آغوش وطن
فریادِ خراسان بزرگ
و
ایران قدیم
رسول پویان
جوزای 1404

در خانـه قـوی باش که چوراچور است
دزدان به کمین فانوس شب بی نوراست
بشنو ز فرخی که خوب گفـت و درسـت
رو زوربه دست آرکه حق با زور است
*******
از مام وطـن دفـاع جـانـانـه کنید
درسنگرمرزوبوم خود خانه کنید
گرزلف وطن خصم پریشان سازد
زلفـین پـریـشـان ورا شـانـه کنید
*******
هشدار! که دشمن وطن غـدّار است
کودک کشست و از خدا بیزار است
از عاطفه و رحم و مروت خالیست
دیــوانـۀ مزدور فـقـط بـیـمار است
*******
صد بار به قربان وطن باید شد
درشهروده ودشت ودمن باید شد
نام و سر و سرمایه فدا باید کرد
گمـنام شـهـیـد بی کـــفـن باید شد
*******
هر مرغک زنـده آشیانی دارد
در باغ وطن نام و نشانی دارد
نفرین برآن که بهر قتل مرغان
بمب مادر و تیر و کمانی دارد
*******
از حـلـقـۀ ظلم ظالـمان بیرون شو
ازوحشت ظلم ظالمان مصئون شو
از خـون دل و گلـوی اطفال غـزه
افسرده مشو چولاله ها گلگون شو
*******
دردا که جهان درآتش وخون غرق است
شهر و ده و بوستان وهامون غرق است
یـک بـار دیگــر کاوه بــه مـیـــدان آمـد
ضحـاک بـه خطـۀ فـریـدون غـرق است
*******
در خاک وطن خانۀ اجدادی ماست
آبرو و شرف عزّت و آزادی ماست
صد قبله ومحراب دعا درخاک است
این عشق دل و مهر خدادادی ماست
*******
از کاخ ستم جور و جفا می خیزد
جرثومۀ جنگ و ماجرا می خیزد
با طـیـف سـلاح کـشـتـار جـمـعی
گاهی کرونا و گاهی وبا می خیزد
*******
دیـوانـه یی آهـنگ تجاوز دارد
در دسـت ستم سنگ تجاوز دار
ازقصۀ ویتنام مگربی خبراست
یا این که فـرهنگ تجاوز دارد
*******
تاریخ و تمدن و وطن یکجایند
مـیــراث بـزرگ پــدر و آبایند
دلها همه زنده اند ازحب وطن
سرها همه در مرز وطن بالایند
*******
اندیشه مکن که زندگی دو روز است
پاییز و تموز و خُنُک و نوروز است
در چـنگ تجـاوزگـران حـق حـیــات
تحقیر و شکنجه وعذاب و سوز است
*******
شمشیر دفاع مرز و بوم عریان باد
لعنت بـه تجاوزگـر بی وجـدان باد
در راه غرور و شرف و عزّ وطن
جان و دل و سرمایه همه قربان باد
*******
جـام جـم ایـران ز سـر باید ساخت
جمشید و کیومرث دیگر باید ساخت
قانـون و حـقوق بشـری رفته به باد
با منشور کوروش، ززرباید ساخت
*******
این سقف بزرگ بهر وحدت باشد
رویـا و بـزرگـی و نجــابـت باشد
با همت و همدلی بجـوش آمده اید
این پختگی وحرکت و برکت باشد
*******
از سلطۀ غرب بوی خون می خیزد
هر گل و گـیاه سـرنگـون می خیزد
ظلـم و سـتم و وحـشـتِ افـراط آرد
هرکس که بدامست زبون می خیزد
*******
بر یاد خراسـان بزرگ افتادم
در فکر حماسۀ سترگ افتادم
در بحـر تمـدن قــدیــم ایـران
باپنجۀ شیرچنگ گرگ افتادم
*******
گویی به نبرد شیر، موش آمده است
درمیدان رخش درازگوش آمده است
از نعــرۀ رسـتم دل تاریـخ پـر است
دیـو ســفید و جهـل بـوش آمده است
*******
ایران کهن مرز و بوم گُردان است
بی شک که خطۀ دلیرمردان است
این نسل مِهِین خاک به دشمن ندهد
دشمن ازین حماسه سرگردان است
*******
این مهد تمدنست ویران نشود
جولانگهی گـرگان بیان نشود
تاریخ و تمدن هـزاران ساله
هرگز اسیر زرپرستان نشود
*******
دشمن ز تاریخ کهن بی خبر است
انکارگـر فلـسـفۀ خیر و شـر است
حماسـۀ فـرهنگ و هنر نشنیدسـت
دیوانۀ مغروز مگر کور وکراست
*******
ایران که درجوش وخروش آمده است
سـیمرغ پـرانـیــد که قـوش آمده است
گویی که از رسـتم و زال بی خبر اند
گر دیـو به جنگ داریوش آمده است
*******
سـورنای دیگـر ز سیستان برخیزد
بـومسـلمی از خُـورسَــتان برخیزد
بیشک که مرزِباستان محفوظ است
