بهمه برمی‌گردد، چون هرگاه سفیه مال خود را با اسراف و تبذیر تلف‌کند، او محتاج می‌شود و وبال بر مردم و بیت‌المال است و این از جهت ولایت مالی است و اما ولایت برنفس بمجرد رسیدن بسن بلوغ و عاقل شدن‌، این ولایت از اوقطع و مکلف می‌گردد. و او می‌تواند در مال خود تصرف‌کند.
در تفسیرآیه‌:” فإن آنستم منهم رشدا “، از سعید بن منصور بروایت از مجاهد روایت شده است ‌که ‌گفت‌:عقل‌، یتیمی را از یتیم دور نمی‌سازد، اگرچه سنش نیز بزرگ شده باشد مگر اینکه برشد برسد ورشد ملاک است نه عقل‌.(منبع:فقه السنه سید سابق)
اما در سایت معتبر (اسلام وب ) در باره کودکی که زود بالغ می شود چنین نوشته است:
« اگر کودک در سن پایین محتلم شود، در اینصورت شرع با وی همانند بالغین معامله می کند بجز حج، که بر وی واجب نمی شود مگر در صورت توانایی مالی و بدنی. بدلیل فرموده الله تعالی که می فرماید:
« وَلِلّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً»  (سوره آل عمران:97‏‎)یعنی: و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند.و اما اگر به سبب غرق شدن بمیرد، حکم شهید را دارد زیرا این حکم در سنت نبوی ثابت شده است . (برای معلومات بیشتر در این زمینه به کتابهای اصولی مراجعه کنید. )
ازدواج بادختر صغیره :

مصطفى بن حسني السباعي، متولد 1915 شهر حمص سوریه که یکی از علمای شهیر جهان اسلام است در کتاب مشهور خویش « زن میان فقه وقانون » وعالم  شهیر کشور مصر شیخ علی طنطاوی در مقالات خویش مینویسد «  یجوز قضاه ویحرم دیانه » طی تحلیل علمی وفتوای اسلامی خویش با تمام صراحت مینویسد :

ازدواج با دختر صغیره از فهم قضایی  وقانونی کدام ممانعت ومشکلی ندارد ولی از فهم دیانت اهداف ومقاصدیکه  در ورا ء ازدواج با دختر صغیره ، نهفته است حرام است .
تعدادی کثیری از علمای اسلام  بارز ترین ومهمترین هدف شرعی ازدواج  را مطابق به ارشادات قرآن عظیم الشان :   سکون نفس ، مودت ، عشق ومحبت معرفی داشته اند   .

طوریکه قرآن عظیم الشان (در ایه 21 سوره رم ) میفرماید :« ومن آیاته  أن خلق لکم من انفسکم أزواجآ لتسکنوا إلیها وجعل بینکم مودة ورحمة إن فی ذلک لایات لقوم یتفکرون »

(از نشانه های  پروردگار آنست که بیافرید برای شما  از جنس شما زنان را تا آرام گیرید بسوی ایشان وپیدا کرد  میان شما دوستی ومهربانی ، بدرستی که در این کار نشانه ها است  برای گروهی که تفکر میکنند ).
«لتسکنوا إلیها  » آرامش گرفتن واقعی در کنار همسر تا زمانی تحقق نمی یابد ، تازمانیکه زن بالغه وصالحه نباشد .
« بینکم  مودة » مودت را مفسرین به محبت تفسیر نموده اند که این محبت دربلوغت با اکثر ظاهر میشود .
این مودت ومحبت بین شوهر وهمسر بعد از ازداج هدف است ، بلکه این محبت ومودت حتی در مرحله خواستگاری  هم ، همینکه مرد وزن با یکدیگر تمایل به ازدواج می نمایند باید به وجود اید .
مفسرین می نویسند که :
مودّت: انگیزه ارتباط در آغاز کار ازدواج است و اما ادامه و پایان آن که یکی از دو همسر ممکن است ضعیف و ناتوان شود و قادر بر خدمت نسبت به دیگری نباشد، «رحمت» جایگزین مودّت می شود.  
بنآازدواج  با دختر صغیره نه تنها  اهداف مندرج در آیه متبرکه  را تحقق میبخشد ، بلکه مصالح  علیای مجتمع انسانی را نیز به مخاطره  جدی مواجه می سازد.

درازواج با دختر صغیره نه تنها  مودة ورحمت است بلکه در ازدواج با  دختر صغیره اهانت به امر ازواج واهانت  به مقام والای انسان وارزشهای انسانی است .

هدف از ازدواج رسیدن به یک لقمه نان ولباس  وخانه نیست ،بلکه هدف از ازدواج عشق است ومحبت است.