آرش ز دل تـیـــر و کمـان برخیزد
*******
گـر بلـخ گُـزین نـوبهاری دارد
در قلب خراسـان شـراری دارد
سیستان که با رستم وعیارانست
تیسـفـون کهن شـهـریاری دارد
*******
زودست به ریشه های خود برگردید
ســرو کهـنـی بـرای کـشــور گردید
با علـم و فـنــاوری و افکار نـویــن
دوباره بزرگ و تاج بـر سر گردید
*******
دریاب شکـوه ماد و ایلامی را
دوران هخـامنش و اشکانـی را
میترایی وزرتشتی و ویدایی را
کوشانی و ساسانی وسامانی را
*******
از ارث کـهــــــن دانـش نــــو آگاه باش
با حکمت و با عـقل و خـرد همراه باش
بـا پــنـــدار و گـفـتـــار و کـردار نـیکـو
روزها چوخورشید وشبان چون ماه باش
*******
هـشدار! که غـرب مهـدِ اسـتعـمار است
هم خودزن وهم خودکش وهم بیماراست
بـا کـس نکــنــد رحـم و مـدارا هـرگــز
تاریـخ بیان کند که بس خونخـوار است
*******
بنیاد مـذاکـره دروغــیـن بودست
از ریشه به راه حل بدبین بودست
داروی خواب آور به سیمرغ داده
دامی بـرای صید شـاهین بودست
*******
ازرحم وکرم دشمن انسان دوراست
ویـرانگـر ایران کهـن مزدور است
با پـول و سـلاح امریکا می جنگـد
در دیـده و افکار بشـر منفور است
*******
ایران وخراسان دوپیکریک جان اند
فـرهـنــگ و تمـدن کهــن دوران اند
از جـام جـم عـقــل و خـرد نوشیدند
امروز چو اجداد خـود هم پیمان اند
*******
امروز که آشتی بزرگ آمده است
از وحدت اقـوام سترگ آمده است
ایـران و خـراسـان کهـن در میدان
باهیبت شیر جنگ گرگ آمده است
*******
تسـلیم شـدن بـه اجنبی ها ننگ است
دورازشرف ونجابت وفرهنگ است
در هــرقــدم دفــاع و مـیـدان نـبـرد
حماسۀ فردوسی چه خوش آهنگست
*******
از جنگ سـوم جلوگیری باید کرد
لعنت به جنگ ودرگیری باید کرد
صد تف به روی جنگ افروزپلید
هم بر رخ زشت قلدری باید کرد
*******
مردم جهان علیه جنگ وخون اند
از دبـدبـۀ سـلطه گـران بیرون اند
در زیـر فـشار مالیات خرد شدنـد
بـر دولت و نابرابری مظنون اند
*******
صد نه به جنگ امریکا باید گفت
بـر سـلطۀ تک روی بلا باید گفت
اکنون که جهان نظام چندقطبی شده
از صلح و تعادل همه جا باید گفت
*******
رویای نظام تکروی درگور است
دشمن به قبول همگان مجبور است
با وحـدت انسـانی ز دیـوان قـدرت
مانند گـرفـتن عـصا از کـور است
*******
هـشـدار! که امریکا بـلا می آرد
کـشتار و جنگ و ماجرا می آرد
غارت بکند روی زمین زیرزمین
ظالم همه جا جور و جفا می آرد
*******
خوش بادکه اژدهای خفته بیدارشود
واقـف بـه پـیــچ و خم اسـرار شود
با مـردم ایـران و خراسـان بـزرگ
در سـاختن و پایـداری همکار شود
*******
ازظلم و ستم به هرزبان بنویسند
غـمـنامـۀ غـزه را عـیان بنویسند
در صفحۀ تاریخ جهان ظلم ترامپ
با خـون زنان و کـودکان بنویسند
*******
بر سـوریـه و لیبی و لـبنان بنگر
برخواری وویرانی اوکراین بنگر
در غـزه ببین جـنـایـت جنگی را
بر مـردم عــراق پـریـشـان بنگر
*******
با زدن راکتور کُشند مـردم را
صد بمب هروشیما کنند اتم را
برآدم وجاندارنکنند رحم هرگز
آلـوده کـنـند مـزارع گـنـدم را
********
حقوق بشر شعار بی مایه شدست
قربانی غاصبان سـرمایه شدست
گـرگان بـه جـان آهـوگان افتادنـد
سازمان ملل جنگل بیپایه شدست
*******
آزادی زن بهــانـه و تـرفـنـد است
گفتاردموکراسی یک نیرنگ است
هرسوکه نگه کنی فقط افراط است
طالب بـه دادن حـقـوق پابند است؟
*******
افغانسَتان که شد زندان زنان
گرگان فتاده اند بر جان زنان
طالب ز امـریکا بگـیرد دالـر
اینست مگربهای ارمان زنان
*******
بر چال وفریب غرب باور نکنید














